پست های ویژه مشاهده همه

بيوگرافي زهره فكور صبور

بیوگرافی زهره فکور صبور

نام اصلی : زهره فکورصبور
زمینه فعالیت : بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر
تولد : ۱ فروردین ۱۳۵۷
تهران ، ایران
محل زندگی : تهران ، ایران
ملیت : ایران
پیشه : بازیگری
سال‌های فعالیت : از ۱۳۷۷ تاکنون

زهره فکورصبور ( متولد ۱ فروردین ۱۳۵۷ تهران ) بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر ایرانی است.

گفتگوی کوتاه با هنرمند محبوب کشورمان زهره‌ فکور صبور

بوی عطرش همه فضا را پر کرده است، همان عطر معروفی که همه بویش را با او می‌شناسند، با اینکه به گفته خودش عطر خیلی گرانی نیست اما همیشه در سر‌کارهایش از آن استفاده می‌کند. حتما متوجه نشدید، چه کسی را می‌گویم، مهمان ما کسی نیست جز زهره‌ فکور‌ صبور. بازیگر مهربان، خوش‌برخورد و بهاری سینما و تلویزیون ما.

خانم‌فکور‌صبور خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید؟
زهره‌فکور‌صبور هستم متولد 1/1/13۵7، پدرم کرمانشاهی و مادرم هم سمنانی هستند اما خودم در تهران متولد شدم.

از خانواده‌تان بگویید؟
من در یک خانواده 7نفر زندگی می‌کنم، 3خواهر و 1برادر دارم و من خودم فرزند آخر خانواده هستم و با برادرم به علت اختلاف سنی کمی که حدود 1سال دارم رابطه بسیار نزدیک و صمیمی دارم.

چطور پا در عرصه بازیگری گذاشتید؟
واقعیت این است که در تمام طول زندگیم به تنها چیزی که فکر نمی‌کردم بازیگر شدن بود، سال 137۵ که دیپلم گرفتم یکی از دوستانم که در عرصه تئاتر کودک فعالیت داشت، آن زمان نمایشی را در دست داشت و به دنبال بازیگر برای نقش یک گل بود، به من پیشنهاد داد و من پذیرفتم. بعد از این تئاتر هم، با گروهی از دانشجویان تئاتر در نمایش‌نامه حملت نقشی ایفا کردم، بعد از این قضیه بازیگری برای من جدی‌تر شد، در حین تئاتر حملت دوستانم پیشنهاد دادند که گروهی برای تهیه دو فیلم به دنبال بازیگر هستند و من رفتم و فرم پر کردم و از آنجا بود که توانستم در فیلم باغ کوچک بی‌بی‌گل و همزمان با آن در فیلم روزگار جوانی به کارگردانی آقای شاپورقریب بازی کنم. وقتی این کارها تمام شد به کلاس بازیگری آقای سمندریان رفتم و آنجا دوره دیدم و به این شکل به این عرصه راه پیدا کردم.

مخالفتی برای بازیگر شدن شما در خانواده وجود نداشت؟
زمان بازیگر شدن من تنها کسی که با این مسئله مخالفت کرد برادرم بود و با توجه به اینکه من حدود 1سال داشتم که پدرم فوت کرد، حرف برادرم نه تنها برای من بلکه برای تمام اعضای خانواده‌ام مورد قبول بود، اما بعد از اینکه پشتکار مرا دید و سر ضبط کارهای من حضور پیدا می‌کرد کم کم این مسئله را پذیرفت.

دلیل کم کار شدن شما در سال‌های اخیر چیست؟
در ابتدای کار و زمانی که سن و سال کمتر است، هر بازیگری دوست دارد همه نقش‌ها را تجربه کند، اما بعد از گذشت مدتی تمام نقش‌هایی که پیشنهاد می‌شود همه یکسان هستند و من این مسئله را دوست ندارم. من بعد از دلنوازان که نقش یک نابینا را داشتم و متفاوت با نقش‌هایی بود که قبلا بازی کردم، دوست دارم بازی‌هایم متفاوت باشد و نقشی را کار کنم که برای نزدیک شدن به آن کمی تحقیق کنم. البته اگر هم بخواهی منتظر نقش خاص بمانی هم خوب تبعاتی دارد که اولا باید مدت زیادی بیکار باشی و بالاخره بُعد مالی زندگی هم هست.
نگران فراموش شدن نیستید؟
واقعیتش اول خیلی نگران این موضوع نبودم و زیاد به این موضوع فکر نمی‌کردم، اما کم کم متوجه شدم وقتی آدم زیاد کار نمی‌کند فراموش می‌شود و حتی این مسئله در بُعد کاری هم تاثیرگذار است؛ اگر فیلم‌نامه خوبی باشد که در آن نقشی بسیار مناسب با نوع بازی من هم در آن وجود داشته باشد، زمانی که من کار نمی‌کنم از یاد کارگردان‌ها هم می‌روم و این به ضرر من و هر کسی که این رویه را انتخاب کرده است و برای همین است که به تازگی خیلی روی خاص بودن نقش تمرکزنمی‌کنم و نمایش‌نامه‌ها را راحت‌تر انتخاب می‌کنم.

اندازه محبوبیت خودتان را چه مقدار می‌دانید؟
اگر بخواهم از لحاظ خودم جواب دهم از برخوردی که با مردم دارم، می‌توانم بگویم من را دوست دارند، اما من با چه تعداد آدم باید سرکار داشته باشم که بگویم از نظر همه محبوب هستم، اما خوشبختانه تا امروز با هر که برخورد داشتم برخورد مناسبی با من داشتند و دوستم دارند.

تا چه اندازه نقش‌ها در شما تاثیر دارند؟
شاید درست نباشد اما من تا مدتی بعد از بازی در یک کاراکتر خیلی با آن نزدیک هستم و با آن زندگی می‌کنم و در زندگی عادی من هم وارد می‌شود. حتی گاهی اتفاقی می‌افتد که با خودم می‌گویم مثلا کاش آن قسمت فیلم را به یک شکل دیگری بازی می‌کردم. اما به مرور از حال و هوای بازی‌هایم در می‌آیم.

چه زمانی انسان خوشبخت است؟
خوشبختی در پول، ثروت و… این‌ها نیست و من با این سوال شما یاد جمله آقای انتظامی افتادم که می‌گفتند خوشبختی در دل آدم باید باشد و وقتی دلت خوش باشد آدم خوشبختی هستی که واقعا هم درست است.

آیا شما خود را خوشبخت می‌دانید؟
خوب نمی‌توانم صددرصد جواب بدهم اما تا حدودی ولی نه خیلی زیاد خوشبخت هستم.

به عنوان یک بازیگر زن، چقدر ظاهر را در بازیگری موثر می‌دانید؟
‌ ببینید زمانی که من شروع به کار کردم مثلا سال 1379 چهره و استیل خیلی زیاد موثر نبود و بیشتر مهارت بازیگری اهمیت داشت، ولی امروزه به این مسئله بیشتر بها داده می‌شود و کسانی را می‌بینم که چهره و استیل خوبی دارند اما وقتی وارد بطن بازی آن‌ها می‌شویم متوجه ضعف‌هایشان خواهی شد. به نظر من چهره و استیل بدنی برای بازیگر لازم است اما نباید از اصل بازیگری که نحوه بیان، لحن خوب و مسائلی این چنینی است غافل شد.

بنابراین حتما رژیمی هستید؟
شدیدا، من از بچگی زیاد ورزش می‌کردم و زمانی وارد بازیگری شدم، بخشی از زمان ورزش کردنم به کارم اختصاص یافت و این چنین کمی از ورزش دور شدم و این مسئله هم چاقی و اضافه وزن را همراه دارد. من رژیمی که بگویم هیچی نمی‌خورم ندارم اما خیلی رعایت می‌کنم و مسئله‌ای هم که هست من ذاتا آدم گیاه‌خواری هستم و علاقه زیادی هم به غذاهای آب‌پز و بخارپز دارم و صرفا به خاطر رژیم، تغذیه‌ام این چنینی نیست.
بیشتر بیرون غذا می‌خورید یا در خانه؟
من غذای بیرون خیلی باب میلم نیست و اگر برای تفریح بیرون بروم ترجیح می دهم به یک سینما بروم تا به یک رستوران و اگر به رستوران بروم سعی می‌کنم غذاهای خیلی سبک مانند سوپ و سالاد بخورم به جای فست‌فودها.

اهل مسافرت هستید؟
من خیلی سفر را دوست دارم ولی الان کمتر می‌روم اما ۴،۵ سال پیش اگر دو روز هم کار نداشتم به مسافرت می‌رفتم به طوری که می‌توانم بگویم سفر مرا بسیار خوشحال می‌کند می‌توانم بگویم مکانش خیلی برایم اهمیت ندارد، اما در بین شهرها مشهد، شمال و شیراز را خیلی دوست دارم و همیشه پیشنهادهای کاری شهرستان را خیلی دوست داشتم.

به نظر شما دختر دست‌پخت خوبش را از مادر به ارث می‌برد؟
دست‌پخت مادرم بسیار خوب است، گاهی به قدری هوس غذاهایش را می‌کنم که برای خوردن یک قاشق از غذاهایش سریع به آن‌جا می‌روم. شما هر اندازه که دلتان بخواهد من کارهای خانه را بسیار خوب انجام می‌دهم اما آشپزیم خوب نیست و فقط غذاهایی که دوست دارم را خوب درست می‌کنم که بیشتر هم، انواع سالادها و سوپ‌ها هستند. من عاشق بادمجان و غذاهایی که با بادمجان درست می‌‌شود هستم و هر وقت مادرم این غذاها را می‌پزد، من فورا به آن جا می‌روم.

رابطه دوستی‌تان با بازیگران چطور است؟
من تقریبا سعی می‌کنم با تمام بازیگران رابطه خوبی داشته باشم، ولی اخلاقی که دارم که نمی دانم خوب است یا بد، دوستان خیلی صمیمی‌ام، دوستانی هستند که از دوران بچگی با آن‌ها دوست بودم و نمی‌توانم سریع دوست صمیمی برای خودم پیدا کنم.

در کنار بازیگری چه کارهای دیگری انجام می‌دهید؟
من از بچگی عاشق خیاطی و بافتنی بودم و در چند سالی که کمتر کار می‌کردم، دوره‌های طراحی دوخت و طراحی پارچه را هم آموزش دیدم و اکنون در کنار بازیگری کارهای طراحی و دوخت انجام می‌دهم.

بيوگرافي زهره فكور صبور

بهترین فیلم مورد علاقه‌تان چیست؟
کازابلانکا را همیشه دوست داشتم و بعد از این همه دیدن، باز هم برایم جذابیت دارد.

از شرایطی که اکنون در آن هستید راضی هستید؟
اگر اکنون به انتخاب خودم بود شاید بازیگری را به عنوان حرفه انتخاب نمی‌کردم، بازیگر در یک مدت زمان کوتاه درآمد و موقعیت‌های خیلی خوبی دارد و به طور کلی همه چیز بر وفق مرادش هست، اما در طرف دیگر بیکاری و بالا، پایین‌های زیاد دارد و برای من طی کردن این مسائل سخت است. اما بازیگری خاصیتی دارد که آدم را نمک‌گیر می‌کند و اگر هم بخواهی یک مدتی کنار باشی باز وسوسه کار به سراغت می‌آید.

بهترین و بدترین اخلاق زهره فکور صبور؟
بدترین اخلاقم این است که حرف مردم خیلی روی من تاثیر می‌گذارد و با یک حرف خیلی ناراحت و با یک حرف خیلی خوشحال می‌شوم و به نظرم بهترین اخلاقم این هست که خیلی سریع می‌بخشم.

حرف آخر؟
برای تمام مخاطبانتان آرزوی خوشبختی و سلامتی را دارم.

منبع:بیوگرافی زهره فکور صبور

بیوگرافی زهره فکور صبور

ادامه مطلب و دانلود

بيوگرافي مهدى سلطانى سروستانى

بیوگرافی و عکسهای مهدی سلطانی

نام :مهدی
نام خانوادگی :سلطانی
تاریخ تولد :1350
محل تولد :شیراز
تحصیلات :فوق لیسانس کارگردانی و لیسانس بازیگری و دکترای تئاترمهدی سلطانی

فرزندان:روژا
——————————————————————————–

بيوگرافي مهدى سلطانى سروستانى

بيوگرافي مهدى سلطانى سروستانى

زندگینامه مهدی سلطانی
مهدی سلطانی سروستانی متولد سال 1350 در شیراز است ، لیسانس بازیگری خود را از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران گرفته است.
مهدی سلطان از کودکی تا بزرگسالی
وی فوق لیسانس کارگردانی از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر در سال 1378 و دکترای تئاتر از دانشگاه آوینیون Avingon فرانسه در سال 1378 و عضو هیثت علمی گروه تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران می باشد.
نوجوانی مهدی سلطانی
مهدی سلطانی متاهل است و دخترش روژا صبح روز 27 آبان 1392 به دنیا آمد.
فعالیت بازیگری مهدی سلطانی
وی در سال 1371 وارد دانشگاه شد و از آن به بعد وارد کار حرفه ای خود را خیلی سریع آغاز کرد. اولین کار درخشان او در عرصه نمایش، “چند و چون به چاه رفتن چوپان” نوشته علیرضا نادری بود که سال 1373 در جشنواره تئاتر فجر اجرا شد و مورد توجه هیئت داوران هم قرار گرفت.
مهدی سلطانی در تئاتر
اما عمده فعالیت های او به صورت جدی به تئاتر و آن هم بازیگری در این عرصه مربوط می شود. بازی بسیار زیبا و درخشان ایشان در سریال در مسیر زاینده رود، بازگشت نقشهای پهلوانی را با خود به همراه داشت.
مهدی سلطانی در سریال در مسیر زاینده رود
سلطانی در سریال مادرانه نقش اردلان تمجیدی بازی کرد اردلان از همسر خود جدا شده و پسر و دختر خود را سرپرستی می کند اما در می یابد که فاصله زیادی از لحاظ اجتماعی با دخترش رها پیدا کرده است.
مهدی سلطانی در سریال مادرانه
مهدی سلطانی بعد از هنرنمایی در سریال مادرانه به شهرت رسید و پس از آن در سریال هایی مثل مدینه ، هفت سنگ و کیمیا به ایفای نقش پرداخت.

مهدی سلطانی و حسن پورشیرازی در سریال کیمیا
سلطانی در اولین تجربه بازیگری در نمایش خانگی در سریال شهرزاد نقش هاشم دماوندی را به عهده داشت.

فیلم شناسی مهدی سلطانی

مهدی سلطانی در سینما

1392 اشباح
1392 چ
1390 ملکه
1379 سایه روشن
1377 پرواز خاموش
سریال های تلویزیونی مهدی سلطانی
1394شهرزاد
1394کیمیا
1393خانه کاغذی
1393هفت سنگ
1393مدینه
1392مادرانه
1391عکاسخانه
1390جنایت و مکافات
1391دیوار
1389در مسیر زاینده رود
1382روزهای به یاد ماندنی
1380تصمیم نهایی
1378محاکمه
1377یکی یه دونه
1377حنانه
1374حقیقت در آینه
1374کاراگاه
مهدی سلطانی در تئاتر
1373 ‏‏چند و چون به چاه رفتن چوپان
‏1374 محاکمۀ ژاندارک در
1374 ‏افسانه
1374 ‏سرود بال سروش
1375 معرکه در معرکه
1376 ‏خانۀ عروسک
1376 ‏آخرین قهرمانان زمین
1377 ‏دیوار
1378 ‏چیزی یادم نمی آد
1378 ‏دختر گل فروش
1379 ‏این قصه را ایرانیان نوشته اند
1380 ‏سعادت لرزان مردمان تیره روز
1381 ‏والس مرده شوران
1381 ‏پچپچه های پشت خط نبرد
1382 ‏چیستا
1382 ‏مضحکۀ شبیه قتل
1383 ‏تیغ کهنه
1383 ‏روزهای زرد
1388‏خانه
1388 ‏رمولوس کبیر
1388 رقص زمین
1389 حضرت والا
1391 پدرخوانده ناپلی
1394 خاطرات و کابوس های یک جامه دار
کارگردانی مهدی سلطانی
1376 ‏خانۀ عروسک
1379 ‏چیزی یادم نمی آید
تله تئاتر مهدی سلطانی
1376 تاجر ونیزی
1376 ‏ماجرای اوپنهایمر‎
1377 ‏منطقۀ جنگی
1377 ‏بی ریشه
1378 سقوط
1389 هویت
مهدی سلطانی در تله فیلم
1390 جنایت و مکافات
1390 خانه کاغدی
1389 بازجویی در کافه تهران
نمایش رادیویی سلطانی
1379 ‏سلام و خداحافظ
1379 ‏چشم اندازی از پل ‏
سایر فعالیت های مهدی سلطانی

بيوگرافي مهدى سلطانى سروستانى

بيوگرافي مهدى سلطانى سروستانى

پژوهش ها :
‏تحلیلی برعوامل موثر در ایفای نقش” این پژوهش، مراحل و عوامل رسیدن به نقش و ارائه آنرا مورد مطالعه ‏قرار می دهد.‏
نمودارسازی کنش دراماتیک” این پژوهش، چگونگی به تصویر کشیدن یک عمل نمایشی و یا به عبارت دیگر ‏مطلوب ترین ارائۀ کنش دراماتیک نهفته در یک متن نمایشی را مورد مطالعه قرار می دهد.‏
‏واقعیت استلیزه در تئاتر رئالیستی معاصر” این پژوهش، فرایند تحوّل بازیگری و کارگردانی رئالیستی قرن ‏حاضر را نسبت به تئاتر رئالیستی در زمان پیدایشش مورد مطالعه قرار می دهد.‏
مقاله ها :
بازیگری چیست؟ مجله«نما» ویژۀ دوازدهمین جشنوارۀ تئاتر دانشجویی کشور ‏‎–‎‏ 1377‏
نقش و نویسنده مجلۀ «تجربه» دانشگاه تهران شماره 2- سال 1378.‏
ترجمه :
‏« پرسش هایی پیرامون واقعگرایی‏ » نوشتۀ میشل وئیس ‏Michel Vaïs، مجله نمایش، آبان و آذر 1385، ش 86 و 87.‏
جوایز مهدی سلطانی
1373‏ ‏دریافت جایزه سوم بازیگری “”چندوچون به چاه رفتن چوپان” سیزدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر فجر
1374‏ دریافت جایزه دوم بازیگری “افسانه” دهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر دانشجویان کشور
1376‏ دریافت جایزه سوم بازیگری “آخرین قهرمانان زمین” شانزدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر فجر
1379 ‏دریافت جایزه دوم بازیگری “سعادت لرزان مردمان تیره روز” نوزدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر فجر
1379 ‏دریافت جایزه بهترین مرد سال از طرف کانون ملی منتقدان تئاتر ایران
1382 ‏دریافت جایزه دوم بازیگری مرد سال از طرف انجمن بازیگران خانه تئاتر ایران
1382 دریافت جایزه برگزیده بازیگری مرد سال از طرف کانون ملی منتقدان تئاتر ایران
1389 دریافت جایزه بازیگر برگزیده اردیبهشت تئاتر ایران از طرف مرکز هنرهای نمایشی

منبع:بيوگرافي مهدى سلطانى سروستانى

بيوگرافي مهدى سلطانى سروستانى

ادامه مطلب و دانلود

بيوگرافي كريم باقری

بیوگرافی کریم باقری و همسرش + زندگی شخصی و تجارت

بيوگرافي كريم باقری

کریم باقری متولد 1 اسفند 1352 در تبریز، فوتبالیست بود

دانشجوی لیسانس رشته تربیت بدنی در دانشگاه آزاد میانه است، در محله عباسی تبریز بدنیا امده است، 4 برادر و یک خواهر دارد حالا یک تاجر معروف فرش در ایران و تبریز است

شروع فوتبالی کریم باقری

فوتبال را با بچه محل های خیابان عباسی آغاز کرد و به شکل حرفه ای از تیم جوانان ایدم تبریز ادامه داد سپس در جوانان تراکتورسازی و بعد از 1371 تا 1373 در تیم بزرگسالان این تیم به میدان رفت

در ابتدای دوران فوتبال خود در پست دفاع بازی می‌ک رد

سربازی و شروع درخشش

کریم باقری بعد برای گذراندن سربازی خود به تهران رفت و به تیم کشاور پیوست، از سال 73 تا 1375 در این تیم بازی کرد، در اولین فصل حضور خود به تیم ملی دعوت شد

در بازی‌های مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۴ پس از نمایش ضعیف در پست دفاع، وی به خط هافبک منتقل شد و درخشش این بازیکن ۲۱ ساله آغاز شد
پرسپولیس و لژیونری

در زمستان 74 به پرسپولیس پیوست و یک فصل برای این تیم بازی کرد سپس در تابستان 76 به همراه علی دایی به تیم آرمینیا بیله‌ فلد آلمان پیوست و تا سال 76 در این تیم بود

مدتی در النصر بازی کرد و یک فصل از سال 79 – 80 نیز در چارلتون انگلیس حضور داشت ، یکسال نیز در السد بود و در نهایت از سال 81 – 89 فوتبالیش را با پرسپولیس به اتمام رساند

کامیون داری

در همان دوران فوتبالی اش از آنجا که علاقه بسیاری به ولوهای زردرنگ سوئدی داشت، با کمک پدرش هر چه پول داشت در همین راه هزینه کرد و چند دستگاه از همین کامیون ها خرید

صادرات و تاجر فرش

کریم باقری به همراه پدر همسرش هم یکی از تجار معروف فرش ایران و تبریز در دنیای فرش است او همچنین در زمینه صادرات خشک و بار و غلات و خرید و فروش ملک در کشورهای عربی فعال است
ازدواج و خانواده

کریم باقری سالهاست با دختری بنام لیلا ازدواج کرده و دو پسر دارد امیر 26 ساله و امید 12 ساله که آنها هم راه پدر در فوتبال را پیگیری کردند

بازیکن محبوب جهان

در سال 1378 مرد سال فوتبال ایران شد همچنین وی در نظرسنجی سایت آمار و تاریخ فدراسیون بین‌المللی فوتبال (IFFHS) به عنوان بازیکن محبوب جهان انتخاب شد

رستوران داری

کریم باقری نمایندگی یکی از شعب رستوران های زنجیره KFC آمریکا در ایران را از آن خود کرده بود اما بعدها بدلیل حساسیت ها با این رستوران به اصطلاح آمریکایی برخورد و پلمپ شد که نام آن به SOOGOOD تغییر یافت

دوستان نزدیک

بیشتر وقتم رو بجز خانواده با بعضی دوستان نزدیکم مثل احمدرضا عابدزاده، افشین پیروانی و علی دایی می گذرانم، ما چندتا نزدیک هم هستیم، همدیگر را می بینیم و با هم معاشرت داریم

عاشق کباب

از کباب به عنوان محبوب ترین غذایش یاد می کند و می گوید هر وقت که فرصتی دست دهد سری به کبابی محبوبش در تهران می زند به غیر از این هم بارها تاکید می کند که کبابی قدیمی حاج علی در بازار تبریز را با هیچ رستوران دیگری عوض نمی کند
فوتبالیست خیر

مربی فعلی پرسپولیسی ها به دور از اذهان عمومی همیشه دست خیر هم داشته است،وی بارها این اتفاق را تکرار کرد و از آن جمله می توان به دوره افتادن وی در بازار برای جمع کردن پول جهت زلزله زدگان ورزقان اشاره کرد

بيوگرافي كريم باقری

خداحافظی و مربیگری

در سال 1389 هم‌زمان با 8 آذر و بازی تاریخی با استرالیا از فوتبال خداحافظی کرد او پس از 18 سال بازی در تیم‌های مختلف کفش‌ هایش را آویخت و در حال حاضر مربی پرسپولیس تهران است

منبع:بيوگرافي كريم باقری

بيوگرافي كريم باقری

ادامه مطلب و دانلود

بيوگرافي کمال کامیابی نیا

عکس و بیوگرافی کمال کامیابی‌ نیا و همسرش + زندگی شخصی

بيوگرافي کمال کامیابی نیا

کمال کامیابی‌ نیا متولد 28 دی 1367 در تهران، بازیکن فوتبال است

در حال دانشجوی می باشد و در تیم پرسپولیس توپ می زند، استعدادش در فوتبال خیلی زود او را به تیم پرسپولیس تهران و تیم ملی رساند، او متاهل است و یک دختر دارد
شروع فوتبالی

از سال 1380 وقتی 13 ساله بود با قرارداد 5 به تیم پاس تهران پیوست و از تیم نونهالان تا امید این تیم فوتبال بازی کرد، در 18 سالگی به مس کرمان رفت و دوسال هم در این تیم توپ زد

خواهر کمال کامیابی نیا همسر فوتالیست پرافتخار لیگ برتر ایران حمیدرضا رجبی از بازیکنان پیشکوست فوتبال سایپا و مربی فوتبال می باشد

از راه آهن تا پرسپولیس

کامیابی نیا در سال 88 با تیم راه آهن بازی می کرد و سپس تا 96 با شهرداری تبریز بود

او در سال 1392 به نفت تهران پیوست و شاگرد علی منصوریان شد او در نهایت 5 تیر 96 با قرار دادی دو ساله به پرسپولیس پیوست، بازی های خویش این تیم را مجبور کرد تا در تیرماه 96 با این بازیکن دوسال دیگر تمدید کند

ازدواج

کمال کامیابی‌ نیا با خدیجه عسگری (تکواندوکار) ازدواج کرده است این زوج ورزشکار 12 اسفند 1394 صاحب یک دختر زیبا بنام کمند شدند

لذت پدر شدن

لذت پدر بودن برایم یکی از شیرین ترین اتفاقات در کل دوران زندگی ام بود

در این سال ها که از خدا عمر گرفته ام خیلی اتفاقات را دیدم و فکر می کردم بعد از آن دیگر اتفاقی بهتر و لذتبخش تر نیست ولی روزی که پدر شدم را نمی توانم با هیچ روز دیگری قیاس کنم

زندگی با دخترم

با دخترم هر روز زندگی ما با دیروزش متفاوت است. هر لحظه اش تازگی دارد. ستاره ای در آسمان زندگی مان شده که برق و چشمک هایش را نمی توان با هیچ اتفاق دیگری مقایسه کرد
حضور در تیم ملی

او در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۴ اولین بازی ملی خود را در برابر ترکمنستان در مرحله مقدماتی جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ انجام داد کامیابی‌ نیا اولین گل ملی خود را در پیروزی ۶ – ۰ در برابر گوآم به ثمر رساند

دوستان

می گوید در تیم پرسپولس با محسن مسلمان و فرشاد احمدزاده ارتباط خوبی دارد

منصوریان

از منصوریان تشکر می کنم زیرا نقش زیادی در پیشرفت من داشت او کمک های زیای به من کرده است
بازیکن مورد علاقه

دانیله ده روسی بازیکن مورد علاقه ام است و گتوزو ھم زمانی که بازی می کرد دوست داشتم. در ایران ھم فوتبال جواد نکونام و کریم باقری را می پسندم

بيوگرافي کمال کامیابی نیا

تتلو و شغل

● محمد علیزاده و امیر تتلو خواننده ھای مورد علاقه ام ھستم

● اگر فوتبالیست نمی شدم شاید ایجنت یا ھمان مدیر برنامه فوتبال می شدم

منبع:بيوگرافي کمال کامیابی نیا

بيوگرافي کمال کامیابی نیا

ادامه مطلب و دانلود

بيوگرافي محمد زارع

محمد زارع متولد ۲۸ خرداد ۱۳۶۴ خواننده است.

بيوگرافي محمد زارع

همیشه از پدرش میخواست که برای او یک کیبورد بخرد تا اینکه بالاخره یه روز به آرزویش رسید و پدرش به قولش عمل کرد. تابستان همون سال کلاس موسیقی ثبت نام کرد اسم استادش استاد جلالی بود. توی کلاس موسیقی از همه شاگردها تنبل تر و بازیگوشتر بود. اهل رقابت هم نبود چون دوست داشت آن چیزی را که خودش بلد بود ببیند نه چیزهایی که دیگران بلد بودند. ۸ ساله بود هر شب یک ساعت تمرین میکرد نه کمتر نه بیشتر. چند سالی گذشت حدود ۴ یا ۵ سال . یک روز که پشت ساز نشسته بود یک ملودی به ذهنش اومد، اجرایش کرد و سریع روی کاست ضبطش کرد. از خونه زد بیرون و رفت پیش دوستانش تا آهنگی رو که ساخته بود گوش کنند. وقتی گوش کردند همه مسخره اش کردند خیلی ناراحت شد ولی با خود گفت دفعه بعد یه آهنگ میسازد که دیگه جرات نکنند مسخره اش کنند. ولی این قضیه چند باری تکرار شد و هر دفعه همون قول همیشگی رو به خودش میداد.

آغاز کار هنری

یک روز همینطور که داشتم روی یک ملودی جدید کار میکردم چشمم به ترانه ای از خانم حیدرزاده افتاد که روی میز اتاقم بود ترانه ” هو ای رفتن”خیلی عجیب بود ملودی من با ترانه خانم حیدر زاده انگار مکمل همدیگه بودن به نظر خودم کار خیلی قشنگی بود. یک کم جدی شدم و شروع به کار کردم هر چقدر که جلوتر میرفتم علاقه بیشتری پیدا میکردم که کار رو ادامه بدم و بالاخره تموم شد. اولین ملودی من که کلام هم داشت. سریع ملودی رو ضبط کردم و خودم هم به صورت ماکت روی کار خوندم و دوباره سریع از خونه زدم بیرون . آنقدر هیجان زده بودم که حتی خودم آهنگی که ضبط کرده بودم رو گوش نکردم . رفتم به خونه دوستم و به بقیه هم زنگ زدم که سریع بیان . دوستام که فکر میکردن مثل دفعه های قبل بعد از گوش کردن باید مسخره ام کنن یه لبخند تمسخر آمیز روی لباشون بود. نوار کاست رو توی ضبط صوت گذاشتم و play کردم . شروع شد چند ثانیه ای گذشت که برای اولین بار صدای ضبط شده خودم رو شنیدم هم، خودم هم دوستام . خیلی تو ذوقم خورد طوری که بلند شدم که ضبط صوت رو خاموش کنم ولی بچه ها جلومو گرفتن. وسطای آهنگ بود که دیدم لبخند تمسخر آمیز بچه ها از بین رفته و توی نگاهشون یک کم ناراحتی هست ، اشک توی چشمای همشون حلقه زده بود. باورم نمیشد ولی اونا تحت تاثیر قرار گرفته بودن. البته اون موقع ۱۶ یا ۱۷ ساله بودیم . وقت ، وقت عشقهای گذری و کوتاه مدت اما ساده و بی ریا بود. آهنگ که تموم شد یکی از دوستام بلند شد و صورتم و ماچ کرد و گفت: دمت گرم خیلی خوب بود . حس خوبی بود اولین بار بود که یک نفر از کار موسیقی من تعریف میکرد. اون شب تا صبح خوابم نبرد نمیدونم خوشحال بودم یا هیجان زده. هم داشتم فکر می کردم که اگه این کارو ادامه بدم میتونم . (البته هیچ وقت از ترانه خانم حیدر زاده سوء استفاده نکردم و فقط از اون کار برای یادگیری استفاده کردم و برای ایشان احترام خاصی قائل هستم ).

حاشیه ها

نواختن ساز محمد زارع
از ۸ سالگی شروع به نواختن پیانوکردم و ساز تخصصیم پیانو هست.

آموزشگاه موسیقی محمد زارع

آموزشگاه موسیقی فکور می رفتم.

آهنگسازی و تنظیم محمد زارع
ازسن ۱۴ و ۱۵ سالگی ساختن ملودی روشروع کردم.

تحصیلات محمد زارع
دانشجو رشته ی مهندسی کشاورزی بودم که انصراف دادم و مدتی تحصیل نمیکردم ولی الان دانشجو رشته ی موسیقی هستم.

خواهر و برادر محمد زارع
۲ برادردارم و فرزند آخر خانواده هستم.

ازدواج محمد زارع
محمد زارع مجرد است.

اولین کنسرت محمد زارع
اولین کار زنده من و کنسرتم در تبریز و در سال ۱۳۸۵ بود که با استقبال خوبی هم روبرو شدیم وشب تکرار نشدنی بود.

آلبوم محمد زارع

در مورد آلبوم سومم بایدبگم ازکارهای خودم کمتر استفاده شده وبادوستان زیادی همکاری کردم که بیشتر از ۷۰ درصد کارآماده شده و در مرحله تنظیم هست و امیدوارم تونسته باشم رضایت مردم و دوستداران موسیقی رو جلب کرده باشم.

سایر فعالیت های هنری محمد زارع
باید بگم که خود من هم از سن ۱۳ یا ۱۴ سالگی به ترانه و شعر علاقه داشتم به خاطر همین گاهی اوقات چند بیتی ترانه میگفتم که اون موقع اغلب نیمه کاره می موند. از صبح روز بعد جدی تر شده بودم یواش یواش روی بعضی ملودی های کوتاه یکی دو خط ترانه مینوشتم. کم کم یک کم با تجربه شده بودم بعد از هر کار حس میکردم یک چیز تازه یاد گرفتم. تازه داشتم طعم پیشرفت کردن رو حس می کردم . یکی از همون روزها بود که من هم مثل بقیه حس کردم که حسی به اسم دوست داشتن و عشق داره وارد زندگیم میشه. جالب بود اون روزها همه چیز خوب بود . چند ماهی از این قضیه گذشت که یه اتفاق باعث شد که همه چیز به هم بریزه اول حس دوست داشتن و عشق تبدیل به حس تنهایی و دلواپسی شد. خیلی ناراحت بودم خوب اون موقع برای من و سن و سال من عادی بود که اینقدر زود دلبسته بشم. بگذریم اون روزها راحتر ترانه می نوشتم ، راحت روی ترانه هام ملودی می ذاشتم . یادمه شعر و ملودی آهنگ خریدار یکی از همون روزها انجام شد.

بيوگرافي محمد زارع

فعالیت های هنری محمد زارع

آلبوم ها:
رو در و دیوار این شهر
رو در و دیوار این شهر ۲
دلداده
دیوانه از قفس پرید

تک آهنگ ها:
هوا
رو در رو
گاهی وقتا
خودم تنها
شب تنهایی
تبعید
بارون
دلم میخواد
می تونستیم
رو در و دیوار این شهر
دوست داشتم
به سلامت
خطا کردم
سال خوب
رو درو دیوار این شهر (ریمیکس)
باران
دل عاشق من

منبع:بيوگرافي محمد زارع

بيوگرافي محمد زارع

ادامه مطلب و دانلود
برترین مطالب آهنگ فاخر
روز هفته ماه سال

    Sorry, no posts matched your criteria.

    Sorry, no posts matched your criteria.

    Sorry, no posts matched your criteria.

    Sorry, no posts matched your criteria.

دسته بندی خوانندگان
همکاران