پست های ویژه مشاهده همه

زندگینامه مسلم بن عقیل

زندگی نامه مسلم بن عقیل(ع)

روزشمار حرکت حضرت مسلم به کوفه تا شهادت
15 رمضان 60: رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بن‏ عقیل به کوفه برای بررسی اوضاع
5 شوال 60: ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت
11 ذی قعده 60: نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی به ‏آمدن به کوفه

8 ذی حجه 60: دستگیری هانی،سپس شهادت او، خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر،سپس پراکندگی‏ آنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه. تبدیل کردن امام حسین‏«ع‏» حج را به عمره در مکه، ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه.
9 ذی حجه 60: درگیری مسلم با کوفیان،سپس دستگیری او و شهادت مسلم بر بام‏ دار الاماره کوفه

زندگینامه مسلم بن عقیل

زندگینامه مسلم بن عقیل

شناسنامه مسلم بن عقیل علیه السلام
جناب مسلم بن عقیل بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم برادرزاده حضرت علی علیه السلام است. مسلم همسر رقیه دختر حضرت علی علیه السلام است که مادرش کلبیه بود. وی به سال 60 ه.ق شهید گشت و از اجله بنی‌هاشم و کسی است که سید الشهداء او را به لقب ثقه ملقب فرموده. وی صاحب رأی و علم و شجاعت بوده و در مکه اقامت داشت.

چون مردم کوفه اطاعت خود را نسبت به امام حسین علیه السلام اعلام داشتند. حسین بن علی او را روانه کوفه ساخت که به نام آن حضرت از اهالی کوفه بیعت بگیرد. اما یزید، عبیدالله بن زیاد را به حکومت کوفه فرستاد و عبیدالله مردم را از بیعت حسین علیه السلام منع و آنان را متفرق کرد و مسلم را به شهادت رساند.

نامه های کوفیان
زمانی که دوازده هزار نامه با بيش از بيست و دو هزار امضا از طرف کوفيان به دست امام حسين عليه ‏السلام رسيد، آن حضرت تصميم گرفت به نامه ‏های ايشان پاسخ دهد. از اين رو، نماينده ‏ای از طرف خود برای بررسی اوضاع و سنجش روحيه مردم به کوفه فرستاد. به اين منظور، نامه ‏ای برای ايشان نوشت و مسلم بن عقيل، عموزاده و شوهرخواهر خويش را به عنوان سفير و نماينده به کوفه فرستاد.

مأموريت خطير مسلم در سفر به کوفه، تحقيق درباره اين بود که آيا عموم بزرگان و خردمندان شهر، آماده پشتيبانی از امام حسين عليه ‏السلام و عمل به نامه ‏هايی که نوشته‏ اند هستند يا نه؟ مسلم شبانه وارد کوفه شده، به منزل يکی از شيعيان مخلص رفت. خبر ورود مسلم در شهر طنين ‏انداز گرديد و شيعيان نزد او رفت و آمد و با امام عليه ‏السلام بيعت می ‏کردند. در تاريخ آمده که دوازده، هجده و يا به نقل از ابن کثير، چهل هزار نفر با مسلم بيعت نمودند.

نامه مسلم در کوفه به امام حسین علیه السلام

مسلم پس از چهل روز بررسی اوضاع کوفه، نامه‏ ای به اين مضمون به امام حسين عليه‏ السلام نوشت: «آنچه می ‏گويم حقيقت است. اکثريت قريب به اتفاق مردم کوفه آماده پشتيبانی شما هستند؛ فورا به کوفه حرکت کنيد». امام که از احساسات عميق کوفيان با خبر شده بود، تصميم گرفت به سوی اين شهر حرکت کند.

ورود ابن زیاد به کوفه
ابن زياد به همراه پانصد نفر از مردم بصره، در لباس مبدّل و با سر و صورت پوشيده وارد کوفه شد. مردم که شنيده بودند امام عليه ‏السلام به سوی آنان حرکت کرده، با ديدن عبيداللّه‏ گمان کردند آن حضرت وارد کوفه شده است. لذا در اطراف مرکبش جمع شده، با احساسات گرم و فراوان به او خير مقدم گفتند. پسر زياد هم پاسخی نمی ‏داد و همچنان به سوی دارالاماره پيش می ‏رفت تا به آنجا رسيد. نعمان بن بشير(حاکم کوفه) که گمان می ‏کرد او امام حسين عليه ‏السلام است، دستور داد درهای قصر را ببندند و خود از بالای قصر صدا زد: از اينجا دور شو.

من حکومت را به تو نمی ‏دهم و قصد جنگ نيز با تو ندارم. ابن زياد جواب داد: در را باز کن. در اين لحظه مردی که پشت سر او بود صدايش را شنيد و به مردم گفت: او حسين عليه‏ السلام نيست، پسر مرجانه است. نعمان در را گشود و عبيداللّه‏ به راحتی وارد دارالاماره کوفه شد و مردم نيز پراکنده گشتند.

هانی بن عروه
مسلم می ‏دانست دير يا زود عبيداللّه‏ کوچه به کوچه و خانه به خانه به دنبال او خواهد گشت و درصدد دستگيری و قتل او بر خواهد آمد. لذا تصميم گرفت جای خود را عوض کند و به خانه کسی برود که نيروی بيشتری در کوفه دارد، تا بتواند از نفوذ و قدرت او برای ادامه کار و مبارزه با حکومت ستمگر استفاده کند. به همين منظور خانه هانی بن عروه را برگزيد و هانی نيز به رسم جوان‏مردی، به او پناه داد. هانی بن عروه، از بزرگان کوفه و اعيان شيعه بوده، از اصحاب پيامبر (ص) به شمار می ‏آيد.

دستگیری هانی
پس از آنکه ابن زياد از مخفی‏گاه مسلم به دست غلام خود باخبر شد، درصدد برآمد با زر و زور و تزوير، ميزبان او، هانی را دستگير کرده، زمينه را برای دستگيری مسلم و ديگر بزرگان فراهم سازد. هانی که ميزبان مسلم بود، می ‏دانست عبيداللّه‏ قصد دستگيری او را دارد. لذا بيماری را بهانه کرده، از رفتن به مجلس او خودداری می ‏کرد. ابن زياد چند نفر را طلبيد و نزد هانی فرستاد.

آنان سرانجام هانی را نزد ابن زياد بردند. ابن زياد با ديدن هانی به او گفت که با پای خويش به سوی مرگ آمده است و درباره مسلم از او پرسيد. هانی منکر پناه دادن به مسلم شد. در اين هنگام عبيداللّه‏ معقل، غلام خود را صدا زد و هانی با ديدن او، دانست که انکار سودی ندارد. عبيداللّه‏ با تازيانه بر سر و صورت هانی زد و صورت و محاسنش را از خونش رنگين نمود، سپس دستور داد او را زندانی کنند.

طوعه زنی جوانمرد
مسلم، غريب و تنها در کوچه‏ های کوفه می ‏گشت. نمی ‏دانست کجا برود. افزون بر تنهايی، هر لحظه بيم آن می ‏رفت او را دستگير کرده، به شهادت برسانند. به ناگاه در کوچه ‏ای، زنی را ديد که بر درِ خانه ايستاده است. تشنگی بر مسلم غلبه کرد. نزد آن زن رفته، آبی طلبيد. زن که طوعه نام داشت، کاسه آبی برای مسلم آورد. مسلم بعد از آشاميدن آب همانجا نشست. طوعه ظرف آب را به خانه برد و بعد از لحظاتی بازگشت و ديد که مرد از آنجا نرفته است. به او گفت: ای بنده خدا! برخيز و به خانه خود، نزد همسر و فرزندانت برو و دوباره تکرار کرد و بار سوم، نشستنِ مسلم را بر در خانه‏ اش حلال ندانست.

مسلم از جای خويش برخاست و چنين گفت: من در اين شهر کسی را ندارم که ياری ‏ام کند. طوعه پرسيد: مگر تو کيستی؟ و پاسخ شنيد: من مسلم بن عقيل هستم. طوعه که از دوستداران خاندان پيامبر (ص) بود، در خانه را به روی مسلم گشود و از او پذيرايی کرد.

سخنان عبيداللّه‏ برای دستگيری مسلم
با آنکه مسلم تنها شده بود، ولی باز عبيداللّه‏ از ترس او و يارانش از قصر بيرون نمی ‏آمد. لذا به افراد خويش دستور داد همه جای مسجد را بگردند تا مبادا مسلم در آنجا مخفی شده باشد. آنان نيز همه مسجد را زير و رو کردند و مطمئن شدند که مسلم و يارانش آنجا نيستند. سپس عبيداللّه‏ وارد مسجد شد، بزرگان کوفه را احضار کرد و گفت: «هر کس که مسلم در خانه او پيدا شود و او خبر ندهد، جان و مالش بر ديگران حلال است و هر کس او را نزد ما بياورد، به اندازه ديه ‏اش پول خواهد گرفت».

تهديد و تطميع عبيداللّه‏ کارساز شد و بلال، فرزند طوعه، به دليل ترس و به طمع رسيدن به جايزه، صبح زود وارد قصر شده، مخفی‏گاه مسلم را لو داد. عبيداللّه‏ با شنيدن اين خبر، به محمد بن اشعث دستور داد به همراه هفتاد نفر مسلم را دستگير کنند.

امان دادن به مسلم و دستگيری او
مسلم در درگيری با سربازان عبيداللّه‏، حدود 45 نفر از آنان را از پای درآورد تا آنکه ضربه شمشيری صورتش را دريد. با اينکه مسلم زخمی بود، باز هم کسی يارای مقابله با او را نداشت. آنان بر پشت بام‏ها رفته و سنگ و چوب بر سر مسلم ريختند و دسته‏ های نی را آتش زده بر روی او انداختند. ولی مسلم دست از جدال برنمی ‏داشت و بر آنها يورش می ‏برد.

وقتی ابن اشعث به آسانی نمی ‏تواند مسلم را دستگير کند، دست به نيرنگ زد و گفت: ای مسلم! چرا خود را به کشتن می ‏دهی؟ ما به تو امان می ‏دهيم و ابن ‏زياد تو را نخواهد کشت. مسلم جواب داد: چه اعتمادی به امان شما عهدشکنان است؟ ابن اشعث بار ديگر امان دادنش را تکرار کرد و اين بار مسلم به دليل زخم‏هايی که برداشته و ضعفی که در اثر آنها بر او چيره شده بود، تن به امان داد. مرکبی آورده مسلم را دست بسته بر آن سوار کردند و نزد عبيداللّه‏ بردند.

شهادت حضرت مسلم
کشتن مسلم را به «بکربن حمران احمری‏» سپردند، کسی که در درگيريها از ناحيه سر و شانه با شمشير مسلم‏ بن عقيل مجروح شده بود. مامور شد که مسلم را به بام «دارالاماره‏» ببرد و گردنش را بزند و پيکرش را بر زمين اندازد.
مسلم را به بالای دارالاماره می ‏بردند، در حالی که نام خدا بر زبانش بود، تکبير می ‏گفت، خدا را تسبيح می ‏کرد و بر پيامبر خدا و فرشتگان الهی درود می ‏فرستاد و می ‏گفت: خدايا! تو خود ميان ما و اين فريبکاران نيرنگ‏ باز که دست از ياری ما کشيدند، حکم کن!

جمعيتی فراوان، بيرون کاخ، در انتظار فرجام اين برنامه بودند. مسلم را رو به بازار کفاشان نشاندند. با ضربت‏ شمشير، سر از بدنش جدا کردند، و… پيکر خونين اين شهيد آزاده و شجاع را از آن بالا به پايين انداختند و مردم نيز هلهله و سروصدای زيادی به پا کردند.

منبع:زندگینامه مسلم بن عقیل

زندگینامه مسلم بن عقیل

ادامه مطلب و دانلود

زندگینامه علی دایی

بیوگرافی علی دایی + تصاویر علی دایی

زندگینامه علی دایی

زندگینامه علی دایی

زادروز: شناسنامه علی دایی، تاریخ تولدش را 1348/1/1 نشان می دهد اما او متولد 14 بهمن 1348 است و سن واقعی اش حدود 11 ماه کمتر از سن رسمی اش است.

زادگاه: شهرستان اردبیل محله خیرال

قد : 192 سانتی‌متر

علی دایی در سال ۱۳۴۸ در استان اردبیل و در شهرستان اردبیل محله خیرال متولد شد. در سال ۱۳۶۶ در رشته مهندسی عمران در دانشگاه شریف پذیرفته شد، اما به دلیل بازی فوتبال در گزینش ورود به دانشگاه رد شد. همان سال در رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب هم قبول شد و دو ترم هم به دانشگاه رفت. ولی در سال ۱۳۶۷ دوباره در کنکور شرکت کرد و این‌بار بدون آن که گزینش گریبان‌گیرش شود در رشته متالورژی دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و لیسانس خود را بهمن ماه سال ۱۳۷۱ از همان دانشگاه دریافت کرد. او تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد تربیت بدنی دانشگاه آزاد ادامه داد.

وی متاهل است و اکنون ساکن محله شهرک غرب در تهران می‌باشد. وی دارای دو دختر است، نورا و دختر دیگرش دنیز نام دارد. علی دائی علاوه بر فوتبال، در تجارت نیز موفق بوده‌است و گرداننده چندین شرکت بزرگ، چند فروشگاه، کارخانه تولیدی پوشاک ورزشی و عضو اتاق بازرگانی تهران است. علی دایی علاوه بر کارهای پوشاک ورزشی در ساختمان سازی نیز فعالیت دارد. علی دایی در شهرک گلستان شهر زادگاهش (اردبیل) یک مدرسه در مقطع متوسطه (هنرستان کارودانش) به نام ابوالفضل دایی (پدرش) ساخته است و از خیرین مدرسه ساز اردبیل می‌باشد.

دایی در سال ۱۳۸۳ از رئیس‌جمهور محمد خاتمی «نشان افتخار شجاعت» دریافت کرد. همچنین وی دارنده نشان بین‌المللی صلح از موسسه بین‌المللی صلح می‌باشد.

علی دایی در فوتبال باشگاهی:
دایی، فوتبال را از باشگاه‌های کوچک شهر اردبیل همچون استقلال اردبیل و شهرداری اردبیل آغاز کرد. او پس از قبولی در دانشگاه صنعتی شریف و اقامت در تهران، به تیم تاکسیرانی تهران، سپس به بانک تجارت پیوست و در این تیم بود که مورد توجه بیشتری قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد.

دایی بعدها به پرسپولیس تهران و سپس السعد قطر پیوست و از این تیم راهی اروپا شد و همراه با کریم باقری به باشگاه آلمانی آرمینیا بیله‌فلد و خداداد عزیزی به اف سی کلن آلمان پیوست. مقصد بعدی او بایرن مونیخ آلمان بود. فرانس بکن‌بائر رییس باشگاه بایرن مونیخ، علی دائی را برای این باشگاه انتخاب کرد و وی را مهاجمی در سطح جهانی معرفی کرد. حضور دایی در بایرن مونیخ آلمان نقطه‌ اوج فوتبال او بود، زیرا پیش از آن حضور بازیکنی ایرانی و حتی آسیایی، در یک باشگاه معتبر، نظیر بایرن مونیخ سابقه نداشت. دایی به همراه بایرن مونیخ تا فینال جام باشگاه‌های اروپا رفت و در نهایت مدال نقرهٔ آن بازی‌ها را به دست آورد. گرچه دایی در بازی فینال به میدان نیامد.

او سپس به هرتا برلین آلمان پیوست و با پوشیدن پیراهن شماره ۹ از اصلی‌ترین بازیکنان این تیم بود. دایی با هرتا برلین هم در جام باشگاه‌های اروپا بازی کرد و دو بار دروازهٔ چلسی و یکبار دروازهٔ آث میلان را گشود. حضور موفق علی دائی در باشگاه‌های اروپایی، راه را برای بسیاری از بازیکنان آسیایی از جمله هیده توشی ناکاتا و مهدی مهدوی کیا گشود.
علی دایی با باشگاه سایپا به عنوان بازیکن و سرمربی تیم سایپا ، در سال ۱۳۸۵ فعالیت خود را آغاز کرد. این تیم توانست در خرداد ماه ۱۳۸۶ قهرمانی ششمین لیگ برتر را به دست آورد. او هم‌زمان با قهرمانی سایپا در روز ۷ خرداد ۱۳۸۶، بازدن گل قهرمانی سایپا، که آخرین گل رسمی آقای گل جهان بود، از بازیگری در رشته فوتبال، در مقاطع رسمی، برای همیشه خداحافظی کرد.

علی دایی در تیم ملی
علی دایی در آخرین سال‌های بازیش همواره بازیکن اصلی ایران و کاپیتان تیم ملی بود. او رکورد بیشترین بازی ملی و بیشترین گل زدهٔ تاریخ تیم ملی را دارد (گل‌های زدهٔ او در میان تمام تیم‌های جهان نیز اول است).

او در جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ امارات به همراه باقری و عزیزی از بهترین ستارگان ایران بود.

دائی در بازی معروف ایران و استرالیا در بازی پلی اف مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ (۱۳۷۷) فرانسه پاس گل دوم ایران را برای خداداد عزیزی ارسال کرد و این گل باعث راهیابی ایران به جام جهانی شد.

او به همراه ایران در دو جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان به میدان آمد و در ۵ بازی ایران در این بازی‌ها شرکت کرد. پاس دایی بود که زمینه گذار گل مهدوی‌کیا به آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ شد.

از نقاط اوج دوران ورزشی دایی را می‌توان روز ۲۴ آبان ۱۳۸۳ دانست. او در این روز و در مسابقات مقدماتی راهیابی به جام جهانی ۴ بار دروازهٔ لائوس را گشود تا نام خود را به عنوان اولین فوتبالیست تاریخ جهان که ۱۰۰ گل در بازی‌های ملی به ثمر رسانده ثبت کند.
سابقهٔ به عنوان مربی فوتبال
علی دایی دوران مربی‌گری خود را به عنوان سرمربی و بازیکن در تیم سایپا شروع کرد و توانست این تیم را در لیگ برتر ایران (جام خلیج فارس) به قهرمانی برساند.او در تاریخ ۱۲ اسفند سال ۱۳۸۶ به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران انتخاب شد

او شب قبل از انتخاب سرمربی تیم ملی ادعا کرد: کسی لابی قوی تری داشته باشد سرمربی می‌شود. و خودش سرمربی شد.س از شکست تیم ملی مقابل عربستان در ورزشگاه آزادی مسئولان فدراسیون فوتبال تصمیم گرفتند علی دایی را از سمت خود برکنار کنند. تیم ملی ایران در ۸ فروردین ۱۳۸۸ و در حضور ۱۰۰ هزار تماشاگر و رییس جمهور محمود احمدی نژاد، مقابل عربستان با نتیجه ۲ بر یک شکست خورد.در روز ۹ فروردین ۱۳۸۸ فدراسیون فوتبال طی بیانیه‌ای رسماً علی دایی را از سمت خود برکنار کرد.علی دایی پس از این واقعه ادعا نمود که احمدی‌نژاد او را برکنار کرده.

علی دایی از ۷ دی ۱۳۸۸ تا ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ سرمربی باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران بود.و توانست در این مدت به دو قهرمانی پیاپی در جام حذفی دست یابد. این در حالی بود که پرسپولیس در ۹ سال گذشته تنها موفق به کسب ۲ جام شده بود. وی همچنین توانست بعد از ۳ سال پرسپولیس را پیروز از میدان شهرآورد تهران بیرون بیاورد.

دایی پس از جند روز در ۲۳ تیر ۱۳۹۰ به عنوان سرمربی تیم راه‌آهن که به بخش خصوصی واگذار شده انتخاب شد و تا ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در این تیم سرمربی‌گری نمود. تا اینکه توسط محمد رویانیان به عنوان سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس تهران انتخاب شد.

زندگینامه علی دایی

زندگینامه علی دایی

اخراج جنجالی از سرمربیگری پرسپولیس
پس از کسب نتایج ضعیف تیم پرسپولیس در لیگ چهاردهم، علی دایی با رای هیئت مدیره در 19 شهریور 1393 از سمت خود برکنار شد و حمید درخشان جانشین او شد.

جنجال‌ها
علی دایی باوجود بازی‌های خوب در دوران جوانی، در سال‌های پایانی (مخصوصا در بازی‌های جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶) مورد انتقاد برخی کارشناسان فوتبال، طرفداران و مطبوعات قرار گرفت. پافشاری برانکو ایوانکوویچ در استفاده مداوم از وی در تیم ملی از محبوبیت وی کاست. اما پس از چندی، موفقیت وی در باشگاه سایپا و قهرمانی او به عنوان بازیکن و سرمربی در لیگ برتر باعث شد تا دوباره توجه همگان را به خود جلب کند.

همچنین با آغاز سرمربی‌گری در تیم ملی، دایی بار دیگر آماج انتقادات قرار گرفت. او به دلیل دوشغله بودن (سرمربی همزمان تیم ملی و تیم سایپا) به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفت. ارائه لیست تیم ملی یکی دیگر از دلایل انتقادات از دایی است. این دسته از منتقدان وجود ۵ بازیکن از سایپا (که در رده‌های میانی جدول قرار دارد)، عدم حضور بازیکنی از تیم‌های خوزستانی (فولاد، استقلال اهواز، صنعت نفت) و عدم دعوت از برخی بازیکنان را از دلایل انتقادات خود برمی‌شمارند.

شکایت از مایلی‌کهن
دایی در اعتراض به سخنان محمد مایلی‌کهن سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران از وی شکایت کرد. دادگاه روز دوشنبه ۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۷ خورشیدی با حضور وکیل دایی و مایلی‌کهن بر‌گزار شد. مایلی‌کهن بر مواضع قبلی خود و انتقادات از دایی پافشاری کرد. دادگاه محمد مایلی کهن را بمدت یک سال از مصاحبه با رسانه‌ها محروم اعلام کرد.

تصادف رانندگی
در یک حادثه رانندگی در شب آخرین شنبه سال ۹۰ در محور اصفهان – کاشان خودروی تویوتا پرادو محمد دایی (برادر علی دایی) از مسیر جاده خارج و سپس واژگون شد و علی دایی که در کنار برادرش در خودرو حضور داشت به شدت زخمی شد. این حادثه تلفات جانی در بر نداشت او بعد از این حادثه از شرکت تویوتا به علت بازنشدن کیسه‌های هوا شکایت کرد،که نتیجه‌ای در بر نداشت .

محسن قهرمانی
پس از بازی پرسپولیس و سپاهان در نیم فصل اول ۹۳-۹۲ که به میزبانی سپاهان بر‌گزار شد و در طی آن داور مسابقه یعنی محسن قهرمانی با اشتباهی فاحش در دقیقه دوم بازی سید میثم حسینی را که توسط شجاع خلیل‌زاده به زمین انداخته شده بود را اخراج کرد و یک پنالتی به نفع سپاهان اعلام نمود، علی دایی در کنفرانس خبری گفت داور به سمت حریف غش کرده بود و یک سری اتهام به قهرمانی وارد کرد.در پی این اتهام و با توجه به مستنداتی که طرفین ارائه دادند پس از ۴ ماه حکم پرونده اعلام شد که محسن قهرمانی به مدت ۸ ماه از داوری محروم شد و علی دایی کتباً توبیخ گردید.

مبلغ قرارداد
علی دایی از گرانقیمت ترین مربیان شاغل در لیگ حرفه ای محسوب می شود. به عنوان نمونه مبلغ فاش شده قرارداد او برای سرمربیگری پرسپولیس در فصل 92-93 حدود 450 میلیون تومان بیشتر از امیر قلعه نویی (که رکورد دار قهرمانی در لیگ حرفه ای است) بوده است به علاوه، به دستمزد او باید سود ناشی از تامین لباسهای ورزشی باشگاه تحت قرارداد، توسط تولیدی دایی، هم اضافه شوند.

منبع:زندگینامه علی دایی

زندگینامه علی دایی

ادامه مطلب و دانلود

زندگینامه آریانا هافینگتون

زندگی نامه آریانا هافینگتون ناشر و روزنامه نگار و مجری رادیو

یکی از افراد موفق و معروف آمریکایی آریانا هافینگتون ناشر و روزنامه نگار و مجری رادیویی است این زن که پیش از این هم دارای موفقیت های بسیاری بوده است اکنون زندگی نامه آریانا هافینگتون این فرد موفق را مطالعه می کنیم.

آریانا هافینگتون ناشر ۱۳ کتاب، یک روزنامه نگار، مفسر، مجری برنامه رادیویی Left, Right & Center و مادر دو فرزند است. او را بیشتر با وبلاگ خبری موفق هافینگتون پست می شناسیم که آریانا موسس آن بوده است. او پیش از هافینگتون پست یک بار دیگر هم شهرت یافته بود، اما این بار شهرت برای او خوش نامی نبود.

 

زندگینامه آریانا هافینگتون

زندگینامه آریانا هافینگتون

در سال ۲۰۰۳ آریانا هافینگتون برای انتخابات فرمانداری ایالت کالیفرنیای آمریکا نام نویسی کرد، اما یک هفته قبل از انتخابات زمانی که از باخت خود مطمئن شد، از انتخابات کناره گیری کرد؛

با این وجود نام او در بین نامزدهای انتخاباتی باقی ماند و ۵۵٫۰ درصد آرای ایالت را به عنوان نفر پنجم به خود اختصاص داد. اما این بزرگ ترین شکست او به شمار نمی رفت. بلکه ردشدن کتاب دومش برای سی و ششمین بار از سوی ناشر، یکی از سهمگین ترین اتفاقاتی بود که برای او رخ داد. با وجود چنین ضربه سهمگینی، هافینگتون نه تنها گوشه گیر نشد و بهانه زمین خوردن را نگرفت، بلکه شجاعت و فضیلت بیشتری یافت و از شکست خود برای رقابت های بزرگ تر درس گرفت.

زندگی نامه آریانا هافینگتون ناشر و روزنامه نگار و مجری رادیو
پس از آن که کتاب او برای آخرین بار برای انتشار رد شد، در انتخابات توانست از طریق کمپین های اینترنتی نزدیک به یک میلیون دلار حمایت کسب کند. به گفته خودش: «آن زمان بود که به قدرت اینترنت پی بردم.» دو سال بعد او و کن لِرر، شریک تجاری آریانا، هافینگتون پست را راه انداختند.

امروز همچنان که هافینگتون پست به برتری خود در دنیای رسانه ادامه می دهد و سود سرشاری را از آن خود می کند و ترافیک اینترنتی آن پنج برابر رقبای رسانه ای جدیدش است، آریانا انتشار آخرین کتابش «آمریکای جهان سوم» که از سوی انتشارات Crown منتشر شد را جشن می گیرد.

در این کتاب او عملکرد سیاستمداران را برای تضعیف رویای آمریکایی و همچنین معیشت طبقه متوسط زیر سوال می برد. وی می گوید: «تضعیف طبقه متوسط در آمریکا موضوع مهمی است، موضوعی که ما باید به آن بپردازیم.» او این کتاب را یک موفقیت می داند.
شکست پله ترقی است
هافینگتون که حالا در دهه ۶۰ زندگی اش به سر می برد، بخش بزرگی از انعطاف پذیری و خوش شانسی رسانه ای خود را به زندگی اش در دوران نوجوانی در آتن مربوط می داند. والدینش الی و کنستانتینوس استاسینوپولوس در سن ۱۱ سالگی او از هم طلاق گرفتند و این یکی از نقاط عطف بدشانسی های او در زندگی اش بود.

آریانا درباره مادرش می گوید: «مادرم این معنا را به من القا کرد که شکست موضوع ترسناکی نیست و این که شکست در مقابل پیروزی قرار ندارد، بلکه پله ای به سمت موفقیت است و من این گونه بود که هیچ وقت از شکست نترسیدم. فهمیدم که استقامت همه چیز است و من هیچ وقت تسلیم نشدم. هر کسی شکست هایی دارد، اما مردم موفق راه شان را ادامه می دهند… مادرم مربی زندگی من بود.» به گفته آریانا مادرش روحیه آموزش داشت و اصرار می ورزید که او و خواهر کوچک ترش، آگاپی، در درس خواندن نظم داشته باشند.

زندگی نامه آریانا هافینگتون ناشر و روزنامه نگار و مجری رادیو
در سال ۱۹۶۷ پس از یک کودتای نظامی در یونان، قوانین حکومت نظامی در شهر برقرار می شود و آریانا که باید در کلاس های اقتصادی حاضر می شده تا به رویای رفتن به دانشگاه کمبریج جامه عمل بپوشاند، با این مانع رو به رو می شود؛ و باید بین رویای خودش یا احترام به قوانین حکومت نظامی یکی را انتخاب می کرده است.

آریانا می گوید: «آن زمان تصمیم گرفتم قوانین را نادیده بگیرم و به کلاس بروم. اما این تصمیم من بیشتر به دلیل اصرار مادرم بود. درواقع مادرم هیچ بهانه ای را برای نرفتن به کلاس نمی پذیرفت.» آن طور که آریانا می گوید، مادرش در راه موفقیت فرزندانش از هیچ کاری دریغ نکرد. او در کتاب «نترس شدن در عشق، کار و زندگی» می نویسد: «مادرم از فرش زیر پا تا گوشواره های طلا و همه چیزش را برای مدرسه و معلم خصوصی ما فروخت و راه من را برای ورود به دانشگاه کمبریج و راه خواهرم را برای ورود به دانشگاه رویال در رشته هنرهای نمایشی هموار کرد.»

دنیای تازه
برای آریانای ۱۷ ساله دانشگاه کمبریج یک دنیای جدید بود. به گفته خودش: «لهجه من به طور آشکار چالشی برای حضور در مباحث کلاسی بود؛ ضمن آن که کلاس های کمبریج همه مشارکتی بود و من همچون بز گری در جمع بودم. اما در نهایت حس درونی من برای حضور در مباحث بر این مانع غلبه کرد و با همان لهجه در مباحث شرکت کردم.»

شخصیت آریانا کم کم با تجارب و دروسی که در زندگی آموخته بود رشد کرد. یک بار زمانی که در یک مناظره تلویزیونی از سوی ویلیام اف باکلی، نویسنده و مفسر معروف مورد تحقیر قرار گرفت، گفت: «من آموختم که هیچ کس اندازه خودمان به تحقیرها و شکست ها اهمیت نمی دهد. شاید من آن روز در آن برنامه تلویزیونی فکر کردم که کار من تمام است، اما دیگران به اندازه من به یک برنامه تلویزیونی آن قدر اهمیت نمی دادند.»

کامیابی روی نردبان مشکلات
هافینگتون ۲۳ ساله بود که اولین کتابش با عنوان «زن مونث» را در مورد قوانین در حال تغییر در مورد زنان نوشت که به ۱۱ زبان ترجمه شد. پس از آن که او در سال ۱۹۸۰ از لندن به نیویورک نقل مکان کرد به نوشتن ادامه داد و پرفروش ترین کتاب خود را در سال ۱۹۸۱ با عنوان ماریا کالاس، که زندگی نامه ستاره اوپرا ماریا کالاس بود، منتشر کرد.

کتاب های «رزومه قوی» ۱۹۸۸ (زندگی نامه پابلوپیکاسو که بعدها به فیلم تبدیل شد) و «پرفروش ترین خوک های درون کوزه نیویورک تایمز: چطور طمع شرکت ها و فساد سیاسی آمریکا را تضعیف می کند» دیگر آثار آریانا هافینگتون بودند. در سال ۱۹۸۶، او با مایکل هافینگتون، میلیونر نفتی آمریکا که بعدها نماینده مجلس ایالت کالیفرنیا شد، ازدواج کرد. این زوج ۱۱ سال بعد طلاق گرفتند. آریانا دو دختر خود از شوهرش، کریستیانا و ایزابلا را این گونه توصیف می کند: «مهم ترین چیزهای زندگی من»

جایگاه ملی
زمانی که شوهر آریانا برای انتخابات مجلس سنا در سال ۱۹۹۴ نام نویسی کرد، او شوهرش را در کمپین ها همراهی کرد. هر چند شوهر او در انتخابات موفق نشد اما موجب محبوبیت سیاسی و اجتماعی وی در شبکه های اجتماعی، تلویزیون و حتی شوهای تلویزیونی شد. بعدها کتاب «اشتباه از نظر سیاسی» او نیز موفق به دریافت جایزه امی سال ۱۹۹۴ و محبوبیت او شد.

آن طور که خودش می گوید: «قبل از پیوستن به کمپین، خیلی از مردم تلاش کردند من را از این کار بازدارند، آنها به من می گفتند تو کتاب ها، ستون روزنامه و برنامه رادیویی خودت را داری، با این کار به خودت لطمه می زنی. مردم همیشه سعی می کنند تو را نقد و کارهایت را قضاوت کنند اما اجازه ندهید این حرف ها بر شما چیزه شود، والا هیچ وقت قادر نخواهیدبود چیز جدید و ریسک پذیری را انجام دهید.»

زندگی نامه آریانا هافینگتون ناشر و روزنامه نگار و مجری رادیو
در نهم مه می سال ۲۰۰۵ هافینگتون پست کار خود را آغاز کرد. آریانا در کتاب «نترس» می نویسد: «این شروع انگار تیری در قلب جادوگران بود.» نیکی فینک در مجله LA Weekly تیتر زد: «دلایلی که هافینگتون پست شکست می خورد» و در مقاله خود توضیح داد که سرمایه گذاری برای این سایت یک شکست است و به هیچ وجه نجات نخواهدیافت.

هافینگتون پست با افتخار یک سال بعد مقاله جدید فینک را با عنوان « هافینگتون پست، دارایی دیالوگ اینترنت» منتشر کرد که در آن توضیح داده بود هافینگتون پست رسانه ای برای انتشار جریانات خبری اصلی است که در دیگر سایت ها حذف می شود. آریانا بعدا توضیح داد که فینک شخصا گزارش های خود را برای درج در هافینگتون پست ارسال می کند و این ماجرا برای ما خوشحال کننده است.
آریانا و همسرش میشل هافینگتون در سال ۱۹۹۴
نویسندگان اولیه هافینگتون پست دوستان فرهیخته هافینگتون و شریکش لرر بودند و بعد از آن نویسندگان دیگر هم به گروه اضافه شدند. آن طور که آریانا می گوید: «ابتدا کار با ۱۵۰۰ بلاگر شروع شد و حالا بیش از ۶ هزار نفر برای هافینگتون می نویسند. هر ماه هافینگتون ۴۰ میلیون بازدیدکننده مجزا دارد و ۵۰۰ میلیون بار بازدید کلی سایت است و ۳ میلیون کامنت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در سایت درج می شود.

۱۲۵ کارمند به صورت تمام وقت در این سایت فعالیت می کنند و ۲۰ ناظر کامنت به صورت پاره وقت فعالیت دارند.» لرر و هافینگتون به طور مساوی میزان سرمایه خود را برای سایت ارتقا دادند. آنها سرمایه شان را در سال ۲۰۰۶ به ۵ میلیون دلار و در سال ۲۰۰۸ به ۲۵ میلیون دلار رساندند و در سال ۲۰۱۰ ارزش کلی سایت به ۱۰۰ میلیون دلار رسیده است.

زندگی نامه آریانا هافینگتون ناشر و روزنامه نگار و مجری رادیو
سایت هافینگتون در بین سایر کارها رسانه ای او شامل رادیو، مجلات و رسانه های الکترونیک، برای او ارزشمندتر است. آریانا می گوید: «من عاشق همه کارهایم هستم. هرکدام از آنها چالش ها و ارزش خود را دارند، من سیزدهمین کتابم را تمام کردم و این موضوع زمانی اتفاق افتاد که با خودم گفتم دیگر کتاب نمی نویسم؛ چیزی در نوشتن کتاب هست که همیشه مرا به درون خود می کشد.»

آن طور که هافینگتون می گوید او از زندگی پرمشغله خود لذت می برد. او می گوید: «اصلا تمایل ندارم که سرعت زندگی ام را کاهش بدهم. من همیشه در زندگی ام با مدیتیشن، کوه نوردی، صرف کردن زمان با دختران و دوستانم خودم را شارژ می کنم و سریعا به کارم باز می گردم و حتی از کارم هم لذت می برم. درواقع وقتی من سر کارم هستم هم به نوعی لذت بردن از زندگی است و هیچ وقت فکر نمی کنم که زودتر کارم را تمام کنم تا به خانه برومن.

زندگی نامه آریانا هافینگتون ناشر و روزنامه نگار و مجری رادیو
درواقع من کارم را بخشی از زندگی ام می دانم که برایم مهم و حیاتی است و نمی توانم به این فکر کنم که از کارم بزنم که به زندگی ام برسم. هر کدام از آنها ارزش خود را برای من دارد و من به هر کدام بهای مخصوص به خود را می دهم. چالش های کاری هم برای من به نوعی چاشنی زندگی به شمار می روند و وقتی با آنها مواجه می شوم همچون یک بازی فکری به دنبال چاره ای برای حل موضوع می گردم و تا آن را حل نکنم از پای نمی نشینم.»

حالا هافینگتون چندین کار را با هم انجام می دهد و هیچ وقت از این موضوع ناراحت نیست. به عقیده او انجام چند کار به طور همزمان کارایی فرد را بالا می برد. درواقع به عقیده او کسی که در چند کار فعالیت می کند، موفقیتش در همه کارها بیشتر است. او می گوید: «من احساس می کنم زندگی برای این نیست که شما تاثیرگذار باشید، بلکه زندگی برای این است که شما لذت و هدف را برای خود بیابید. موفقیت به نظر من یک لذت است.»

منبع:زندگینامه آریانا هافینگتون

زندگینامه آریانا هافینگتون

ادامه مطلب و دانلود

زندگینامه مستربین

بیوگرافی مستربین (روآن اتکینسون) و همسرش + زندگی شخصی

بیوگرافی مستربین (روآن اتکینسون)

زندگینامه مستربین

روآن اتکینسون متولد 6 ژانویه 1955 در انگلستان، بازیگر است

فارغ التحصیل فوق لیسانس مهندسی برق از دانشگاه آکسفورد می باشد، فعالیت خود را با شبکه رادیویی BBC شروع کرد و با شخصیت مستر بین در جهان به شهرت رسید

خانواده

روآن در شهرستان کانتی دورام کشور انگلستان متولد شد، پدرش اریک مزرعه دار و عضو هیئت مدیره شرکت و مادرش الامی خانه دارد بود

تنها دو برادر بزرگتری از خود بنام های رودنی و روبرت دارد، لیسانس برق را از دانشگاه نیوکاسل و فوق لیسانس را از آکسفورد گرفت
از دانشگاه تا رادیو BBC

آشنایی اش با ریچارد کورتش فیلمنامه نویس طنز معروف در دانشگاه باعث شد وارد عرصه بازیگری طنز شود و اولین کارهای خود را با نمایش طنز در سالن آمفی تئاتر دانشگاه تجربه کرد

در سال 1978 وقتی 23 ساله بود با نمایش oclock news کارش را از رادیو BBC شروع کرد که پخش این مجموعه در 4 سال موفقیت چشمگیری برایش به ارمغان آورد

ورود به تلویزیون و کارگردانی

بصورت جدی با سریال Blackadder در سال 1980 وارد قاب تلویزیون شد و سال 1981 با نمایش یک نفره طنز در تئاتر؛ جایزه بازیگر کمدی سال اتحادیه لندن را از آن خود کرفت

او در سال 1983 نمایش طنز افعی سیاه را برای BBC ساخت که جوایز زیادی در سطح بین الملل برایش به ارمغان آورد تا ثابت کننده کارگردان مستعدی هم می باشد

شهرت جهانی با مستربین

اما شهرت اش با سریال کمدی صامت مستربین در سال 1989 زمانی که 34 ساله بود شروع شد، او علاوه بر درو کردن انواع جوایز با پخش آن در 200 کشور جهان به شهرت رسید

این سریال پر فروشترین مجموعه انگلیس در دهه 90 لقب گرفت، سریال مستر بین از سال 1989 تا 1995 ساخته شده و مجموعه دوم آن نیز سال 2006 با نام تعطیلات مستربین عرضه شد

از نویسندگی تا دوبلوری

Rowan Atkinson نه تنها یک بازیگر بلكه یک نویسنده، تهیه ‌كننده و دوبلر معروف فیلم‌ های كمدی در اروپا به شمار می ‌رود، صدا پیشگی انیمیشن شیرشاه از جمله کارهای مشهور وی می باشد

ازدواج اول + طلاق

روان اتکینسون در فوریه سال 1990 وقتی 35 ساله بود با سانترا سایستی 33 ساله ازدواج کرد که ثمره این زندگی یک فرزند پسر بنام بن و یک دختر بنام لی لی می باشد

آشنایی این دو در BBC بعنوان همکار شروع شد، در نهایت بعد از 25 سال زندگی مشترک در سال 2015 این زن و شوهر از هم طلاق گرفتند

ازدواج دوم

مستر بین اما یکسال قبل از طلاق رسمی از همسر اول خود با لئو فورد کمدین انگلیسی رابطه داشته و از وی در سال 2017 در 62 سالگی صاحب یک فرزند بنام آکینسون شد

گواهینامه و پورشه

آقای مستر بین مجور رانندگی در کلاس یک را در سال 1981 گرفته است زیر او علاقه عجیبی به کامیون ها دارد همچنین عاشقه ماشین های اسپرت است

پورشه را بهترین ماشین جهان قبول دارد اما می گوید بخاطر تیپ شخصیتی اش سوار آن نمی شود

شایعه مسلمان شدن

در سال 1392 سایت Israellycool در خبری اعلام کرد آقای بین همواره در خط مقدم مبارزه با قوانین ضد توهین به مقدسات است اما برخی رسانه های تونسی به اشتباه خبر از مسلمان شدند او را منتشر کردند

زندگینامه مستربین

زندگینامه مستربین

این خبر به شدت جدی شد و رهبر جنبش النهضت تونس پیام تبریکی برای وی ارسال کرد، اما طولی نکشید که مشخص شد این خبر واقعیت ندارد
فعالیت های سیاسی

مستربین هنوز هم کارش را در تئاتر ادامه می دهد

او حالا از سال 2003 لقب اسطوره را یدک می کشد و در سال 2012 نیز تلاشی های سیاسی برای لغو قوانینی که با توهین ساده به دستگیری و زندان منجر می شود شروع کرد

منبع:زندگینامه مستربین

زندگینامه مستربین

ادامه مطلب و دانلود
برترین مطالب آهنگ فاخر
روز هفته ماه سال

    Sorry, no posts matched your criteria.

    Sorry, no posts matched your criteria.

    Sorry, no posts matched your criteria.

    Sorry, no posts matched your criteria.

دسته بندی خوانندگان