جغد دارای حس شنوایی بسیار قوی است. او در تاریکی با استفاده از حس شنوایی طعمه خود را تشخیص میدهد.

خفاش دارای حس شنوایی قوی است و با استفاده از آن راه خود را در تاریکی پیدا میکند.

دلفین هم حس شنوایی بسیار قوی دارد.


کدام حیوانات شنوایی قوی دارد؟
دانلود آلبوم جدید سیروان خسروی بنام مونولوگ
دانلود آهنگ جدید علیرضا قربانی بنام خیال خوش
دانلود آهنگ جدید رضا بهرام بنام نگار
دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی بنام صورت
دانلود آهنگ جدید مهدی یراحی بنام اسرار
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین بنام آتیش
دانلود آهنگ جدید بهنام بانی بنام قرص قمر 2
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی بنام دورترین نزدیک
جغد دارای حس شنوایی بسیار قوی است. او در تاریکی با استفاده از حس شنوایی طعمه خود را تشخیص میدهد.

خفاش دارای حس شنوایی قوی است و با استفاده از آن راه خود را در تاریکی پیدا میکند.

دلفین هم حس شنوایی بسیار قوی دارد.


کدام حیوانات شنوایی قوی دارد؟
3 مرحله : آماده کردن زعفران آماده کردن سیب زمینی ها پخت سیب زمینی های زعفرانی
مواد لازم :
8/1 قاشق چایخوری زعفران
4/1 فنجان آب جوش
7 سیب زمینی سفید متوسط
2/1 قاشق چای خوری نمک
4/1 قاشق چایخوری فلفل سیاه
مرحله ی اول : آماده کردن زعفران

زعفران
مرحله ی دوم : آماده کردن سیب زمینی ها

سیب زمینی

روغن

سیب زمینی سرخ شده
مرحله ی سوم : پخت سیب زمینی زعفرانی

سیب زمینی در حال پخت

حرارت شعله

سیب زمینی آماده
3. این سیب زمینی های خوشمزه را می توانید کنار هر وعده ی غذایی سرو کنید.

بیوگرافی پدرام شریفی
پدرام شریفی Pedram Sharifi بازیگر سینما و تلویزیون در خصوص خصوصیات این فیلم، گفت: «متولد ۶۵»، فیلم دهه شصتیهاست و وقتی به عنوان دهه شصتی فیلمنامه را خواندم، بسیاری از ماجراهای زندگیمان را در آن دیدم؛ اتفاقاتی که همیشه در افکارم بود.
وی افزود: در مورد دهه شصت حرفهای بسیاری زده میشود اما زمانی که صادقانه به این دهه نگاه میکنیم، متوجه خواهیم شد از زمانی که در رحم مادرمان بودیم، صدای بمباران میشنیدیم؛ اکثرمان در جنگ به دنیا آمدیم، به مدرسه رفتیم و … شریفی خاطرنشان کرد: تلخترین جای این جریان آنجاست که وقتی به دهه هفتادیها نگاه میکنیم، وضعیتشان بهتر از دهه شصتیها نیست؛ این فیلم ماجرای ما جوانهاست؛ نه الزاما یک دهه خاص. امیدوارم همه آن انرژی که برای «متولد ۶۵» گذاشتم نتیجه مثبت بدهد و خروجی قابل قبولی داشته باشد.
پدرام شریفی بازیگر جوان سینما یکی از چهره های جوانی است که امسال از تئاتر به سینما آمده است. شریفی بازیگر شناخته شده در عرصه نمایش است که در سال گذشته توانست نظر کارگردانان مختلف سینمای ایران جلب کند و آنها از حضور این بازیگر در آثارشان بهره بگیرند. او پیش از این در یکی از نقشهای کلیدی در فیلم تحسین شده «ماهی و گربه» به ایفای نقش پرداخت که بعد از این ماجرا، سینماییها او را شناختند.
پدارم شریفی سال گذشته با سه فیلم «سیانور» به کارگردانی بهروز شعیبی، «بادیگارد» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا و «متولد۶۵» ساخته مجید توکلی در سیوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و در هر کدام از این فیلمها نقشهای متفاتی را ایفا کرده است. سریال گشت ویژه نیز که هفته نیروی انتظامی ۹۵ پخش میگردد اولین سریال تلویزیونی وی می باشد که در آن در نقش یه مامور پلیس به ایفای نقش پرداخته است و در کناز بازیگرانی چون حمید گودرزی, شاهد احمدلو, محمود پاک نیت و .. بازی نموده است.
از ویژگی های پدرام شریفی بازیگری که امسال توجه ها را به خود جلب کرده این است که در دو فیلم خوب اما مهجور مانده از جشنواره ی سال گذشته حضور داشته است که یقینا یکی از بهترین بازی ها، حضوردرخشان وی در فیلم “متولد ۶۵”بود که متاسفانه کمتر دیده شد. همچنین بازی متفاوتش در” سیانور” که به زودی اکران می شود و از خود خواهیم پرسید که چرا این فیلم با ارزش” بهروز شعیبی” در جشنواره های اخیر نادیده گرفته شده است. شریفی در جشنواره فجر سی و چهارم نیز حضورش در فیلم “بادیگارد” بود که در آنجا هم میشود از بازی اش گرچه نقش خیلی تعریف شده ای نداشت و میشد قصه ای پررنگ تر برای این شخصیت نوشت تعریف کرد.این شب ها نیز شاهد بازی خوب او در سریال گشت ویژه هستیم
پدرام شریفی در فیلم بادیگارد به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا پدرام شریفی نخستین بار در فیلم فوق العاده ی “ماهی و گربه” نظرمان را جلب کرد. بازیگری که شانس آورد تا هنرش روی صحنه نمایش به چشم تیزبین شهرام مکری بیاید. بعد از آن چهره اش در ذهنمان نقش بست با آن بینی کشیده و مردانه ای که خوشبختانه زیر تیغ جراحی نرفته بود و پارامتر نادری بود این روزها برای یافتن یک چهره ی دست نخورده تا نقش ها را باور پذیر کند
پدرام شریفی در متولد ۶۵ به کارگردانی مجید توکلی سال نود و چهار تبدیل شد به سال او با سه فیلم در بخش اصلی جشنواره که بازی او را تند به تند به چشم می آورد و خیلی از منتقدین بازیش در متولد ۶۵ سزاوار نامزد شدن در بهترین بازیگر نقش اول مرد دانستند. حال نیز سریال پر مخاطبی از شبکه اول سیما پخش می شود که فیلمنامه و بازی ها چندین قدم از کارگردانی جلوتر است و بازیگرانی در آن حضور دارند که مسلم اگر بهتر هدایت می شدند یک کار پلیسی باورپذیرتری را شاهد بودیم

پدرام شریفی در سریال گشت ویژه به کارگردانی مهدی رحمانی سریال گشت ویژه که کاریکاتوری از یک سریال در ژانر پر مخاطب پلیسی با بازی حمید گودرزی ، شاهد احمد لو ، پدرام شریفی و محمود پاک نیت است که به رقم ضعف ها ی کارگردانی از بیشتر سریال های اخیر تلویزیون دیدنی تر به نظر می رسد
پدرام شریفی در فیلم سیانور به کارگردانی بهروز شعیبی به امید اینکه این بازیگر خوش آتیه خیلی حواسش پرت طراحی لباس و استایل مو وژست نشود ، رمز موفقیت را در تفاوت حضور در نقش ها بداند و نه جنجال و حاشیه، تا از بازیگران ماندگار و بدون تاریخ مصرف سینما و تلویزیون محسوب شود تاکنون اطلاعات بیشتری از جمله تاریخ تولد ، همسر ، خانواده و محل تولد و … این بازیگر در ویکی پدیا و هیچ سایت دیگری منتشر نشده است.
منبع:بیوگرافی پدرام شریفی
چگونه به کسی که علاقه به آشپزی دارد, هدیه بدهیم
آیا کسی که می خواهید به او هدیه بدهید عاشق آشپزی است؟ وسایل آشپزی, لوازم آشپزخانه می تواند از جمله بهترین هدیه هایی باشد که یک آشپز ماهر دریافت می کند. آیا می دانید چگونه باید بهترین هدیه آشپزخانه را برای چنین فردی فراهم کنید؟!
مراحل

وسایل آشپزی
به آشپزی کردن فرد مورد نظر در آشپزخانه توجه کنید. اگر موقعیتش را داشتید می توانید به او کمک کنید. به ابزار هایی که به نظر شما خطرناک, خراب یا قدیمی هستند و یا کارهایی که به نظر شما وقت و تلاش زیادی را لازم دارند دقت کنید.
سعی کنید بفهمید آن فرد در تلاش است که چه کار جدیدی را انجام دهد. آیا در حال یادگیری پخت نان است؟ ممکن است زمان مناسبی برای خرید یک همزن باشد.
تقریبا برای هر کاری ابزاری وجود دارد. خرید ابزار صحیح می تواند کمک بزرگی در آشپزی به آنها بکند. یک انتخاب غلط تنها پول خرج کردن است و فایده ای برای فرد نخواهد داشت. به خاطر داشته باشید که ابزار های قدیمی ممکن است به این دلیل قدیمی باشند که کارشان را به درستی انجام می دهند. اگر به نظرتان عمر این ابزار رو به اتمام است می توانید آن را با ابزار جدیدی جایگزین کنید اما اگر ابزار قدیمی است و هنوز قدرتمند است نیازی به جایگزین کردن آن نیست.
حواستان را به ابزار هایی که فرد در اختیار دارد و ابزار هایی که به آنها احتیاج دارد, باشد. این دو مورد اغلب در خرید هدیه به شما کمک می کنند.

مواد اولیه آشپزی
یک دستورالعمل فوق العاده را با آنها به اشتراک بگذارید. اگر شما نیز آشپزی می کنید هدیه دادن یک ظرف نمونه از آن دستورالعمل کار خوبی است.
اگر وقت دارید, می توانید این غذا را با او درست کنید. اگر دستورالعمل تکنیک خاصی دارد, این کار بسیار با ارزش است. می توانید دستورالعمل غذا را بنویسید و حداقل یکی از مواد تشکیل دهنده ی آن را به صورت مخلوط شده یا نیمه آماده به او هدیه دهید. می توانید آنها را در ظرف شیشه ای بگذارید.

مواد آشپزی
نمک و فلفل. برای هدیه دادن به دنبال چیز های خاص و لذیذ باشید مانند نمک هیمالیا که فکر می کنید ممکن است آن فرد تا به حال طعم آن را نچشیده باشد. و بسیاری از مواد دیگر.

نمک و فلفل
شیره ی افرا واقعی. می توانید همراه آن پنکیک و یا وافل و یا ماهیتابه ی سرخ کردن وافل هم هدیه دهید.
عسل. عسل بسته به اینکه زنبور آن از چه گیاهانی تغذیه کرده اند می تواند با طعم خاص و پیچیده ی خود هدیه مناسبی باشد. ببینید که فروشگاه محلی شما چه نوع غذای خاصی را به فروش می گذارند و از آن غذا ها در انتخاب های خود استفاده کنید.

عسل
پاستایی که به دست خودتان پخته اید.به همراه روغن زیتون ربان پیچ شده به عنوان هدیه.
سرکه ی بالزامیک. اگر در منطقه ای زندگی می کنید که نزدیک کارخانه ی شراب سازی است, سرکه ی بالزامیک می تواند مورد مناسبی باشد.

نان پخته
روی ظرف برچسبی از تاریخ و مواد تشکیل دهنده ی آن بزنید. شاید دوست داشته باشید طرز تهیه آن را نیز به اشتراک بگذارید مگر اینکه یک راز خانوادگی باشد.

گردش
بروید و نوشیدنی های مختلف را امتحان کنید.

نوشیدنی
برای یک روز آشپزی را کنار بگذارید. به یک رستوران بروید و یا اینکه برای آن فرد غذا درست کنید.
به یک بازار محصولات کشاورزی یا غذایی بروید. می توانید برای آن شخص چند مورد را خریداری کنید.
به رویداد های محلی رستوران ها توجه کنید که می توانید در آنجا غذا های با کیفیت را با قیمت مناسب خریداری کنید. این کار می تواند تجربه ی جالبی باشد.

صندوق پستی
به صرف یک نوشیدنی
برای شرکت در یک برنامه کشاورزی متعلق به (CSA). در اینجا شما می توانید محصولات کشاورزی تازه را از مزرعه ی کوچکی خریداری کنید ( و گاهی اوقات تخم مرغ و گوشت و…)
پخت و پز غذا های مربوط به مجله ی آشپزی

قیچی
چاقو های تیز و کاربردی نیز هدایای مناسبی هستند اما ممکن است هر کسی این هدیه را دوست نداشته باشد.

کارت هدیه
هدیه ی مناسب دیگر هدیه دادن کارت ورود به کلاس آشپزی در یک رستوران محلی است. اطمینان حاصل کنید که ساعت های حضور در کلاس به گونه ای باشد که فرد بتواند به راحتی در کلاس ها شرکت کند.

گلدان
یک گلدان سبزی در حال رشد در خانه می تواند هدیه ی خوبی به فردی باشد که در آپارتمان زندگی می کند.

لوازم آشپزی

کتاب آشپزی

تولد : ۱۳۱۷ رشت
والدین : عبادالله رنجبر
سالهای فعالیت : سینما: ۱۳۳۱–۱۳۴۷
ملکه رنجبر (زاده ۱۳۱۷ در رشت) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است. وی از سن شش سالگی فعالیت هنری خود را شروع کرد.
زندگینامه ملکه رنجبر
ملکه رنجبر فرزند عبادالله رنجبر هنرمند تئاتر گیلان در سال ۱۳۱۷ در رشت متولد شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه در رشت و همدان ادامه داد و پس از آن زیر نظر پدرش تعلیم بازیگری دید. رنجبر از سن شش سالگی با ایفای نقش «کوزت» در نمایش بینوایان فعالیت خود را آغاز نمود. سپس در سال ۱۳۲۷ به تهران عزیمت نمود و به ادامه بازیگری در «تئاتر سعدی» پرداخت. ملکه رنجبر از بدو افتتاح تلویزیون با اجرای برنامههای زنده به همکاری با آن سازمان پرداخت و در سال ۱۳۳۵ کار در رادیو را شروع کرد.
قسمتی از گفتگو با ملکه رنجبر
این روزها ملكه رنجبر بهخاطر بیماری پاركینسون خانهنشین شده، مدتهاست از سینما و تلویزیون دور است و به گفته خودش دیگر حال و حوصله تماشای برنامهها و سریالهای تلویزیون را هم ندارد. در یكی از روزهای گرم تابستان مهمان این بازیگر پیشكسوت و مهربان شدیم و با او درباره خاطرات گذشته و حال و هوای این روزهایش گپ زدیم.
پدرم از بنیانگذاران تئاتر ایران بود
پدر من، آقای عبدالله رنجبر یكی از بنیانگذاران هنر تئاتر ایران بود. از او و فعالیتهایشان كلی مدارك و عكس وجود دارد كه برخی از آنها مربوط به 120 سال قبل است كه همگی را به موزه سینما اهدا كردهام. شما جوانها نمیدانید ما چقدر در راه به ثمر رسیدن هنر تئاتر در ایران بدبختی كشیدیم و دشواری دیدیم. با اهدای این مدارك به خانه سینما خواستم جوانها بدانند چقدر كار كردن در عالم هنر و بهخصوص هنر تئاتر در زمان ما سخت بوده است.
اگر حقوق بازنشستگیام نبود، نمیدانم چه میكردم؟
من پیش از انقلاب كارمند شهرداری بودم اما پس از انقلاب بهخاطر فعالیتم در تئاتر و سینما مجبور شدم بازنشسته شوم. چون هنوز در سینما و تلویزیون كار نمیکردم، چند سالی پیش پسرم كه در انگلستان زندگی میكند، رفتم. وقتی تحصیلات پسرم تمام شد، با هم به ایران برگشتیم و كارم را شروع كردم. اما در زمان بیماریام این همه سال تجربه در سینما، تئاتر و تلویزیون به كارم نیامد و كسی یادی از من نكرد. فقط آقای قالیباف در آن زمان به من و پسرم كمك كرد و از طرف شهرداری برای من لوح تقدیر فرستاد.
پسرم مرا زنده نگه داشته است
اگر پسرم نبود تا به حال مرده بودم. این پسرم بود كه مرا به بهترین بیمارستان برد و از من مراقبت كرد. پسرم همیشه فرزندی مهربان، دوستداشتنی و شایسته برایم بوده و هرگز از هیچ كمكی برای من دریغ نكرده است؛ حتی وقتی از انگلستان به ایران آمد درحالی كه خودش مستاجر بود، ابتدا برای من خانه خرید و گفت: «اول برای مادرم خانه میخرم و بعد برای همسر و فرزندم.»
من همین یك پسر را دارم و نوهای زیبا به نام لیلی كه در انگلستان مشغول تحصیل است.
تلویزیون ایران را ما افتتاح كردیم
من از هشت سالگی روی صحنه تئاتر بودم و در نمایش «بینوایان» نقش كوزت را بازی كردم. درواقع من اولین كوزت ایران هستم. از همان كودكی تحت نظارت پدرم وارد عالم بازیگری شدم و كارم را از تئاتر شروع كردم. در 16 سالگی وارد سینما شدم و پس از آن به رادیو و تلویزیون رفتم و در نمایشنامههای رادیویی مشغول به كار شدم. وقتی قرار شد تلویزیون به ایران بیاید ما هنرمندان دور هم جمع شدیم تا برای برنامهسازی فكر كنیم. اولین شبی كه تلویزیون ملی ایران به شكل رسمی روی آنتن رفت، من و سایر هنرمندان در آن برنامه حضور داشتیم و تنها شبكه ایران در آن زمان را افتتاح كردیم.
پاركینسون توان كار كردن را از من گرفته
این روزها بیشتر در خانه هستم و تنها برای رفتن به دكتر و برخی كارهای ضروری از خانه خارج میشوم. تقریبا 10 ماه است خانهنشین شدهام و بیشتر سعی میكنم با مطالعه و ورق زدن آلبومها و مرور خاطراتم روزها را سپری كنم. مبتلا به بیماری پاركینسون هستم و باید از داروهای مختلفی برای جلوگیری از پیشرفت بیماریام استفاده كنم که برخی از این داروها كمی بیحالم میكند. علاقهای به تماشای برنامههای تلویزیون ندارم و سریالها را دنبال نمیكنم و فقط گاهی فیلم سینمایی میبینم.
بازیگران تازهوارد ما قدیمیها را قبول ندارند
در مدت بیماری هنرمندان حالم را جویا نشدند اما چند روز پیش اعضای هیات مدیره خانه سینما به عیادتم آمدند و برایم یك سكه و تقدیرنامه آوردند. دستشان درد نكند ولی سكه به چه دردم میخورد؟
از چهرههای جدید هم هیچكس یادی از من نكرده. ظاهرا آنها ما قدیمیها را قبول ندارند! سختیها و بدبختیهای این كار را ما كشیدیم و حالا كه به روزگار ثبات و درآمد رسیده، چند جوان زیبا وارد سینما شدهاند و هیچكس را هم جز خودشان قبول ندارند. در زمان ما بازیگران تا دوره نمیدیدند، نمیتوانستند وارد عالم بازیگری شوند و ابتدا باید از نقشهای كوچك شروع میكردند اما الان یكشبه همه سوپراستار میشوند. (میخندد)
همیشه در كارهای خیر پیشقدم بودهام
من سالهاست عضو هلال احمر هستم. اتفاقا پس از بیماریام اعضای هلال احمر از همه زودتر به عیادتم آمدند. همیشه از حضور در كارهای خیر استقبال كردهام و این علاقه را از پدر و مادرم به ارث برده و آموختهام. در زمان زلزله بم 15 روز در سرما در میدان ولیعصر ایستادم و از مردم برای كمك به زلزلهزدهها پول جمع كردم. همیشه در كارهای خیر برای كمك به كودكان بیسرپرست و فقرا داوطلب بودم و مشتاقانه برای حضور در مراسم خیریه شتافتهام. من حتی برای زندانیان هم پول جمع كردهام و یكبار هم برای یك زندانی محكوم به اعدام از خانواده مقتول رضایت گرفتم.

بیوگرافی ملکه رنجبر
كاش وارد دنیای سینما نمیشدم
اگر به گذشته بازگردم دیگر وارد دنیای سینما نمیشوم. چنین چیزی محال است اما با ذهنیت امروزم میدانم كه ورود به این شغل برایم سختیهای فراوانی خواهد داشت؛ بهخصوص در زمان ما ورود به این حرفه واقعا دشوار بود. اگر واقعا میتوانستم به جوانی بازگردم، مینشستم در خانه و فكر كار كردن را هم نمیكردم. (میخندد)
در جوانی شهرت را تجربه كردم
وقتی وارد سینما شدم هنوز خیلی جوان بودم. به سرعت در فیلمهای خوبی مانند «فردا روشن است» ایفای نقش كردم و در فیلم «اعتراف» بازی كردم كه خیلی مورد توجه قرار گرفت. روزنامهها و مجلات معتبر آن زمان مانند «سیاه و سفید» و «اطلاعات» با من مصاحبه كرده و عكس مرا روی جلد زدند. اما شهرت و جوانی باعث نشد راهم را گم كنم و علاقهام به هنر همیشه به همان شكلی كه در كودكی در وجودم بود، باقی ماند.
پدرم فرش خانه را برای دستمزد بازیگرانش فروخت
این روزها میشنوم بازیگران جوان برای پول بیشتر چك و چانه میزنند. در زمان ما این كارها زشت بود و من هرگز برای پول بیشتر چانه نمیزدم. من وقتی به كاری دعوت میشدم از تهیهكننده كار میپرسیدم چقدر بودجه دارید و چقدر میتوانید هزینه كنید، طبق چیزی كه اعلام میشد، دستمزدم را اعلام میكردم. من برای بازی در فیلم «فردا روشن است» دوهزار تومان دستمزد گرفتم كه به نسبت شهرتی كه آن زمان به دست آورده بودم و پیشنهادهای دیگری كه داشتم بسیار رقم كمی بود اما چون فیلمنامه را دوست داشتم به این چیزها اصلا فكر نمیكردم.
پدرم ما را طوری تربیت كرد که وابسته به پول نباشیم و خودش هم اینطور نبود؛ البته همیشه حواسش به بازیگران تئاترهایش بود و هرطور شده دستمزد آنها را پرداخت میكرد. به یاد دارم وقتی بچه بودم شبی پدرم وارد منزل شد و به سرعت فرش خانه را جمع كرد. مادرم تعجب كرد و پرسید: «فرش را برای چه جمع میكنی؟» پدرم گفت: «تئاتر امشب فروش خوبی نداشت. میخواهم این فرش را بفروشم تا هنرمندان تئاترم ناامید نشوند.»
منبع:بیوگرافی ملکه رنجبر
4 روش : مشکلات خود را در میان بگذارید. زمان بیشتری را با یکدیگر صرف کنید. به خود توجه کنید. با یکدیگر صادق و صمیمی باشید
خانواده یکی از مهم ترین چیزها در دنیا می باشد. گاهی اوقات مشکلاتی در خانواده وجود دارد اما بیشتر اوقات ما عاشق آنها هستیم. در اینجا چند نکته برای راهنمایی به شما وجود دارد که می تواند به شما در برقراری ارتباط بهتر با والدین و خواهر و برادران کمک کند.

family members

family

خانواده

thinking

اعضای خانواده

خانواده شاد

بحث خانوادگی
آیا اعضای خانواده سزاوار رفتار اشتباه شما هستند؟
اشتباهاتی را که در گذشته انجام داده اید بشناسید و سعی کنید دیگر مرتکب آنها نشوید.

improve yourself


Avoid gossip

Show respect

کمک به خانواده

مستقل بودن

Love your family
اگر می دانید چه چیزی آنها را شاد می کند حتما آن کار را برایشان انجام دهید.

بیوگرافی حسین سلیمانی
حسین سلیمانی (زاده ۳۰ شهریور ۱۳۶۳، تهران) بازیگر سینما و تلویزیون ایران است.وی در سن ۱۳ سالگی، با بازی در فیلم مهر مادری وارد دنیای سینما شد و برای بازی در این فیم از چند جشنواره بینالمللی، جوایز و تقدیرنامه دریافت کرد.
حسین سلیمانی علاوه بر بازیگری در زمینههای دستیاری کارگردانی، مجری طرح، بازیگردانی، عکاسی، ساخت فیلم کوتاه و ترانهسرایی نیز فعالیت دارد.
گفتگو با حسین سلیمانی
• وقتی واژه تولد را میشنوید یاد چه میافتید؟
تولد در واقع ظهور نعمتهای خداوند است. تولد یك اتفاق خوب است. یكی از نعمتهای خداوند است كه دنیای تازهای را برای یك شخص، موجود و حتی شیء آماده میكند.
• من معتقدم یك نفر ممكن است چند بار متولد شود. شما چهطور؟
صد در صد با این حرف موافقم. هروقت اتفاق خوبی برای یك انسان بیفتد، منهای تاریخ تولد، آن روز میتواند تولد دوباره او باشد.
• شما چند بار سوای تاریخ شناسنامه متولد شدهاید؟
شاید بتوانم بهترین تولدم را ورود به سینما بدانم یا قبول شدنم در دانشگاه. ورود به سینما در حقیقت روزی بود كه حسین سلیمانی دوباره متولد شد.
• خوب پس بیایید در مورد مهمترین تولدتان حرف بزنیم. آن روزها را به یاد دارید؟
سال 1375 برای بازی در «مهر مادری» انتخاب شدم. كار اردیبهشت سال 1386 كلید خورد. كمال تبریزی به عنوان كارگردان از حدود 3هزار نوجوان تست گرفت. از این بین 300 نفر انتخاب شدند و در نهایت 13 نفر از این بین گلچین شدند. مجدداً 3 نفر انتخاب شدند و 2 نفر نامزد نهایی بودند كه من هم جزوشان بودم. در گروه بین اینكه من بازیگر این نقش باشم یا آن یك نفر بحث بود. برخی مخالف بازی من و برخی دیگر موافق بازی كردن من در این نقش بودند كه در نهایت من قبول شدم.
• به عبارت دیگر دوباره متولد شدید.
[می خندد] بله. مرحله انتخاب 45 روز طول كشید.
• تولد سختی بود؟
یادم هست كه دلشوره داشتم. تولد بعدی من قبول شدنم در دانشگاه بود كه خیلی خوشحال شدم.
• چه آدمهایی دراین روند به شما كمك كردند؟
باید از فاطمه معتمدآریا نام ببرم كه بزرگترین كمك را به من كرده و من همیشه با او مشورت میكنم. كمال تبریزی هم به من بسیار كمك كرده و من بسیار دوستش دارم.
• به روند كاری شما كه نگاه میكنم، میبینم از بازیگری شروع كردید یعنی از جلوی دوربین شروع كردید و امروز به دستیاری كارگردان و مجری طرح یعنی پشت دوربین رسیدید. این روند را بر چه اساسی طی كردید؟
آمدن من در سینما خیلی اتفاقی بود، اما ماندنم در این هنر كاملاً انتخابی است. زمانی كه وارد این حوزه شدم شناختی از این كار نداشتم اما بعدها كه بازیگری برایم جدی شد، شروع كردم به مطالعه كردن و دیدن فیلم. سال 1382 تصمیم گرفتم كارهای دیگری را هم در سینما تجربه كنم و یاد بگیرم.
• یك تولد دیگر.
بله. با فاطمه معتمدآریا صحبت كردم. او مرا خیلی تشویق كرد و راهنمایی خیلی خوبی هم به من كرد. كارم را با دستیارسومی حسین قناعت در «كارگاه لطفی» شروع كردم، بعد در «یك قدم تا خدا» ساخته علی عطشانی دستیار دوم شدم و به دستیاری كارگردان و مشاور انتخاب بازیگر در فیلم سینمایی «روایتهای ناتمام» به كارگردانی پوریا آذربایجانی رسیدم. میخواهم بگویم كه من این مراحل را پله پله طی كردم.
• چرا بازیگری را ادامه ندادید؟ به عبارت دیگر چرا وارد حوزه اجرایی شدید؟
نمیخواستم فقط تجربه بازیگری داشته باشم. دوست داشتم فضاهای دیگری را هم در سینما و تلویزیون تجربه كنم.
• پس گامهای بلندتان را برداشتهاید برای كارگردانی؟
هم مینویسم، هم كارگردانی میكنم. چند فیلم كوتاه ساخته ام. دوست دارم كه تجربیات تازهای در عرصه سینما و تلویزیون داشته باشم. میخواهم تجربه عملی داشتهباشم، صرف اینكه بخوانم و ببینم برایم كافی نیست. برای همین دوست دارم زمانی كه كارگردانی یك كار را برعهده میگیرم هم از تولید سررشته داشتهباشم هم از بازیگری.


تخلص خود را از نام سعدبن ابي بكر بن سعد زنگي وليعهد مظفرالدين ابوبكر گرفت. هر وقت سعدي در شيراز بود در خدمت اين وليعهد ادب پرور به سر مي برد.
سعدي در نظاميه بغداد تحصيل كرد. دانشجويان دانشگاه نظاميه عبارت بودند از مفسران، محدثان، وعاظ، حكام و مذكران.
شيخ پس از اتمام تحصيل به سير و سياحت پرداخت و در مجالس، وعظ مي گفت و مردم را به سوي دين و اخلاق هدايت مي كرد.
به طوري كه از آثار سعدي بر مي آيد ومعاصرينش هم مي نويسند در لغت، صرف و نحو، كلام، منطق، حكمت الهي، و حكمت عملي، (عالم الاجتماع و سياست مدن) مهارت داشت. مخصوصاً او در حكمت از تمام آثارش پيداست.
كتاب بوستان نه فقط حاوي مطالب اخلاقي و حكمتي است، بلكه استادي شيخ را در علم الاجتماع نشان مي دهد. تبحر وي در زبان عربي و فارسي و ذوق لطيف و طبع و قادش او را برانگيخت تا شيرين ترين آثار فارسي را در نظم و نثر از خود به جاي گذارد.
سعدي در ابتدا همان سبك متداول زمان خويش را در نويسندگي در پيش گرفت. بعد به سبك خواجه عبدالله انصاري تمايل پيدا كرد. اما طولي نكشيد كه سبك خاص و مشخصي براي خود ابداع نمود.
شيخ اجل نه تنها به نصايح مردم مي پرداخت بلكه از اندرز دادن به سلاطين هم مضايقه نداشت كما اين كه رساله هفتم خود را به اندرز به ملك انكياتو اختصاص داد.
علاوه بر اين رساله، قصايدي نيز سروده كه در آنها ضمن مدح، نصايح زنده و گاه خشني به انكياتو نموده است.
شاهكار سعدي در نثر، گلستان اوست كه در حقيقت نوعي مقامه نويسي است.ولي در اين رويه گرد تقليد نگشته و راه تازگي و ابتكار را پيموده است.
ترتيب و تناسب وتنوع گلستان همراه با موضوعات دلكش اجتماعي و اخلاقي و تربيتي و سبك ساده و شيرين نويسندگي، سعدي را به عنوان خداوند سخن معرفي كرده است. سعدي در بين معاصرين خويش هم با وجود نبودن وسايل نشر جاي خود را باز كرد.
شهرت وي به اندازه اي بود كه پس از پنجاه و پنج سال كه از مرگش مي گذشت در ساحل اقيانوس كبير، يعني در چين، ملاحان اشعارش را به آواز مي خواندند.
چهل و سه سال پس از فوت شيخ، يكي از فضلا و عرفا به نام علي ابن احمدبن ابي سكر معروف به بيستون اقدام به تنطيم اشعار سعدي و ترتيب آنها با حروف تهجي نمود.
وي كليه آثار شيخ را به 12 بخش تقسيم نمود. اول رساله هايي كه در تصوف و عرفان و نصايح ملوك تصنيف كرده است. دوم گلستان، سوم بوستان، چهارم پندنامه، پنجم قصايد فارسي، ششم قصايد عربي، هفتم طيبات، هشتم بدايع، نهم خواتيم، دهم غزليات قديم كه مربوط به دوران جواني شيخ است، يازدهم صاحبيه مشتمل بر قطعات، مثنويات، رباعيات و مفردات. دوازدهم مطايبات. از آثار شيخ نسخ قديمي كه در زمان شخص او تحرير شده موجود است.
سعدي در سير و سلوك نيز مقامي بس والا داشت. به تمام قلمرو اسلامي و همسايگان كشورهاي اسلامي مسافرت كرد و ديده تيزبين او در هر ذره، عالمي پند و حكمت مي ديد.

بیوگرافی سعدی
يك بار هم در جريان جنگ هاي صليبي به طوري كه خودش در گلستان مي نويسد به چنگ عيسويان اسير مي شود.
مدفن شيخ در شيراز معروف است. مورخين، سعديه فعلي را خانقاه او دانسته اند و مي نويسند كه شيخ در اين خانقاه كه در شمال شرقي شيراز واقع شده به عبادت مشغول بوده و از سفره انعام او درويشان بهره مي برده اند.
دولت شاه سمرقندي در تذكره الشعراء مي نويسد سلاطين و بزرگان و علما به زيارت شيخ بدان خانقاه مي رفتند. قنات حوض ماهي فعلي در زمان شيخ نيز جاري و معمور بوده و سعدي حوضي از مرمر در باغ خانقاه خود ساخته، از آن قنات آب در آن جاري مي كرده است.
منبع:بیوگرافی سعدی

محسن بهرامی، یکی از مجریان برنامه «رادیو هفت» است که از شبکه آموزش پخش میشود. او فارغالتحصیل مدرسه عالی بازیگری در حوزه هنری است و فعالیت هنری خود را از سال 80 با حضور در نمایش «از دست رفته» به کارگردانی فرهاد اصلانی آغاز کرد و تاکنون در سریالهای «روشناییهای شهر» به کارگردانی مسعود کرامتی، «بیگناهان» به کارگردانی احمد امینی، «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» به کارگردانی احمد معظمی و… حضور داشته است. او سال 89 موفق به دریافت تندیس بازیگر اول مرد در بخش نمایش رادیو از سیزدهمین جشنواره تئاتر دانشجویی نیز شد.
بهرامی در سریال «پازل» به کارگردانی ابراهیم شیبانی ـ که از شبکه یک پخش میشود ـ نقش یک افسر اطلاعاتی را بازی میکند و در کنار رضا کیانیان برای رفع خرابکاری صنعتی در تاسیسات هستهای کشور و مقابله با جاسوسان میکوشد.
به بهانه حضور بهرامی در این سریال با وی گفتوگو کردیم.
از چگونگی حضورتان در سریال پازل بگویید؟
پازل مینیسریال شش قسمتی است که قرار است عملکرد نیروهای وزارت اطلاعات را به نمایش بگذارد. این سریال درباره جاسوسانی است که قصد دارند برای ضربه زدن به تاسیسات هستهای کشورمان در این سیستم اختلال ایجاد کنند. در واقع پازل مقابله عوامل وزارت اطلاعات اعم از نیروهای تعقیب و مراقبت تا نیروهای عملیات با گروههای جاسوسی است. ابراهیم شیبانی با شناختی که از من داشت برای بازی در این سریال دعوت به کارم کرد و من هم پذیرفتم.
چه چیزی در فیلمنامه این سریال بود که شما را جذب کرد؟
چیزی که در قصه و داستان این سریال برایم جالب بود، این است که کارگردان این مجموعه بر خلاف برخی کارگردانان ایرانی، خلافکاران را احمق فرض نکرده و اتفاقا آنها را بسیار هم تیزهوش نشان میدهد. به همین دلیل دست و پنجه نرم کردن با آنها برای ماموران وزارت اطلاعات مهم و به واقعیت هم نزدیکتر است.
یعنی جاسوسان و خلافکاران پازل افرادی ناتوان نیستند؟
این بزرگترین اشتباه است که فکر کنیم دشمنانمان عقبمانده هستند. اتفاقا ماموران زبده اطلاعاتی ما نیز چنین فکری نمیکنند، ولی متاسفانه در بیشتر فیلمها و سریالها اینگونه نشان داده میشود که دشمنان ما توانایی چندانی ندارند. در پازل ما با دشمن سرسختی طرف هستیم که جاهایی حتی از ما جلو میزند و مجبوریم تلاشمان را مضاعف کنیم تا بتوانیم با سرعت جلوی پیشروی او را بگیریم. به عقیده من این نقطه قوت سریال است.
کمی درباره نقشتان در این سریال توضیح دهید؟
من در این سریال نقش طاهر را بازی میکنم که در واقع جانشین و دستیار فرمانده عملیات (رضا کیانیان) است. طاهر تقریبا نفر دومی است که عملیات را رهبری میکند و از ویژگیهایش این است که حواسش جمع و کارش را خوب بلد است. شخصیتی که من ایفاگر نقش او هستم تقریبا در تمام حوزههای کاری عملیاتی و اطلاعاتی تخصص دارد و به همین دلیل به نوعی مشاور ارشد فرمانده به شمار میآید.
با توجه به این ویژگیهای طاهر، این نقش را چگونه بازی کردید که باورپذیر باشد؟
همیشه سعی میکنم در لحظاتی که اتفاقات مهمی در سریال در حال رخ دادن است به امور مسلط باشم و این تسلط را بیش از هر چیز دیگری در بازی خودم بروز بدهم. حتی وقتی شکستهای مقطعی میخوریم با خونسردی تلاش میکنم امور را سروسامان بدهم که همین باعث شده این نقش برای مخاطب باورپذیر باشد.
آیا قبل از این تجربه بازی در کنار رضا کیانیان را داشتید؟
خیر، برای اولینبار بود که کنار او بازی کردم که تجربه بسیار لذتبخشی بود.

گفتوگو با محسن بهرامی
بازی شما تحتتاثیر بازی کیانیان قرار نگرفت؟
نمیتوانم بگویم تحتتاثیر او نبودم؛ ولی یکی از محاسن اخلاق حرفهای آقای کیانیان این است که خیلی راحت و بدون استرس کار میکند و اجازه نمیدهد انرژی منفی به کارش وارد شود و به همین دلیل هم همیشه موفق ظاهر شده است. این روش کار در بازی کسانی که در کنارش هستند هم تاثیر مستقیم و مثبتی میگذارد. برخورد آقای کیانیان آنقدر خوب و صمیمی بود که واقعا احساس راحتی میکردیم. او همیشه سعی میکند آرامش تیم تولید سریال حفظ شود و همه چیز سر جای خودش باشد. در کل حضورم در کنار این بازیگر که سابقه طولانی در حرفه بازیگری دارد بسیار لذتبخش بود و خیلی چیزها یاد گرفتم. او برخی اوقات نکات ریز و کوچکی را یادآوری میکرد که در بازی من تاثیر زیادی میگذاشت.
در سریال، شما دستیار کیانیان هستید؛ ولی عملا برخی اوقات اینگونه نشان داده میشود که شما به او دستور میدهید؟
نه اینگونه نیست. من دستور نمیدهم. شاید این شبهه از آنجا بهوجود آمده که کیانیان به طاهر اعتماد کامل دارد و میداند او آدمی است که کمترین اشتباه را در کارهایش میکند و حرفهایش برای کیانیان قابل اعتماد است.
پازل سریالی پلیسی و اطلاعاتی است، ولی صحنههای اکشن زیادی ندارد. به نظرتان این باعث نمیشود تعداد مخاطبانش کم شود؟
ما نباید این سریال را یک کار پلیسی بدانیم زیرا هیچ حضوری از نیروهای انتظامی در آن نمیبینیم ولی قبول دارم که صحنههای اکشن و حادثهای آن کم است که این هم به دلیل موضوع و داستان آن است. ما در سریالهایمان آنچنان که باید و شاید بضاعت اکشن کاری نداریم. بههمیندلیل همین کمی در پازل فضای حادثهای تلطیف و بیشتر سعی شده فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی به نمایش درآید. پیشنهاد میکنم مخاطب به پازل به عنوان یک اثر پلیسی نگاه نکند.

بابک جهانبخش (با نام شناسنامهای علی جهانبخش) متولد ۱ فروردین ۱۳۶۲ در بوخوم آلمان، بابک جهانبخش از خوانندگان پرمخاطب موسیقی پاپ ایران. مدرک تحصیلی او دیپلم تجربی میباشد. او با مروارید شهریاری ازدواج کرده است. و پسری با نام آرتا دارند. بابک جهانبخش که آلبوم « اکسیژن » او مرور خوبی برای خاطرههای «من و بارون» بود حسابی مشغول پدر شدنش است و معتقد است که با بهدنیا آمدن آرتا بزرگ شده است. پای صحبتهای او نشستیم تا ببینیم بازتابهای انتشار آلبوم اکسیژن چگونه بوده و تصمیم بابک برای ندادن آلبوم جدی است یا نه!
بابک جهانبخش نوازندگی پیانو را از ۵ سالگی زیر نظر استاد آلمانی در مدرسه موسیقی آزاد شهر بوخوم آلمان آغاز نمود و بعد از تحصیلات پدرش و بازگشت به ایران، علاقه خود را به موسیقی بیشتر دید و به صورت جدی تر موسیقی شرقی را دنبال کرد. اولین کسی که او را به خواننده شدن تشویق کرد مرحوم مجتبی میرزاده آهنگساز قدیمی بود. او دورههای آموزشی جدید را طی کرد و در سال ۷۶ و در سن ۱۴ سالگی، مجوز رسمی خود را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که در آن زمان با تایید محمدعلی معلم همراه بود دریافت کرد و در همان سال یک کار را برای صدا و سیما ضبط نمود.
با فکر اکسیژن را منتشر کردم با اینکه آلبوم « اکسیژن»با توجه به موفقیت چشمگیری که «من و بارون» داشت و فاصله زمانی کمی از آلبوم قبلی منتشر شد، در موقعیت خطرناکی بود، اما من با تفکر این کار را انجام داده بودم. با این فکر که هنوز اتفاقهای زیاد و خوبی در ادامه «من و بارون» در ذهن من است که میتوانم روی پروژه اکسیژن آن را پیاده کنم اما متاسفانه بازخوردها برایم کمی عجیب بود که خیلیها برای انتشار این آلبوم شمشیر را از رو بسته بودند چون اصلا توقع نداشتم که آلبوم را نشنیده نقد کنند ولی خدا را شکر اتفاقی که من دنبال آن بودم با «اکسیژن» افتاد. در این سالها به یک چیزی رسیدهام که وقتی یک اتفاق خوبی راجع به یک آلبوم، فیلم یا هر چیزی میافتد یکسری آماده نشستهاند تا کار بعدی آن آدم را بکوبند و بی ارزش کنند. اگر چه طبیعی است که سطح توقع مخاطبان بالاتر میرود اما عدهای به خصوص از اهالی رسانه شروع به نقدهای بیجهت و مغرضانه میکنند. درصورتی که رسالت رسانه چه تصویری چه نوشتاری سازنده بودن و بهتر کردن ضعفهای یک کار باید باشد و نقاط قوت را ببیند و برای اشاعه آن کمک کند

بیوگرافی بابک جهانبخش
مخاطب تکرار را میپسندد تنها به این خاطر سراغ کارهای متفاوت میروم تا برچسب تکراری و یکنواخت بودن از روی من برداشته شود. در واقع من در این سالها به این باور رسیدهام که مخاطبان ما تکرار را دوست دارند چون وقتی از شما میخواهند که کاری شبیه « من و بارون»، «چی شده» یا «دوست دارم» اجرا کنی یعنی من تکراری میخواهم. فضاها محدود میشود اما خب ما هم مطمئنا چیزی را که مخاطبانمان میپسندند را کار میکنیم. من تمام چیزهایی را که میخوانم به خصوص ترانهها و کارهایی که مال خودم است، درواقعیت تجربه کردم و تمامشان برای من واقعی و ملموس است شاید برخی از این کارها حس الان من نباشند ولی کاملا حسشان کردم. به همین خاطر تا چیزی را باور نداشته باشیم نمیتوانیم آن را به همان خوبی انتقال دهیم. پس اگر محبوب میشود به نحوی به سازنده آن نزدیک و با حس آن درگیر است. مثلا من «ایدهآل» را برای پسرم آرتا خواندم. حاضرم قسم بخورم زمانی که موسیقی را شروع کردم هیچ حمایتی نشدم .اصلا تا زمانی که پای پول وسط باشد کارها خراب می شوند.چیزی که در کل این سال ها شنیده شده و برایش زحمت کشیده ام با پول بهدست نمی آید.چون کاری که ساخته می شود باید دلی باشد نه بیزینسی.
معاون وزیر ارشاد: سینمای ایران با وجود پیشینه درخشان در معرض افول است
بهروز شعیبی: امید، بزرگترین سرمایه امروز ماست
تصمیم پرحاشیه در نظارت سینما: فراز و فرودها
محمد حمیدیمقدم دبیر بیستمین جشنواره «سینما حقیقت» شد
دانلود آهنگ من مسم از ابراهیم الفتی با دو کیفیت
دانلود آهنگ سیاه سفید از حامیم با دو کیفیت
دانلود آهنگ دلیل زنده بودنم از امیر بارانی بهبهانی با دو کیفیت