دانلود آهنگ جدید دیجی الوان بنام “ دیس لاو ” با لینک مستقیم
Download New Podcast Dj Elvan – Disslove Mix
پادکست جدید و بسیار زیبای دیجی الوان بنام دیس لاو با بالاترین کیفیت در آهنگ فاخر
” برای دانلود آهنگ های دیجی الوان <— کلیک کنید “

دانلود آهنگ جدید دیجی الوان بنام “ دیس لاو ” با لینک مستقیم
Download New Podcast Dj Elvan – Disslove Mix
پادکست جدید و بسیار زیبای دیجی الوان بنام دیس لاو با بالاترین کیفیت در آهنگ فاخر
” برای دانلود آهنگ های دیجی الوان <— کلیک کنید “

سیر ترشی یکی از انواع ترشی هایی است که طرفداران زیادی دارد. سیرهای قهوه ای رنگ در سیر ترشی که بسیار نرم و خوش طعم بوده و عطر دلچسبی هم دارند. خواص سیر ترشی خانگی نسبت به نوع کارخانه ای آن بسیار بیشتر است و برای افراد مبتلا به بیماری های قلبی و فشار خون بالا مفید می باشد البته به شرطی که در خوردن آن اعتدال را رعابت نمود.

خواص سیر ترشی
به طور کلی سیر برای سلامتی بسیار مفید می باشد و حداقل ۳۰ خاصیت درمانی و دارویی برای آن برشمرده شده است زیرا حاوی موادی مثل ویتامین C، فولیک اسید و آهن، روی، کلسیم، پتاسیم، منیزیم و ویتامین های B1، B2 و B3 می باشد. ویتامین های گروه B باعث کارکرد بهتر روده شده و پتاسیم نیز در جذب بیشتر فسفر نقش اساسی دارد و این امر منجر به افزایش قدرت حافظه می شود.
مهم ترین خواص سیر عبارتند از درمان بیماری هایی مثل نفخ، درد معده، یبوست، سینوزیت، عفونت بدن حتی مشکلات پوستی، گرفتگی سینه و گلو، عفونت های دستگاه تنفسی و سرماخوردگی، درد دندان، بیماری های قلبی، پرکاری تیروئید، تنظیم قند خون، تمیز کردن خون، انگل های معده و روده، خلط آور، ضد سرطان، ضد اسهال، ضد باکتری و قارچ، مشکلات و ناراحتی های کبدی، سل ریوی، واریس و ویروس زگیل موثر می باشد. علاوه براین ها خواص سیر برای لاغری و خواص سیر برای مو نیز بسیار می باشد.
پتاسیم موجود در سیر به تنظیم شدن فشار خون کمک می کند. افراد مبتلا به فشار خون بالا بایستی با مراجعه به پزشک در کنار داروهای کاهنده فشار، از سیر هم استفاده نمایند. ترکیبات گوگردی موجود در سیر قدرت سیستم ایمنی بدن را افزایش داده و این امر از ابتلا به بیماری های عفونی پیشگیری می کند.
سیر برای افرادی که فشار خون متعادل و یا پایینی دارند نیز مفید است البته به شرطی که در مصرف آن زیاده روی نشود. مصرف سیر از ابتلا به غلظت خون پیشگیری کرده و از کبد در برابر مواد سمی مثل نیترات که در بعضی از مواد غذایی وجود دارند هم محافظت می کند.
معمولا مصرف سیر اثرات جانبی ندارد مگر اینکه در خوردن آن زیاده روی شود. سیر بر مکانیسم داروها اثر منفی نمی گذارد اما افرادی که داروهای ضد انعقاد مصرف می کنند بایستی در خوردن سیر احتیاط کنند زیرا سیر خاصیت ضد انعقاد خون دارد. در ادامه به خواص سیر ترشی که ترشی بسیار پرطرفداری است، می پردازیم.
با اینکه سیر تازه خواص زیادی دارد اما خواص سیر ترشی به خواص سیر بسیار نزدیک می باشد. هر چه سیر ترشی عطر بیشتری داشته باشد خواص آن هم بیشتر می شود. طرز تهیه سیر ترشی خانگی نسبت به نوع کارخانه ای متفاوت بوده و در نتیجه فواید بیشتری هم دارد. نوع کارخانه ای با قرار گرفتن در طی فرآیند پخت، درست می شود بدین جهت خواص دارویی سیر ترشی تا حدود زیادی از بین می رود زیرا سیر به هنگام پختن بسیاری از مواد مغذی خود را از دست می دهد.
سیر ترشی صنعتی طعمی شور دارد و به واسطه جوشاندن در سرکه، سیرهای آن قهوه ای رنگ می شود اما خواص سیر ترشی خانگی که با گذر زمان رنگش تیره شده و طعم لذیذ و به یاد ماندنی پیدا کرده، بسیار بیشتر می باشد. با اینکه افزودن سرکه و نمک به انواع ترشی ها از خواص مواد داخل آن ها کاسته و در مدت زمان طولانی باعث ایجاد مواد سمی مثل نیترات (عامل بروز معده و کبد) در آن ها می شود ، اما این مورد برای سیر ترشی خانگی وجود ندارد.

خواص سیر ترشی
ترکیبات گوگردی موجود در سیر وقتی در طی فرآیند هضم قرار می گیرند، گازی تولید می کنند. این گاز وارد خون شده و باعث ایجاد بوی بد در دهان و سیستم تنفسی شخص می شود. یکی از فواید سیر ترشی بودار این است که با وجود اینکه حاوی نرکیبات گوگردی می باشد، اما باعث ایجاد بوی تند سیر در شخص نمی شود. سیر خام را پس از پوست کندن برای ۳۰ دقیقه در معرض هوا قرار می دهند تا خواص درمانی آن فعال شود. در سیر ترشی نیز خواص درمانی سیر به دلیل فرآیندی که دارد تا تهیه می شود، آزاد می گردند.
خواص سیر ترشی چند ساله بیشتر بوده و برای بیماران قلبی و مبتلا به فشار خون بالا مفید می باشد. اشخاصی که یبوست، فشار خون پایین، بواسیر، آلرژی و معده ضعیفی دارند و یا گرم مزاج هستند به جای مصرف سیر که برایشان مضر است، از سیر ترشی استفاده نمایند. سیر ترشی بودار که ترکیبات گوگردی آن از بین نرفته برای بدن مفید می باشد. ضد ویروس، ضد سرطان، دفع سموم از کبد و سرعت بخشیدن به روند هضم غذا از دیگر خواص سیر ترشی می باشند اما بایستی در مصرف آن زیاده روی نکرد.
منبع:خواص سیر ترشی
ولادت

زندگی نامه امام حسن مجتبی ع
امام حسن مجتبی(ع ) در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه تولد یافت . وى نخستین پسرى بود كه خداوند متعال به خانواده على و فاطمه عنایت كرد. رسول اكرم (ص ) بلافاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس براى او گوسفندى قربانى كرد، سرش را تراشید و هموزن موى سرش – كه یك درم و چیزى افزون بود – نقره به مستمندان داد. پیامبر (ص ) دستور داد تا سرش را عطرآگین كنند و از آن هنگام آیین عقیقه و صدقه دادن به هموزن موى سر نوزاد سنت شد. این نوزاد را حسن نام داد و این نام در جاهلیت سابقه نداشت . كنیه او را ابومحمّد نهاد و این تنها كنیه اوست .
القاب امام
لقب هاى او: سبط، سید، زكى ، مجتبى است كه از همه معروفتر (مجتبى ) مى باشد.
پیامبر اكرم (ص ) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصى داشت و بارها مى فرمود كه حسن و حسین فرزندان منند و به پاس همین سخن على به سایر فرزندان خود مى فرمود: شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند.
امام حسن هفت سال و خرده اى زمان جد بزرگوارش را درك نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیامبر (ص ) كه با شهادت حضرت فاطمه دو ماه یا سه ماه بیشتر فاصله نداشت ، تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت .
امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت ، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهرى را نیز اشغال كرد، و نزدیك به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت . در این مدت ، معاویه كه دشمن سرسخت على (ع ) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهى عثمان و در آخر آشكارا به طلب خلافت ) جنگیده بود؛ به عراق كه مقر خلافت امام حسن (ع ) بود لشكر كشید و جنگ آغاز كرد. ما در این باره كمى بعدتر سخن خواهیم گفت .
امام حسن (ع ) از جهت منظر و اخلاق و پیكر و بزرگوارى به رسول اكرم (ص ) بسیار مانند بود. وصف كنندگان آن حضرت او را چنین توصیف كرده اند:
(داراى رخسارى سفید آمیخته به اندكى سرخى ، چشمانى سیاه ، گونه اى هموار، محاسنى انبوه ، گیسوانى مجعد و پر، گردنى سیمگون ، اندامى متناسب ، شانه ایى عریض ، استخوانى درشت ، میانى باریك ، قدى میانه ، نه چندان بلند و نه چندان كوتاه . سیمایى نمكین و چهره اى در شمار زیباترین و جذاب ترین چهره ها).
ابن سعد گفته است كه (حسن و حسین به رنگ سیاه ، خضاب مى كردند).
كمالات انسانى
امام حسن (ع ) در كمالات انسانى یادگار پدر و نمونه كامل جدّ بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص ) زنده بود، او و برادرش حسین در كنار آن حضرت جاى داشتند، گاهى آنان را بر دوش خود سوار مى كرد و مى بوسید و مى بویید.
از پیغمبر اكرم (ص ) روایت كرده اند كه درباره امام حسن و امام حسین (ع ) مى فرمود: این دو فرزند من ، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند (كنایه از این كه در هر حال امام و پیشوایند).
امام حسن (ع ) بیست و پنج بار حج كرد، پیاده ، در حالى كه اسبهاى نجیب را با او یدك مى كشیدند. هرگاه از مرگ یاد مى كرد مى گریست و هرگاه از قبر یاد مى كرد مى گریست ، هرگاه به یاد ایستادن به پاى حساب مى افتاد آن چنان نعره مى زد كه بیهوش مى شد و چون به یاد بهشت و دوزخ مى افتاد؛ همچون مار گزیده به خود مى پیچید. از خدا طلب بهشت مى كرد و به او از آتش جهنم پناه مى برد. چون وضو مى ساخت و به نماز مى ایستاد بدنش به لرزه مى افتاد و رنگش زرد مى شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم كرد و دو نوبت از تمام مال خود براى خدا گذشت . گفته اند: (امام حسن (ع ) در زمان خودش عابدترین و بى اعتناترین مردم به زیور دنیا بود).
سرشت و طینت امام
در سرشت و طینت امام حسن (ع ) برترین نشانه هاى انسانیت وجود داشت . هر كه او را مى دید به دیده اش بزرگ مى آمد و هر كه با او آمیزش داشت ، بدو محبت مى ورزید و هر دوست یا دشمنى كه سخن یا خطبه او را مى شنید، به آسانى درنگ مى كرد تا او سخن خود را تمام كند و خطبه اش را به پایان برد. محمّد بن اسحاق گفت :
(پس از رسول خدا (ص ) هیچكس از حیث آبرو و بلندى قدر به حسن بن على نرسید. بر در خانه اش فرش مى گستردند و چون از خانه بیرون مى آمد و آنجا مى نشست راه بسته مى شد و به احترام او كسى از برابرش عبور نمى كرد و او چون مى فهمید؛ بر مى خاست و به خانه مى رفت و آن گاه مردم رفت و آمد مى كردند). در راه مكه از مركبش فرود آمد و پیاده به راه رفتن ادامه داد. در كاروان همه از او پیروى كردند حتى سعد بن ابى وقاص پیاده شد و در كنار آن حضرت راه افتاد.
ابن عباس كه از امام حسن (ع ) مسن تر بود، ركاب اسبشان را مى گرفت و بدین كار افتخار مى كرد و مى گفت : اینها پسران رسول خدایند.
با این شاءن و منزلت ، تواضعش چنان بود كه : روزى بر عده اى مستمند مى گذشت ، آنها پاره هاى نان را بر زمین نهاده و خود روى زمین نشسته بودند و مى خوردند، چون حسن بن على را دیدند گفتند: (اى پسر رسول خدا بیا با ما هم غذا شو). امام حسن (ع ) فورا از مركب فرود آمد و گفت : (خدا متكبران را دوست نمى دارد) و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. آنگاه آنها را به میهمانى خود دعوت كرد، هم غذا به آنان داد و هم پوشاك .
در جود و بخشش امام حسن (ع ) داستانها گفته اند. از جمله مدائنى روایت كرده كه :
حسن و حسین و عبداللّه بن جعفر به راه حج مى رفتند. توشه و تنخواه آنان گم شد. گرسنه و تشنه به خیمه اى رسیدند كه پیرزنى در آن زندگى مى كرد. از او آب طلبیدند. گفت این گوسفند را بدوشید و شیر آن را با آب بیامیزید و بیاشامید. چنین كردند. سپس از او غذا خواستند. گفت همین گوسفند را داریم بكشید و بخورید. یكى از آنان گوسفند را ذبح كرد و از گوشت آن مقدارى بریان كرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. هنگام رفتن به پیرزن گفتند: ما از قریشیم به حج مى رویم . چون باز گشتیم نزد ما بیا با تو به نیكى رفتار خواهیم كرد. و رفتند.
شوهر زن كه آمد و از جریان خبر یافت ، گفت : واى بر تو گوسفند مرا براى مردمى ناشناس مى كشى آنگاه مى گویى از قریش بودند؟ روزگارى گذشت و كار بر پیرزن سخت شد، از آن محل كوچ كرد و به مدینه عبورش افتاد. حسن بن على (ع ) او را دید و شناخت . پیش رفت و گفت : مرا مى شناسى ؟ گفت نه . گفت : من همانم كه در فلان روز مهمان تو شدم . و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسین بن على فرستاد. آن حضرت نیز همان اندازه به او بخشش فرمود. او را نزد عبداللّه بن جعفر فرستاد او نیز عطایى همانند آنان به او داد.
حلم و گذشت امام حسن (ع ) چنان بود كه به گفته مروان ، با كوهها برابرى مى كرد.
بیعت مردم با حسن بن على (ع )
هنگامى كه حادثه دهشتناك ضربت خوردن على (ع ) در مسجد كوفه پیش آمد و مولى (ع ) بیمار شد به حسن دستور داد كه در نماز بر مردم امامت كند، و در آخرین لحظات زندگى ، او را به این سخنان وصى خود قرار داد:
(پسرم ! پس از من ، تو صاحب مقام و صاحب خون منى ). و حسین و محمّد و دیگر فرزندانش و رؤ ساى شیعه و بزرگان خاندانش را بر این وصیت گواه ساخت و كتاب و سلاح خود را به او تحویل داد و سپس فرمود:
(پسرم ! رسول خدا دستور داده است كه تو را وصى خود سازم و كتاب و سلاحم را به تو تحویل دهم . همچنانكه آن حضرت مرا وصى خود ساخته و كتاب و سلاحش را به من داده است و مرا ماءمور كرده كه به تو دستور دهم در آخرین لحظات زندگیت ، آنها را به برادرت حسین بدهى ).
امام حسن (ع ) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ایستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش ، على علیه السلام با مردم سخن بگوید. آنگاه پس از حمد و ثناى بر خداوند متعال و رسول مكرم (ص ) چنین گفت :
(همانا در این شب آن چنان كسى وفات یافت كه گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آیندگان بدو نخواهند رسید). و آن گاه درباره شجاعت و جهاد و كوشش هایى كه على (ع ) در راه اسلام انجام داد و پیروزیهیى كه در جنگها نصیب وى شد، سخن گفت و اشاره كرد كه از مال دنیا در دم مرگ فقط هفتصد درهم داشت از سهمیه اش از بیت المال ، كه مى خواست با آن خدمتكارى براى اهل و عیال خود تهیه كند.
در این موقع در مسجد جامع كه مالامال از جمعیت بود، عبداللّه بن عباس بپا خاست و مردم را به بیعت با حسن بن على تشویق كرد. مردم با شوق و رغبت با امام حسن بیعت كردند. و این روز، همان روز شهادت پدرش ، یعنى روز بیست و یكم رمضان سال چهلم از هجرت بود.
مردم كوفه و بصره و مدائن و عراق و حجاز و یمن همه با میل با حسن بن على بیعت كردند جز معاویه كه خواست از راهى دیگر برود و با او همان رفتار پیش گیرد كه با پدرش پیش گرفته بود.
پس از بیعت مردم ، به ایراد خطبه اى پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بیت پیغمبر (ص ) كه یكى از دو یادگار گران وزن و در ردیف قرآن كریم هستند تشویق فرمود، و آنها را از فریب شیطان و شیطان صفتان بر حذر داشت .
بارى ، روش زندگى امام حسن (ع ) در دوران اقامتش در كوفه او را قبله نظر و محبوب دلها و مایه امید كسان ساخته بود. حسن بن على (ع ) شرایط رهبرى را در خود جمع داشت زیرا اولا فرزند رسول خدا (ص ) بود و دوستى او یكى از شرایط ایمان بود، دیگر آنكه لازمه بیعت با او این بود كه از او فرمانبردارى كنند.
امام (ع ) كارها را نظم داد و والیانى براى شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت . امّا زمانى نگذشت كه مردم چون امام حسن (ع ) را مانند پدرش در اجراى عدالت و احكام و حدود اسلامى قاطع دیدند، عده زیادى از افراد با نفوذ به توطئه هاى پنهانى دست زدند و حتى در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حركت به سوى كوفه تحریك نمودند، و ضمانت كردند كه هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن على (ع ) نزدیك شود، حسن را دست بسته تسلیم او كنند یا ناگهان او را بكشند.
خوارج نیز بخاطر وحدت نظرى كه در دشمنى با حكومت هاشمى داشتند در این توطئه ها با آنها همكارى كردند.
در برابر این عده منافق ، شیعیان على (ع ) و جمعى از مهاجر و انصار بودند كه به كوفه آمده و در آنجا سكونت اختیار كرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل – چه در آغاز بعد از بیعت و چه در زمانى كه امام (ع ) دستور جهاد داد – ثابت كردند.
امام حسن (ع ) وقتى طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایى او را به اطاعت و عدم توطئه و خونریزى فرا خواند ولى معاویه در جوانب امام (ع ) تنها به این امر استدلال مى كرد كه (من در حكومت از تو با سابقه تر و در این امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ !).
گاه معاویه در نامه هاى خود با اقرار به شایستگى امام حسن (ع ) مى نوشت : (پس از من خلافت از آن توست زیرا تو از هر كس بدان سزاوارترى ) و در آخرین جوابى كه به فرستادگان امام حسن (ع ) داد این بود كه (برگردید، میان ما و شما بجز شمشیر نیست ).
و بدین ترتیب دشمنى و سركشى از طرف معاویه شروع شد و او بود كه با امام زمانش گردنكشى آغاز كرد. معاویه با توطئه هاى زهرآگین و انتخاب موقع مناسب و ایجاد روح اخلالگرى و نفاق ، توفیق یافت . او با خریدارى وجدانهاى پست و پراكندن انواع دروغ و انتشار روحیه یاءس در مردم سست ایمان ، زمینه را به نفع خود فراهم مى كرد و از سوى دیگر، همه سپاهیانش را به بسیج عمومى فرا خواند.
امام حسن (ع ) نیز تصمیم خود را براى پاسخ به ستیزه جویى معاویه دنبال كرد و رسما اعلان جهاد داد. اگر در لشكر معاویه به كسانى بودند كه به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حكومت شام مى بودند، امّا در لشكر امام حسن (ع ) چهره هاى تابناك شیعیانى دیده مى شد مانند حجر بن عدى ، ابو ایوب انصارى ، و عدى بن حاتم … كه به تعبیر امام (ع ) (یك تن از آنان افزون از یك لشكر بود). امّا در برابر این بزرگان ، افراد سست عنصرى نیز بودند كه جنگ را با گریز جواب مى دادند، و در نفاق افكنى توانایى داشتند، و فریفته زر و زیور دنیا مى شدند. امام حسن (ع ) از آغاز این ناهماهنگى بیمناك بود.
مجموع نیروهاى نظامى عراق را 350 هزار نوشته اند.
امام حسن (ع ) در مسجد جامع كوفه سخن گفت و سپاهیان را به عزیمت بسوى (نخیله ) تحریض فرمود. عدى بن حاتم نخستین كسى بود كه پاى در ركاب نهاد و فرمان امام را اطاعت كرد. بسیارى كسان دیگر نیز از او پیروى كردند.
امام حسن (ع ) عبیداللّه بن عباس را كه از خویشان امام و از نخستین افرادى بود كه مردم را به بیعت با امام تشویق كرد، با دوازده هزار نفر به (مسكن ) كه شمالى ترین نقطه در عراق هاشمى بود اعزام فرمود. امّا وسوسه هاى معاویه او را تحت تاءثیر قرار داد و مطمئن ترین فرمانده امام را، معاویه در مقابل یك میلیون درم كه نصفش را نقد پرداخت به اردوگاه خود كشاند. در نتیجه ، هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر سپاهى نیز به دنبال او به اردوگاه معاویه شتافتند و دین خود را به دنیا فروختند.
پس از عبیداللّه بن عباس ، نوبت فرماندهى به قیس بن سعد رسید. لشكریان معاویه و منافقان با شایعه مقتول او، روحیه سپاهیان امام حسن (ع ) را ضعیف نمودند. عده اى از كارگزاران معاویه كه به (مدائن ) آمدند و با امام حسن (ع ) ملاقات كردند، نیز زمزمه پذیرش صلح را بوسیله امام (ع ) در بین مردم شایع كردند. از طرفى یكى از خوارج تروریست نیزه اى بر ران حضرت امام حسن زد، بحدى كه استخوان ران آن حضرت آسیب دید و جراحتى سخت در ران آن حضرت پدید آمد. بهر حال وضعى براى امام (ع ) پیش آمد كه جز (صلح ) با معاویه ، راه حل دیگرى نماند.
بارى ، معاویه وقتى وضع را مساعد یافت ، به حضرت امام حسن (ع ) پیشنهاد صلح كرد. امام حسن (ع ) براى مشورت با سپاهیان خود خطبه اى ایراد فرمود و آنها را به جانبازى و یا صلح – یكى از این دو راه – تحریك و تشویق فرمود. عده زیادى خواهان صلح بودند. عده اى نیز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام ، پیشنهاد صلح معاویه ، مورد قبول امام حسن واقع شد ولى این فقط بدین منظور بود كه او را در قید و بند شرایط و تعهداتى گرفتار سازد كه معلوم بود كسى چون معاویه دیر زمانى پاى بند آن تعهدات نخواهد ماند، و در آینده نزدیكى آنها را یكى پس از دیگرى زیر پاى خواهد نهاد، و در نتیجه ، ماهیت ناپاك معاویه و عهد شكنى هاى او و عدم پاى بندى او به دین و پیمان ؛ بر همه مردم آشكار خواهد شد. و نیز امام حسن (ع ) با پذیرش صلح از برادر كشى و خونریزى كه هدف اصلى معاویه بود و مى خواست ریشه شیعه و شیعیان آل على (ع ) را بهر قیمتى هست ، قطع كند، جلوگیرى فرمود. بدین صورت چهره تابناك امام حسن (ع ) – همچنان كه جد بزرگوارش رسول اللّه (ص ) پیش بینى فرموده بود – بعنوان (مصلح اكبر) در افق اسلام نمودار شد. معاویه در پیشنهاد صلح هدفى جز مادیات محدود نداشت و مى خواست كه بر حكومت استیلا یابد. امّا امام حسن (ع ) بدین امر راضى نشد مگر بدین جهت كه مكتب خود و اصول فكرى خود را از انقراض محفوظ بدارد و شیعیان خود را از نابودى برهاند.
از شرطهایى كه در قرارداد صلح آمده بود؛ اینهاست :
معاویه موظف است در میان مردم به كتاب خدا و سنت رسول خدا (ص ) و سیرت خلفاى شایسته عمل كند و بعد از خود كسى را بعنوان خلیفه تعیین ننماید و مكرى علیه امام حسن (ع ) و اولاد على (ع ) و شیعیان آنها در هیچ جاى كشور اسلامى نیندیشد. و نیز سب و لعن بر على (ع ) را موقوف دارد و ضرر و زیانى به هیچ فرد مسلمانى نرساند. بر این پیمان ، خدا و رسول خدا (ص ) و عده زیادى را شاهد گرفتند. معاویه به كوفه آمد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع ) اجرا شود و مسلمانان در جریان امر قرار گیرند. سیل جمعیت بسوى كوفه روان شد.
ابتدا معاویه بر منبر آمد و سخنى چند گفت از جمله آنكه : (هان اى اهل كوفه ، مى پندارید كه به خاطر نماز و روزه و زكات و حج با شما جنگیدم ؟ با اینكه مى دانسته ام شما این همه را بجاى مى آورید. من فقط بدین خاطر با شما به جنگ برخاستم كه بر شما حكمرانى كنم و زمام امر شما را بدست گیرم ، و اینك خدا مرا بدین خواسته نائل آورد، هر چند شما خوش ندارید. اكنون بدانید هر خونى كه در این فتنه بر زمین ریخته شود هدر است و هر عهدى كه با كسى بسته ام زیر دو پاى من است ).
و بدین طریق عهدنامه اى را كه خود نوشته و پیشنهاد كرده و پاى آنرا مهر نهاده بود زیر هر دو پاى خود نهاد و چه زود خود را رسوا كرد!
سپس حسن بن على (ع ) با شكوه و وقار امامت – چنانكه چشمها را خیره و حاضران را به احترام وادار مى كرد – بر منبر بر آمد و خطبه تاریخى مهمى ایراد كرد.
پس از حمد و ثناى خداوند جهان و درود فراوان بر رسول اللّه (ص ) چنین فرمود:
(… به خدا سوگند من امید مى دارم كه خیرخواه ترین خلق براى خلق باشم و سپاس و منت خداى را كه كینه هیچ مسلمانى را به دل نگرفته ام و خواستار ناپسند و ناروا براى هیچ مسلمانى نیستم …) سپس فرمود: (معاویه چنین پنداشته كه من او را شایسته خلافت دیده ام و خود را شایسته ندیده ام . او دروغ مى گوید. ما در كتاب خداى عزوجل و به قضاوت پیامبرش از همه كس به حكومت اولیتریم و از لحظه اى كه رسول خدا وفات یافت همواره مورد ظلم و ستم قرار گرفته ایم ). آنگاه به جریان غدیر خم و غصب خلافت پدرش على (ع ) و انحراف خلافت از مسیر حقیقى اش اشاره كرد و فرمود: (این انحراف سبب شد كه بردگان آزاد شده و فرزندانشان – یعنى معاویه و یارانش – نیز در خلافت طمع كردند).
و چون معاویه در سخنان خود به على (ع ) ناسزا گفت ، حضرت امام حسن (ع ) پس از معرفى خود و برترى نسب و حسب خود بر معاویه نفرین فرستاد و عده زیادى از مسلمانان در حضور معاویه آمین گفتند. و ما نیز آمین مى گوییم .
امام حسن (ع ) پس از چند روزى آماده حركت به مدینه شد.
معاویه به این ترتیب خلافت اسلامى را در زیر تسلط خود آورد و وارد عراق شد، و در سخنرانى عمومى رسمى ، شرایط صلح را زیر پا نهاد و از هر راه ممكن استفاده كرد، و سخت ترین فشار و شكنجه را بر اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت .
امام حسن (ع ) در تمام مدت امامت خود كه ده سال طول كشید، در نهایت شدت و اختناق زندگى كرد و هیچگونه امنیتى نداشت ، حتى در خانه ، نیز در آرامش نبود. سرانجام در سال پنجاهم هجرى به تحریك معاویه بدست همسر خود (جعده ) مسموم و شهید و در بقیع مدفون شد.
همسران و فرزندان امام حسن (ع )
دشمنان و تاریخ نویسان خود فروخته و مغرض در مورد تعداد همسران امام حسن (ع ) داستانها پرداخته و حتى دوستان ساده دل سخنانى بهم بافته اند. امّا آنچه تاریخ هاى صحیح نگاشته اند همسران امام (ع ) عبارتند از:
(ام الحق ) دختر طلحة بن عبیداللّه – (حفصه ) دختر عبدالرحمن بن ابى بكر – (هند) دختر سهیل بن عمر و (جعده ) دختر اشعث بن قیس .
بیاد نداریم كه تعداد همسران حضرت در طول زندگیش از هشت یا ده به اختلاف دو روایت تجاوز كرده باشند. با این توجه كه (ام ولد)هایش هم داخل در همین عددند.
(ام ولد) كنیزى است كه از صاحب خود داراى فرزند مى شود و همین امر موجب آزادى او پس از مرگ صاحبش مى باشد.
فرزندان آن حضرت از دختر و پسر 15 نفر بوده اند بنامهاى : زید، حسن ، عمرو، قاسم ، عبداللّه ، عبدالرحمن ، حسن اثرم ، طلحه ، ام الحسن ، ام الحسین ، فاطمه ، ام سلمه ، رقیه ، ام عبداللّه و فاطمه .
نسل او فقط از دو پسرش حسن و زید باقى ماند و از غیر این دو انتساب به آن حضرت درست نیست .

عکس در مورد ولادت امام حسن مجتبی ع

عکس در مورد ولادت امام حسن مجتبی ع

عکس در مورد ولادت امام حسن مجتبی ع

عکس در مورد ولادت امام حسن مجتبی ع
منبع:
ر

متن تبریک میلاد امام حسن مجتبی ع
شمس عفت زگريبان، قمر آورده برون
نخله ي فاطمه، اول ثمر آورده برون
بوالحسن را حسني داده خداوند و حسن
از افق، رخ پي اهل نظر آورده برون
آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نيم
چون نبي معجز شق القمر آورده برون
———————————————–
آمده نوگل ولا / روح و روان مصطفي / نور دو چشم مرتضي
فروغ چشم من رسد / زينت انجمن رسد / حسن رسد، حسن رسد
شاه جوانان جهان/ امام جمله انس و جان / قدم گذارد به جهان
ز مقدم او، زمين چو گلشن، بگو به زهرا، چشم تو روشن
ولادت امام حسن مجتبی(ع) مبارک
————————————————————-
تا خدا هست و خدايي مي کند، مجتبي مشکل گشايي مي کند.
مهماني حق چه باصفا شد
ميلاد امام مجتبي شد
(اين عيد بر عاشقان مبارک)
————————————-
ماه رحمت، سفره اش گسترده شد
زنده از فيضش جهان مرده شد
آسمان پرگشته از شادي و شور
آمده از لطف حق ميلاد نور
ولادت امام حسن (ع) مبارک
——————————————
ميلاد حسن(ع) خسرو دين است امشب
شادي و سرور مؤمنين است امشب
از يمن قدوم مجتبي(ع) طاعت ما
مقبول خداوند مبين است امشب
ميلاد نور، در نيمه ي ماه نور، بر عاشقان نور مبارکباد.
ولادت باسعادت کريم اهل بيت، امام حسن مجتبي(علیه السلام) مبارک
——————————————————————
دوش بر گوشم رسيد اين مژده از جان آفرينم
کايد از ره آن نگار دلنواز و نازنينم
گفتم اي مه از کدامين آسمان باشي؟ بگفتا
شمس ايوان ولايت، عُروَة الوثقاي دينم
من همان ماه تمامم، جلوه ي ماه صيامم
شاهد صلح و قيامم، وجه رب العالمينم
طاعات قبول*عيدتون مبارک
———————————————————-
ولادت مظهر جود و کرم و بخشش، مبارک … التماس دعا
میلاد کریم سبزپوش آل فاطمه، تنهاترین سردار لشکر حیدر و غریب شهر پیامبر تهنیت باد.
—————————————————————-
روزه داران به رهش جان و دل ایثار کنید
امشب از جام تولای وی افطار کنید
میلاد کریم اهل بیت مبارک
——————————————————–
امام حسن: بهترین نیکویی، اخلاق نیکو است. میلادش مبارك
امشب خوان ماه رمضان به یمن قدوم کریم اهل بیت گسترده تر است. هوشیار باشید که بی نصیب از کنارش نگذرید.
با عشق حسن(ع) من به جهان ناز کنم
افطارمو با نام حسن باز کنم
صد شکر که درک شب قدر رمضان
با جشن ولادتش آغاز کنم
——————————————————————-
در جود و کرم دست خدا هست حسن(ع)
دست همه را وقت عطا بست حسن(ع)
نومید نگردد کسی از درگه او
زیرا که کریم اهل بیت است حسن(ع)
——————————————-
پیامبر: به حسن(ع) شکوه و جذبه و وقار و به حسین(ع) بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم.
پیامبر: فرزند صالح گلی است که خدا به بندگانش میدهد. دو گل من در دنیا حسن و حسین اند.
بر خوان رحمت خداوند، امروز دست کریم تو ساقی سعادت است و ما نه تشنه طهور که جرعه نوش ظهور رُخت به صف ایستاده ایم.
در ضیافت الهی چهره زیبایت نقاب خلقت را گسست یعنی که خداوند به وجود کریمت بندگانش را خواهد نواخت.
—————————————————-
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست
میلاد امام حسن(ع) مبارك
——————————————————-
جان به جانان عرض کردن عاشقان را عار نیست
مفلسان را با کریمان کارها دشوار نیست
میلاد امام حسن(ع) مبارك

شعر در مدح امام حسن مجتبی ع
یا امام حسن مجتبی (ع)
نديده اند افاضات آفتابت را
نخوانده است كسي سطري از كتابت را
به دستهاي گدايان فقط دعا دادند
به چشم هاي تو دادند استجابت را
چرا غلام نداري ؟ مگر كه ما مرديم
نشسته ايم ببينيم انتخابت را
تو تكسواري حتي كسي شبيه حسين
عجيب نيست بگيرد اگر ركابت را
نه كه نظر نخوري- نه – مدينه ميميرد
اگر كه دست علي وا كند نقابت را
نقاب خويش بيفكن مرا دچار كني
نقاب خويش بيفكن كه تار و مار كني
نشسته ام بنويسم گدا گدا آقا
چقدر محترم است اين گداي با آقا
نشسته ام بنويسم حسن ، كريم ، كرم
مدينه ، سفره ي آقا ، برو بيا ، آقا
نشسته ام بنويسم به جاي العفوم
الهي يا حسن يا كريم يا آقا
تو مهرباني ات از دستگيري ات پيداست
بگير دست مرا هم تو را خدا آقا
دخيل هاي نبسته شده زياد شدند
چرا ضريح نداري ؟ چرا ؟ چرا ؟ آقا
تويي كريم كرم زاده من گدا زاده
مرا خدا به تو داده تو را به من داده
همه فقير تو هستند ما گدا ها هم
گداي لطف تو هستند خضر و موسي هم
سه بار زندگي ات را به اين و آن دادي
هر آنچه داشته بودي و گيوه ات را هم
قسم به ايل و تبارت – قسم به طايفه ات
غلام قاسم و عبدالله توآم با هم
عجيب نيست بگردد فرشته دور سرت
عجيب نيست بگردد علي و زهرا هم
من از بهشت به سمت شما سفر كردم
كه من بهشت بدون تو را نمي خواهم
بدون عشق مسلمان شدن نمي ارزد
بدون مهر تو انسان شدن نمي ارزد
نديده اند افاضات آفتابت را
نخوانده است كسي سطري از كتابت را
به دستهاي گدايان فقط دعا دادند
به چشم هاي تو دادند استجابت را
چرا غلام نداري ؟ مگر كه ما مرديم
نشسته ايم ببينيم انتخابت را
تو تكسواري حتي كسي شبيه حسين
عجيب نيست بگيرد اگر ركابت را
نه كه نظر نخوري- نه – مدينه ميميرد
اگر كه دست علي وا كند نقابت را
نقاب خويش بيفكن مرا دچار كني
نقاب خويش بيفكن كه تار و مار كني
نشسته ام بنويسم كه قامتت طوباست
نگات مثل علي و صدات مثل خداست
نشسته ام بنويسم علي است بابايت
نشسته ام بنويسم كه مادرت زهراست
نشسته ام بنويسم هزار اي والله
هنوز هم كه هنوز است پرچمت بالاست
سكوت كردي اما حسين شهر شدي
سكوت كردن تو كربلاست – عاشوراست
اگر كه جلوه نكردي همه كم آوردند
نبود دست تو آري خدا چنين ميخواست
قرار بود كه در صلح – كربلا بشوي
سكوت پيش بگيري و لافتي بشوي
نشسته ام بنويسم كه سفره داري تو
هميشه بيشتر از حد انتظاري تو
به دست با كرمت مي دهي كريمانه
به سائلان حسينت هر آنچه داري تو
تو نيمه ي رمضاني ولي شب قدري
مرا به دست خداوند مي سپاري تو
اگر بناست بسوزم به هيزم فردا
قسم به چادر زهرا نمي گذاري تو
نخواستم بنويسم ولي نفهميدم
چطور شد كه نوشتم حرم نداري تو
نوشتم از سر اين كوچه رد مشو اما
نگاه كردم و ديدم چگونه داري تو …..
…. تلاش ميكني از مادرت جدا نشوي
تلاش ميكني او را حرم بياري تو
ميان كوچه به دنبال توست مادر تو
ميان كوچه به دنبال گوشواری تو
مگر چه ديده اي از زندگيت سير شدي
چقدر زود شكسته شدي و پير شدي
علی اکبر لطیفیان

شعر در مدح امام حسن مجتبی ع

تعبیرخواب ببر
محمد بن سیرین گوید: ببر جانوری درنده و دشمن شیر است و دیدن وی به خواب دشمن قوی و دلیر است. لیکن کریم و مهربان است.
منوچهر مطیعی تهرانی گوید: ببر در خواب یک حیوان استثنایی است که تعابیر مربوط به حیوانات و درندگان دیگر درباره او صدق نمیکند زیرا این حیوان درنده و عظیم الجثه و در عین حال قشنگ و دوست داشتنی در خواب دشمن است اما دشمنی قوی و کریم. دشمنی که شما به هیچ وجه توان مقابله و رو یارویی با او را ندارید اما همین دشمن کریم و مهربان و باگذشت است و چنانچه بر شما چیره شود بدون وارد آوردن آسیب کلی از شما میگذرد و پی کار خود میرود.
لیلا برایت میگوید: اگر در خواب ببری را مشاهده کردید، به این معنا است که یکی از دشمنان شما قصد آزار شما را دارد. اگر در خواب ببینید که ببری مدام شما را تعقیب میکند، به این معنا است که شخصی به شما ضرر میرساند.
کتاب سرزمین رویاها: شما یک بچه ببر اهلی دارید: از شما تقاضای ازدواج خواهد شد.
ابن سیرین گوید: اگر بیند با ببر در نبرد و جنگ است و او را قهر کرد، دلیل که بر دشمن چیره شود. اگر بیند ببر وی را قهر کرد دشمن بر وی ظفر یابد. اگر بیند ببر ازوی ترسان است و میگریخت از دشمن ایمن گردد.
مطیعی تهرانی: اگر در خواب دیدید که با ببر میجنگید با دشمنی دارای خصوصیات نقل شده در بالا دست و پنجه نرم میکنید و الزاماً درگیر میشوید. اگر در خواب ببر به شما حمله کند مورد تجاوز دشمن قرار میگیرید و چنانچه از پیش روی او بگریزید ایمن میشوید زیرا فرار از مقابل ببر ایمنی تعریف شده و اگر ببر را فراری دهید پیروز خواهید شد.
ابراهیم کرمانی گوید: پوست و استخوان و موی ببر به خواب دیدن، مال و منفعت است که ازدشمن بدو رسد، به قدر آن چه دیده است. اگر بیند بر ببر نشسته است و او مطیع است، دلیل که دشمن مطیع او گردد.
منوچهر تهرانی: پوست ببر در خواب مالی است که بدون زحمت و تلاش بدست میآید و چنانچه در خواب ببینید پوست ببر گسترده و روی آن نشستهاید پولی به شما میرسد که خیالتان را راحت میکند و برای سالهای آینده تأمین خواهید یافت.
آنلی بیتون: دیدن زیراندازی از پوست ببر در خواب، نشانه آن است که در موقعیتی قرار خواهید گرفت، که از تفریح و آرامش لذت بسیار خواهید برد.
هانس کورت میگوید: حملهی ببر در خواب، بیانگر آن است که شما در اثر یک شکست دچار یأس و ناامیدی میشوید. اگر در خواب مشاهده کنید که جلوی حملهی یک ببر را میگیرید، به این معنا است که به اهدافتان رسیده و در انجام کارهایتان موفق میشوید. اگر در خواب ببری را در قفس ببینید، بیانگر شکست دشمنان است.

تعبیرخواب ببر
بیتون میگوید:
اگر خواب ببینید ببری به شما حمله میکند، نشانه آن است که عدم موفقیت، شما را غرق در نومیدی خواهد ساخت.
اگر خواب ببینید حمله ببری را دفع میکنید و او را از خود دور میسازید، نشانه آن است که در تمام کارهای خود پیروز و موفق خواید شد.
اگر خواب ببینید ببری از شما میگریزد، نشانه آن است که بر مخالفان پیروز خواهید شد. و مقام مهمی را از آن خود خواهید کرد.
دیدن ببرهای محبوس در قفس حیوانات، نشانه آن است که بر دشمنان خود چیره میشوید.
تعبیر خواب ببر به روایت کتاب سرزمین رویاها
درکتاب سرزمین رویاها آمده است:
خواب ببر: دشمنان بر سر راه شما پدیدار میشوند
به یک ببر نگاه میکنید: شانس در خانواده
یک ببر میدود: یک بیماری خطرناک
یک ببر را میکشید: مراقب حسود باشید.
یک ببرماده بعد از زایمان میمیرد: پول بدست میآورید.
یک ببر در سیرک: دوستان بسیار خدمتگذاری خواهید داشت.
یک ببر شما راغافلگیر میکند: پریشانی و اضطراب بزرگ
یک ببر در قفس: مرگ یک شخصیت مهم
صدای غرش یک ببر را میشنوید: غم بزرگی باعث ناراحتی شما میشود.
یک ببر زنجیره شده: یک دشمن شما را غافلگیر میکند.
یک ببر در حال غذا خوردن: ثروت بزرگی به شما نزدیک میشود.
منبع:تعبیرخواب ببر
آبشار پلنگ دره واقع در شیرگاه مازندران یکی از زیباترین و جذاب ترین مسیر های طبیعت گردی استان مازندران است. از شهر زیبای شیرگاه و از پاسگاه نگهبانی منابع طبیعی حدود 13 کیلومتر جاده خاکی که با ماشین حدود یک ساعتی طول می کشد را باید طی کرد تا به این مکان زیبا و بکر رسید لازم به ذکر است که جنگل های ابتدایی مسیر بسیار زیبا و رویایی می باشند.
آبشار پلنگ دره كه در شمال شرقي شهر شيرگاه قرار دارد و يكي از زيباترين مكان هاي ديدني شهر شيرگاه به حساب مي آيد. شاهد یک رودخانه ای زلال و زیبا با آبشار 8 متری و ریزش آب به حوضچه سنگی خواهید بود.
چشمههای متعدد و رودخانهای زیبا و تمیز با عمق کم نیز یکی دیگر از زیباییهای جنگل پلنگ دره جز جنگل های بکر و دست نخورده به شمار میرود. این جنگلها جانور درنده خو و خطرناک ندارند. بنابراین میتوانید مطمئن باشید خطری شما را تهدید نمیکند. در این مسیر خاکی و جنگلی حتی میتوانید دوچرخه سواری کنید. زیرا مسیر جنگل پلنگ دره شیب تند و نفسگیر ندارد. از ابتدای جاده اصلی تا خود آبشار پلنگ دره بیش از 13 کیلومتر راه نیست.
در هر وضعیت آب و هوایی می توان این مسیر را رفت و پیاده روی اجباری ندارد، با هر سن و سالی (خرد سال و افراد مسن) می توانید همسفر شوید. شایان ذکر است جهت رفتن به آبشار پلنگ دره و حوضچه سنگی، باید یک بار از عرض رودخانه (۱۵ متری) به عمق نیم متری عبور کنید از این رو دمپایی و لباس مناسب به همراه داشته باشید. پیشنهاد می شود جعبه کمک های اولیه چراغ قوه و باس و کفش مناسب به همراه داشته باشید.

آبشار پلنگ دره کجاست؟

آبشار پلنگ دره کجاست؟

آبشار پلنگ دره کجاست؟

خواص ترخون
ترخون گیاهی است علفی و چند ساله از خانواده کاسنی که ارتفاع آن تا 1 متر نیز میرسد. برگهای باریک و بلند آن به رنگ سبز روشن و براق هستند. گلهای این گیاه به رنگ زرد بوده، به صورت گل آذین خوشه در انتهای ساقه اصلی قرار دارند. نام گونه این گیاه (دراکونکولوس) از کلمه دراگون به معنای اژدها گرفته شده است و علت این نامگذاری اثرات شفابخش و موثر این گیاه در درمان نیش زدگی انسان از مارها و حیوانات سمی میباشد. سبزی ترخون یکی از گیاهان معطر پر استفاده در صنایع غذایی بوده و از این گیاه بطور گسترده در صنعت تولید مواد اولیه آشپزی و همچنین کنسروسازی استفاده میشود. ترخون به دلیل افزایش ترشح اسید معده و خاصیت اشتها آوری از گذشته، به عنوان ادویه مخصوص گوشت مورد توجه بوده و سبب کاهش فشارخون هم میشود. در طب سنتی از این گیاه به عنوان کاهش دهنده درد دندان و دارای خاصیت ضد کرم یاد شده است. طی تحقیقی که در سال 2005 صورت گرفت و در”مجله کشاورزی شیمی غذا” نیز به چاپ رسید محققان دریافتند ترخون میتواند به عنوان یک روبنده و از بین برنده رادیکالهای آزاد در بدن نقش موثری ایفا نماید.
ترخون سبزیای با طبع گرم و خشک است. برخی خواص دارویی این گیاه عبارتند از:
ترخون منبع بسیار خوبی از آهن، کلسیم و منگنز است، این سبزی همچنین دارای پتاسیم، منیزیم و ویتامینهای A و C میباشد.
از مهمترین خواص ترخون کاهش درد دندان و لثه است، در واقع، جویدن ترخون باعث جلوگیری از خونریزی لثه و التیام زخمهای دهان میشود. علت تسکین درد دندان به خاطر وجود مادهای موسوم به اوژنول است که در سبزی ترخون وجود دارد.
مصرف ترخون برای درد مفاصل مفید بوده، بهتر است همراه غذا خورده شود و كوبیده آن بهصورت ضماد استفاده گردد.
ترخون قاعدهآور بوده و درمان كننده قاعدگیهای دردناك میباشد.
خوردن ترخون برای تسکین دل درد و دردهای معده كه در اثر غذا و پرخوری به وجود آمده است، مفید میباشد. همچنین اگر معده شما تنبل و ترشح آن ضعیف است، خوردن این سبزی همراه با غذا به شما کمک خواهد کرد. به طور کلی ترخون، مقوی دستگاه هاضمه است و همچنین نفخ و باد شکم را دفع میکند.
ترخون قدرت دفاعی بدن را در برابر برخی ویروسها و باکتریها افزایش میدهد.
از دیگر خواص ترخون تقویت اعصاب است، به این منظور از دمکرده آن باید استفاده شود. خوردن چای ترخون، خستگی را از بین برده، اعصاب را آرام میکند و راه حل خوبی برای مشکلات بیخوابی است.
كسانی كه سرعت انزال و سستی كمر دارند، ترخون خشك را با زرده تخممرغ مخلوط كرده به كمر بمالند و اگر ریشه ترخون باشد، بهتر است.
پیشگیری از تصلب شرائین و بیماریهای عروقی از دیگر خواص ترخون بوده، به این منظور برگهای ترخون را جویده و میل شود.
استفاده از دم کرده ترخون برای درمان نقرس، دردهای روماتیسمی مفید است؛ به این منظور ۱۰ گرم از این سبزی را در ۳۰۰ سیسی آب جوشانده و روزی ۳ فنجان میل شود.

خواص ترخون
گیاه ترخون در درمان مارگزیدگی بسیار مفید است.
ترخون، دارای خواص آنتیاکسیدانی فراوانی بوده که میتواند در خنثیسازی موادی موسوم به رادیکالهای آزاد کمک کند.
ترخون برای گرم مزاجان مضر است و زیادهروی در خوردن آن مشکلاتی را به وجود میآورد.
این گیاه برای سینه خوب نیست و سبب خشونت سینه میشود، بنابراین باید آن را با عسل خورد.
زیادهروی در خوردن ترخون باعث كم شدن شهوت میگردد و خون را تیره میكند.
مصرف طولانی مدت این سبزی میتواند سبب ایجاد سرطان شود که به دلیل استراگول موجود در آن است.
به دلیل وجود استراگول در ترخون و تاثیر آن بر جنین و ایجاد ناهنجاری در آن، زنان باردار نباید از آن استفاده کنند، همچنین زیادهروی در مصرف ترخون باعث آغاز قاعدگی شده و در زنان باردار میتواند منجر به سقط جنین شود.
منبع:

تزیین ماست و خیار

تزیین ماست و خیار

تزیین ماست و خیار

تزیین ماست و خیار
منبع:تزیین ماست و خیار
Sorry, no posts matched your criteria.
Sorry, no posts matched your criteria.
Sorry, no posts matched your criteria.
Sorry, no posts matched your criteria.
دانلود آهنگ من مسم از ابراهیم الفتی با دو کیفیت
دانلود آهنگ سیاه سفید از حامیم با دو کیفیت
دانلود آهنگ دلیل زنده بودنم از امیر بارانی بهبهانی با دو کیفیت
دانلود آهنگ میگذری از من از محمد جواد فخری با دو کیفیت
دانلود آهنگ معجزه از علی طبرسا با دو کیفیت
دانلود آهنگ یه زمان میزدن همه دورم با دو کیفیت
دانلود آهنگ میشم به فدات خودم یه نفری با دو کیفیت