پست های ویژه مشاهده همه

بیوگرافی سردار سلامی

بیوگرافی حسین سلامی فرمانده کل سپاه

بیوگرافی سردار سلامی

بیوگرافی سردار سلامی

حسین سلامی متولد 1339 در اصفهان، نظامی است

فارغ التحصیل لیسانس رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه علم و صنعت و فوق لیسانس مدیریت دفاعی می باشد او حالا با درجه سرلشگری فرمانده سپاه شده است
انقلاب و جنگ

قبل از انقلاب از نیروهای مرمی بود، با پیروزی انقلاب و شروع جنگ به جبهه های حق علیه باطل رفت و عمدتا در کرستان عهده دار مسئولیت های رزمی و فرماندهی شد

او در لشکر 25 کربلا، 14 امام حسین و قرارگاه نیروی دریایی نوح فعالیت داشت

ورود به دانشگاه افسری

بعد از جنگ وارد دانشگاه افسری شد و در سال 1371 زمانی که 32 ساله بود به مقام فرمانده دوره عالی جنگ رسید و تا سال 1376 در این مقام بود

از دافوس تا معاون سپاه

از سال 1376 وقتی 37 ساله شد بعنوان فرمانده دانشکده دافوس نیز فعالیت کرد و سپس تا سال 1384 معاون عملیات ستاد مشترک سپاه بود

نیروی هوایی تا هیئت علمی

سلامی از سال 84 تا 88 بمدت 4 سال فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسدار بود و هم اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی می باشد

فرماندهی سپاه

سردار سلامی که از سال 88 بعنوان جانشین سرلشگر جعفری در سپاه پاسداران بود که در 1 اردیبهشت 1398 با ارتقاء درجه به سرلشگری فرمانده کل سپاه شد

قدرت موشکی ما

سرلشگر حسین سلامی می گوید :

اگر روزی بزرگترین سلاح پاسداران ما کلاش و ژ3 بود، امروز هزاران موشک، آماده شلیک، به هر هدف دلخواهی در حوزه منافع حیاتی دشمنان در منطقه است

رقابت راهبردی ایران و آمریکا

میدان موازنه قوا در جهان با رقابت راهبردی ایران و آمریکا توصیف می‌ شود، این در حالی‏ است که در گذشته میدان موازنه قوا در رقابت آمریکا و شوروی توصیف می‏شد

فوت مادر

15 فروردین 95 مادر سرلشگر سلامی در شهر گلپایگان اصفهان فوت کرد، در مراسم ترحیم ایشان حضور محمود احمدی نژاد و برخورد گرم با او، از جمله حاشیه های این مراسم بود

منبع:بیوگرافی سردار سلامی

بیوگرافی سردار سلامی

ادامه مطلب و دانلود

بیوگرافی پانته آ سیروس

بیوگرافی کامل پانته آ سیروس

بیوگرافی پانته آ سیروس

بیوگرافی پانته آ سیروس

پانته آ سیروس متولد 1 فروردین 1353 در تهران، بازیگر است

فارغ التحصیل لیسانس رشته طراحی صنعتی از دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز می باشد فعالیت اصلی ایشان نقاشی بوده و مربی ورزشی هم می باشد

از سه برادر تا نقاشی

در یک خانواده با سه برادر بزرگ شده است

فعالیت هنری خود را از سال 1370 وقتی 17 ساله بود با نقاشی و زیر نظر آیدین آغداشلو شروع کرد و حالا در 28 سال گذشته نمایشگاه های متعددی برگزار کرده است

از جمله آنها می تواند به گالری معتبری چون مثل فرهنگسرای نیاوران، گالری شیرین، گالری پاسارگاد، گالری گلستان، گالری جرجانی و … اشاره کرد

از کارنامه تا اولین تجربه

بازیگری را اما از سال 1390 وقتی 37 ساله بود با کلاس های بازیگری موسسه کارنامه شروع کرد و اولین بار سال 91 با فیلم سینمایی اینجا همه چیز خوب است به کارگردانی پوریا آذربایجانی جلوی دوربین رفت

اولین افتخار بازیگری

خانم سیروس در سال 93 از جشنواره بین المللی فیلم یاس، جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برای بازی در فیلم اینجا همه چیز خوب است دریافت کرد

از شمعدونی تا بانوی سردار

با سریال شمعدونی به کارگردانی سروش صحت در سال 94 وارد قاب تلویزیون شد و بعد از چند تجربه بار دیگر در سال 98 با سریال بانوی سردار به تلویزیون بازگشت

این سریال درباره زندگی بی بی مریم ملقب به سردار مریم است که عدل و عدالت را بین اقوام گسترش داد و درب ین رعایا محبوبیت پیدا کرد و دست خوانین ظالم را کوتاه کرد

خانم سیروس نقش بی بی مریم را در این سریال ایفا می کند

مربی ورزشی

او علاوه بر اینکه سالهاست نقاشی کار کرده و حالا بازیگری هم می کند، مربی ورزشی رشته های ایروبیک، بدنسازی، شنا و اسکی روی برف می باشد

فعالیت شخصی

خانم سیروس بیشتر اوقات فراغت خود با با دوچرخه سواری کوهستان، سنگی نوردی، ورزش اسکی روی آب و کوه نوردی پر می کند

اسب سواری و تفنگ

پدرم ورزشکار بودند و تمام خانواده پدری ام اسب داشتند و برای من هم این امکان از بچگی فراهم بود که سوار اسب بشوم، در کنارش تفنگ شکاری دارم و کوهنوردی هم می کنم

منبع:بیوگرافی پانته آ سیروس

بیوگرافی پانته آ سیروس

ادامه مطلب و دانلود

بیوگرافی حرمله بن کاهل اسدی

حرمله بن کاهل اسدی

بیوگرافی حرمله بن کاهل اسدی

بیوگرافی حرمله بن کاهل اسدی

خوب تیر می انداخت. کماندار به نامی بود. ماجرای بعضی از این تیرها هنوز که هنوز است نقل زبان هاست.

ابوبکر بن حسین بن علی (ع) و عبدالله بن حسین (ع) با تیرهای او به خاک تف دیده ی نینوا افتادند.

علمدار دشت کربلا را هم که نشانه گرفت خطا نکرد و تیر مستقیم به چشمان عباس بن علی(ع) نشست؛ کار مشک و آب و حرم دیگر تمام بود.

کار به اینجا ختم نشد؛ آخرین سرباز در آغوش پدر به میدان آمد. بر سر دستهای پدر بالا رفت. طفل بی رمق بود و حرمله پدر و پسر را نگاه میکرد. در صحرا همه ساکت بودند ماجرای عطش را نگاه می کردند. دست حرمله به سمت تیر رفت و کمان را دوباره به سمت جایی در دشت نشانه رفت. از گوشه ی چشم، حرمله سپیدی گلوی طفل را دیده بود…

عبدالله بن حسن هم ، در آغوش عمو با کمان او راهی دیدار پدر شد و دست آخر هم که پیراهن عربی را حسین بن علی بالا زد تا خون پیشانی را پاک کند تیر حرمله باز هم خطا نکرد و به سینه ی پسر رسول خدا نشست.

دو دست حرمله در عصر روز دهم، با چند تیر و یک کمان یک روزگار قصه نوشت؛

**

منهال بن عمرو به حج رفته بود و در بازگشت به محضر امام سجاد رسید. حرف رسید به ماجرای کربلا و جایی امام از حرمله سوال کرد. منهال گفت کوفه را که ترک می کردم هنوز زنده بود.

دستهای امام به سمت آسمان بالا رفت وه گفت: « «اللهم اذقه حرّ الحدید » «اللهم اذقه حرّ الحدید » «اللهم اذقه حرّ الحدید » خدایا گرمای آهن را به او بچشان.

داغ تیرهای حرمله انگار همیشه تازه بود.

***

رسم بود در پایان هر جنگ در سمت پیروز خیمه ای بر پا میشد. سربازان می آمدند و میگفتند در جنگ چه کرده اند و در قبال کارشان جازه ای میگرفتند. غروب عاشورا هم در سمت عمر سعد « خیمه الجایزه » بر پا شد. سربازان آمدند و گفتند. یکی گفت نیزه ای به حبیب زده. یکی گفت دست علمدار را بر زمین انداخته. دیگری آمد که علی اکبر را با تیر هدف گرفتم. سربازی از قاسم بن الحسن گفت که چطور تنش را پاره پاره کرده. هر کسی می آمد و از روز ستاره های خونین میگفت.

نوبت به حرمله رسید. کمی فکر کرد و سخنش را آغاز کرد. آخر حرمله در عاشورا بسیار مشغول بود و تیرهایش هر کدام قصه ای داشت.؛ دست آخر لب به سخن گشود:

« تنها سپیدی کوچکی پیدا بود. در آغوش پدر آرام و ساکت بود. با این همه، با آنکه خوب پیدا نبود؛ گلویش را نشانه گرفتم و قسم به خدا که ذره ای تیرم خطا نکرد. در آغوش حسین علی اصغر را با تیر سه شعبه؛ تنها با یک تیر، سر بریدم.»

در خیمه حرمله بیشتر از همه پاداش گرفت

***

منهال در کوفه به دیدار مختار رفت. مردی که به خونخواهی شهدای کربلا قیام کرده بود. مختار درآمد که چرا از شروع قیام به دیدنم نیامده ای و یاریمان نکرده ای . جواب شنید که منهال به حج رفته. در میانه ی گفتگو پیکی رسید و خبری آورد؛انگار پیک بشارتی آورده بود که لبخند رضایت نشست روی لبهای مختار. عده ای از یاران مختار کسی را دست بسته آوردند. حرملة بن کاهل اسدی را .

****

مختار به چشمهای حرمله نگاه کرد؛ پرسید

– تو پسر کاهلی؟

جواب شنید بله.

مختار خشمگین گفت « شرح دلاوری هایت در عاشورا بر سر زبان هاست ! ای پسر کاهل!»

لرزه بر اندام حرمله افتاد…

مختار ادامه داد شنیده ام هماورد آخرین سرباز حسین بوده ای…

حرمله سر بالا گرفت و مختار را نگاه کرد…

دانست که علی اصغر را می گوید

مختار گفت « حریفت تیغ داشت؟ بر مرکب می تاخت؟… نیزه و کمان هم آورده بود؟ سپر چه؟ سپر آورده بود؟»

و جواب شنید « در آغوش پدرش به میدان آمد»

– هماورد میخواست؟ برای په در میدان حاضر شد؟

– محض آب

– در صحرا قحط آب بود؟ در مشکهایتان جرعه ای سهم کام شش ماه ای نبود؟

حرمله پاسخ نداد.

مختار فریاد کشید… مگر نه فرات موج از پی موج بر میداشت؟

باز هم حرمله پاسخ نداد…

مختار خواست تا حرمله از آخرین هماوردش… از آخرین سرباز تنهایی های حسین بگوید و حرمله لب باز کرد…

حرفش رسید به سری بر شانه پدر که دیگر رمق نداشت… رسید به کمان و تیر… تیری که در صحرا دوید تا رسید به تشنه ترین کام کربلا… به گهواره ی خالی رباب…

مختار فریاد کشید و تیغها از نیام بیرون آمدند…

****

دستهای حرمله را بریدند. دستهایی که کمان میگرفت و تیر در چله اش میگذاشت و در یک روز هر چه خوبی زیر آسمان بود را نشانه گرفت. بعد هم به دستور مختار هیزم آوردند و بر بدن حرمله ریختند . آتش انتقام مختار حرمله را زودتر با جهنم آشنا کرد. منهال شعله ها را نگاه میکرد و زیر لب تسبیح خدا را میگفت.

مختار ثقفی پرسید که چرا منهال تسبیح خدا را میگوید و او هم ماجرای ملاقات با حضرت سجاد را تعریف کرد.

به شکرانه مختار سجده کرد، نماز خواند و بعد هم روزه شکر گرفت که به دست او خدا گرمای آتش و آهن را به دستها و پیکری رساند که تیرش داغ به دل آسمان نشانده بود.

دیگر دستی نبود که چشمهای ماه قبیله را نشانه بگیرد و سرش را به نیزه، تحفه بیاورد.

منبع:بیوگرافی حرمله بن کاهل اسدی

بیوگرافی حرمله بن کاهل اسدی

ادامه مطلب و دانلود

بیوگرافی باربد بابایی

بیوگرافی باربد بابایی و همسرش + ازدواج و فرزندان دوقلو

بیوگرافی باربد بابایی

باربد بابایی متولد 20 شهریور 1357 در تهران، مجری است

فارغ التحصیل لیسانس زبان عربی از دانشگاه آزاد می باشد، از مجری گری شبکه ماهواره ای شروع کرد و در ایران با اجرای شب کوک به شدت مشهور شد

شروع فعالیت

دوست داشت کارگردانی بخواند اما به اجبار خانواده مترجمی خواند

از ترم اول دانشگاه سال 1376 وقتی 19 سال داشت بخاطر علاقه اش در دانشگاه یک گروه تئاتری تشکیل داد و سه سال به این گروه کار کرد

شبکه ماهواره ای ایران موزیک

در سال 1382 وقتی 25 ساله بود مدتی در شبکه مهاجر در برنامه موزیک ما و ایران موزیک در پشت صحنه کار می کرد که بعدها به پیشنهاد امیر غفارمنش مجری این برنامه ها هم شد

در همزمان کار شبکه ماهواره ای، چندین پیشنهاد همکاری در تلویزیون داخل را را بدلیل عدم علاقه خود رد کرد
شروع بازیگری

با تئاتر و نمایش پرتگاه سال 1377 بصورت حرفه ای وارد عرصه هنری شد، در سال 79 برای اولین بار در سریال روزهای بیاد ماندنی شبکه اول نقش فرعی رو ایفا کرد و در چندین تله فیلم نیز حضور داشت

پیشنهاد ساخت برنامه موسیقی

در سال 1386 پیشنهاد ساخت برنامه موسیقی در رسانه ملی ا می دهد، حتی مجوز برای رسانه خانگی هم از وزارت ارشاد گرفته شد اما بدلایلی به سرانجام نرسید
ماجرای ازدواج و همسرش

باربد بابایی ازدواج کرده و صاحب دو فرزند 15 ساله دوقلو است

در خیلی از سایت ها از غزل حشمت بعنوان همسر باربد بابایی یاد می کنند که صحت ندارد، این دو مدتی در یک برنامه کودک بعنوان همکاری در کنار هم اجرا داشتند که شایعات از این عکس زیر شکل گرفته است

ولی باربد بابایی متاهل و دارای فرزند می باشد

شب کوک و آوا نو

برنامه استعدادیابی موسیقی بنام شب کوک شبکه نسیم به تهیه کنندگی آقای دمیرچی، و مجری گری باربد بابایی در سال 94 با استقبال زیادی پخش شد

مجری برتر

او در یک نظرسنجی اینترنتی توانست جز دو مجری برتر از نظر تیپ مخاطبان قرار بگیرد

وضع مالی

پدرش یک زمانی خارج از کشور رستوران دار بوو و اوضاع مالی مناسبی داشتند، اما از 17 سالگی سعی کرده با کار کردن هزینه های زندگی خودشو در بیاره و متکی به گدر نبود

شغل دوم در آلمان

او با یکی از دوستان خود در هامبورک دفتر موسیقی و تهیه کنندگی و برگزاری کنسرت دارد، و در همه زمان ها پیشنهادهایی برای کار مجری گری در شبکه های ماهواره را دارد !

ساز تخصصی و خوانندگی

او بخاطر فیلمی بصورت تجربی گیتار زدن را یاد گرفت، و تجربه خوانندگی تیتراژ، در همه برنامه هایی که ساخته است رو دارد ولی زیاد بصورت جدی وارد خوانندگی نشده است

ترس و بی کلگی !

بیوگرافی باربد بابایی

می گوید فوبیای ارتفاع و غرق شدن دارد، ولی از هواپیما نمی ترسد

به استخر هم نمی رود، ولی می گوید آدم بی کله ایم، اگر احساس کنم کاری درسته سعی میکنم سیاست به خرج ندم و هر طرو شده انجام می دم

از نسیم تا شبکه 3

بابایی که برای اجرای دوباره برنامه شب کوک شبکه نسیم به در بسته مسئولان برای مجوز خورد، بعد از سال با ویژه برنامه ولادت پیامبر اکرم (ص) برای اولین بار مجری برنامه ای به نام ماه منیر شد و 4 شب در این شبکه اجرا داشت

منبع:بیوگرافی باربد بابایی

بیوگرافی باربد بابایی

ادامه مطلب و دانلود

بیوگرافی حبیب رضایی

بیوگرافی حبیب رضایی

بیوگرافی حبیب رضایی

حبیب رضایی متولد 12 بهمن 1348 در تهران، بازیگر است

فارغ التحصلی لیسانس مدیریت بیمارستانی از دانشگاه تهران می باشد، در کنار بازیگری، کارگردانی نیز می کند و تابحال چند جایز و یک سیمرغ برنده شده است

پدر بزرگ مشهور

آقای رضایی در تهران بدنیا آمده است

اصالتا اطرف خراسان بوده و پدر بزرگش دکتر محمد متولی از شخصیت های بنام و سرشناس سبزوار می باشد. می گوید علاقه اش به سینما را حاصل یک روند طولانی است

شروع با نوشتن

ابتدا نه با بازی در تئاتر بلکه با نوشتن یک سری متن هایی که در آن دیالوگ هایی برای گفتن وجود داشت و در تئاترهای دبیرستان استفاده می شد کارم را شروع کردم

از دانشگاه تا آتیلا

در سال 67 در دانشگاه تهران قبول شد و با معرفی دوستانش در ورک شاپ های بازیگری جهاد دانشگاه حضور پیدا کرد و این علاثه در او شکل گرفت تا اینکه سال 71 به سربازی رفت

شروع تئاتر تا کلاس تارخ

بعد سربازی سال 73 بازیگری را در تئاتر های دانشجویی شروع کرد

در سال 74 برای دوره بازیگری امین تارخ ثبت نام کرد اما در تست ورودی رد شد ولی با دها بار تماس موفق می شود با خود امین تارخ صحبت کند و برای بار دوم تست بدهد و به کلاس ها برود

ورود به تلویزیون

در زمان حضور خود در کلاس های بازیگری امین تارخ سال 1375 از طریق بیژن بیرنگ و مسعود رسام برای بازی در سریال خانه سبز دعوت شد و به این شکل اولین بار وارد شبکه دو تلویزیون شد
شهرت با آژانس شیشه ای

سال 1376 با معرفی آتیلا پسیانی در فیلم آژانس شیشه ای بازی کرد و برای این نقش دیپلم افتخار (سیمرغ) بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از جشنواره فجر دوره 16 گرفت

از بازیگرانی تا کارگردانی

من برای اولین بار سال 1380 در فیلم من ترانه 15 سال دارم بازیگردان شدم، اما می‌ خواهم بگویم که دیگر کار بازیگردانی انجام نمی‌ دهم، از همین سال اما وارد کارگردانی تئاتر شدم و راضی ام

بیوگرافی حبیب رضایی

فرهادی

من همه فیلم های اصغر فرهادی را صادقانه دوست دارم و فیلم گذشته را شاید کمتر از بقیه، اما فروشنده را خیلی دوست دارم و معتقدم اسکار حق این فیلم و فرهادی بود

ازدواج تا تدریس

حبیب رضایی تاکنون ازدواج نکرده است او در کنار بازیگری و کارگردانی تئانر در دانشگاه سوره و آموزشگاه های سینمای تدریس می کند و هنرجو پرورش می دهد

منبع:بیوگرافی حبیب رضایی

بیوگرافی حبیب رضایی

ادامه مطلب و دانلود

بیوگرافی نگین معتضدی

بیوگرافی نگین معتضدی و همسرش + زندگی شخصی و علایق

بیوگرافی نگین معتضدی

نگین متعضدی متولد 3 مهر 1364 در تهران، بازیگر است

تحصیلات اش تا ترم شش رشته نمایش از دانشکده هنر و معماری است، عاشق ادبیات و خواندن کتاب‌ های مختلف است، یک خواهر بنام طلا دارد، اصالتا اهل شمیران منطقه حصار بوعلی است

خواهری بنام طلا

داشتن خواهر نويسنده از كودكی روی من آنقدر تاثير گذاشت كه ديگر حتی لازم نبود در بزرگسالی از او تاثير بگيرم، من حتی تئاتر را هم با طلا شناختم و حتی نخستین تئاتر زندگی‌ ام را با طلا رفتم زمانی كه طلا به رشته تئاتر رفت من می‌ خواستم دامپزشكی بخوانم چون به حیوانات علاقه زیادی دارم اما وقتی با او سر كارهایش رفتم، دیدم به آن محیط و كار علاقه دارم و رفتم دنبال مسیری كه او رفته بود

از دانشگاه تا دفاتر سینمایی

من سال 86 که وارد دانشگاه شدم خیلی زیاد به تصویر و فیلم و سریال علاقمند بودم تا نمایش، شایدم که حقیقت این باشه که من خیلی جرات نمایش ندارم، بنظرم تئاتر خیلی معقوله ترسناکیه، اما همون سال های اولیه در نمایش و پایان نامه های بچه های دانشگاه کار کردم اما مدام به دفتر های سینمایی که استادام معرفی می کردن می رفتم تست می دادم ولی اتفاقی نمی افتاد

بالاخره بعد از یک سال تست …

بعد از یکسال تست دادن مدام، یادمه که یه روزی آقای حسین خضوعی (دستیار کارگردان) به من زنگ زدند و گفتند یکاری دارم شروع میکنم و برام جالبه که تو هر دفتری که می رم تست تو هست، تو چطوری این همه دفتر رفتی …؟ بیا دفترمون که با همدیگه صحبت کنیم، به این ترتیب بعد از یک هفته تست اولین بار در یک تله فیلم بنام راز در سال 87 در کنار شبنم مقدمی و شهرام قائمیان جلوی دوربین رفتم
از شناخته شدن تا شهرت

نگین معتضدی تا قبل از سال 91 در چندین کار سینمایی و سریالی کار کرد ولی آنچنان دیده نشد، حضورش در سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد در بیش از 40 ایپزود چهره او را شناخته تر کرد، اما شهرت وی با سریال ویلای من مهران مدیری در سال 91 شروع شد

اولین قرار با مهران مدیری

از طریق فرهاد عطريان دستیار مجموعه به مهران مدیری معرفی شدم

صبح روزي كه قرار بود به دفتر آقاي مديري بروم از شدت استرس به مادرم گفتم مي‌خواهم تماس بگيرم و قرار را كنسل كنم و واقعا مواجهه با آقاي مديري كه از سال‌ ها قبل جزو اسطوره‌هايم بود برايم كار دشواري بود اما اين برخورد بسيار خوب اتفاق افتاد و آقای مديری بسيار متواضعانه و فروتن برخورد كرد و من با خودم گفتم وقتی چنين ناخدايی هست من چرا سوار كشتی نشوم

تلاش‌ ها و عملكرد مهران مديری و گروه او باعث شد كاراكتر من در اين سريال به‌ خوبي شكل بگيرد تا آن‌ جايی كه با گذشت چندسال از پخش سريال هنوز من را با نام هنگامه مهاجر يا خانم وكيل می شناسند

آشپزی ام

آشپز خوبی هستم، اما اهل آشپزی نيستم، وقت آشپزی ندارم، آشپزی حوصله هم می خواهد که ندارم اما موقعی که با حوصله باشم و وقت هم داشته باشم، دستپختم معرکه است

عمل زیبایی

من با هيچ کدام از اعضای صورتم مشکلي ندارم

شايد به نظر برخي‌ بينی ام نياز به عمل داشته باشد اما من با آن مشکلی ندارم البته به‌ ظرم عمل زيبايی چيز بدی نيست و هر کسی می تواند طبق سليقه‌ اش آن را انجام بدهد

شغل دوم

ترجيح می دهم شغلی مثل نويسندگی داشته باشم

لبته دوستان بازيگر در کار رستوران‌ داری هم موفق بوده‌ اند به رستوران ‌هادی کاظمي ‌رفته‌ ام؛ در اين رستوران ماست مخصوصی سرو می شود که مخلوطي از تمبر هندی و فلفل است و به همه پيشنهاد می کنم اين غذا را بخورند
تو فقط در كانال كولر نيستی

من اوايل فعاليت‌ ام در عرصه بازيگري بسيار پركار بودم و به‌ مدت چهار يا پنج سال بدون‌ وقفه جلوی دوربين بودم تا حدی كه يك‌ بار پژمان بازغی به‌ شوخی به من گفت تو فقط در كانال كولر نيستی، ما هر كانالي می زنيم تو هستی …

بیوگرافی نگین معتضدی

ازدواج

نگین معتضدی در سال 95 با جواد خیرخواه ازدواج کرده است

داستان کوتاه و کتاب

من داستان كوتاه می‌ نویسم و خیلی هم علاقه‌ مند هستم كه آنها را چاپ كنم

تقریبا در هر مصاحبه می‌ گویم امسال چاپ می‌ كنم اما هنوز نشده اما حتما این كار را می‌ كنم مجموعه‌ اش كامل شده و نامش چكمه‌ های بنفش است چند نفر هم خوانده‌ و گفته‌ اند خوب است شاید نتوانیم اسمشان را داستان بگذاریم اما نوشته‌ های جالبی است كه خواندنشان جالب است

فیلم های سینمایی نگین معتضدی

● تله فیلم راز – 1387
● سپید و سیاه – ۱۳۸۸
● خیابان یک‌ طرفه – ۱۳۹۰
● شیرین قناری بود – ۱۳۹۰
● به خاطر مهدی – ۱۳۹۰
● دزد و پری – ۱۳۹۳
● لاله‌ های واژگون – ۱۳۹۴
● ساعت ۵ عصر – ۱۳۹۵

مجموعه تلویزیونی نگین معتضدی

● سریال خلسه
● شاید برای شما هم اتفاق بیفتد – ۱۳۹۲
● مثل من، مثل تو – ۱۳۹۳
● گذر از رنج‌ها – ۱۳۹۳
● کشیک قلب – ۱۳۹۵
● شهرک جیم – ۱۳۹۵
● روزهای بهتر – ۱۳۹۵

نمایش خانگی

● ویلای من – ۱۳۹۱
● شوخی کردم – ۱۳۹۲
● ابله – ۱۳۹۳

منبع:بیوگرافی نگین معتضدی

بیوگرافی نگین معتضدی

ادامه مطلب و دانلود

بیوگرافی امید عالیشاه

بیوگرافی امید عالیشاه بازیکن فوتبال پرسپولیس را در ادامه ببینید.

بیوگرافی امید عالیشاه

بیوگرافی امید عالیشاه

نام :امید
نام خانوادگی :عالیشاه
محل تولد :ساری
متولد :20 دی ماه 1370
پست :هافبک – مهاجم سایه
شماره پیراهن :2
باشگاه کنونی :پرسپولیس تهران
امید عالیشاه متولد 20 دی 1370 – ساری بازیکن کنونی باشگاه فوتبال پرسپولیس تهران و بازیکن تیم ملی جوانان ایران است.
عالیشاه اهل شهرستان ساری و اصالتاً از روستای ارست در نزدیکی باداب سورت می باشد.
او از معدود بازیکنان مازندرانی است که تجربهٔ بازی در جام جهانی فوتبال نوجوانان را داراست.وی همچنین با درخشش در لیگ برتر فوتبال ایران توانسته نظر کارلوس کیروش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران را نیز جلب کند و به تیم ملی دعوت شود.

عالیشاه سابقهٔ بازی در باشگاه های نساجی و راه آهن تهران را نیز در کارنامه دارد. یکی از بیاد ماندنی ترین صحنه های فوتبال او گلزنی در داربی 79 پایتخت است که در دقیقهٔ 82 دروازهٔ استقلال را باز کرد و پرسپولیس با گل او 2 بر 1 پیروز شد

امید فوتبال خود را با تیم صنایع طلایی سمنان آغاز کرد و در ادامه به تیم های نساجی مازندران ، نفت تهران ، راه آهن تهران و در نهایت با انتخاب شدن علی دایی به عنوان سرمربی پرسپولیس ، او نیز به پرسپولیس آمد تا راه خود را برای پیشرفت هموارتر سازد . امید عالیشاه به دلیل مصدومیت نتوانست آنطور که باید و شاید در نفت تهران بدرخشد . مصدومیت او یک فصل به طول انجامید . در فصل جدید و در حالی که از چند تیم لیگ برتری پیشنهاد داشت به دیگر تیم تهرانی یعنی راه آهن پیوست تا زیر نظر آقای گل جهان بتواند خودش را به فوتبال حرفه ای کشور معرفی کند که در این امر موفق شد .

در اولین سال حضورش در تیم راه آهن بسیار موفق عمل کرد با مجموع 1983 دقیقه بازی 9 گل و 3 پاس گل داد یعنی در هر 220 دقیقه 1 گل به ثمر رساند . البته امید عالیشاه از هفته 26ام به دلیل مصدومیت نتوانست تیمش را تا انتهای لیگ همراهی کند و فصل جدید خودش را از هفته ی 18ام آغاز کرد که نتوانست گلی در 16 باری که برای راه آهن در فصل جدید به بازی رفت به ثمر برساند اما عملکرد فوق العاده وی در این سال مقابل تیم هایی مثل پرسپولیس ، تراکتور و استقلال نظر فوتبال دوستان را به سمت خودش جلب کرد تا جایی که بعضی ها او را به عنوان پدیده لیگ برتر در سال 91-92 می دانستند . تا اینکه در فصل 92-93 علی دایی ، او را با خود به پرسپولیس آورد تا با ترکیب چند بازیکن جوان و چند بازیکن با تجربه تیمی لایق قهرمانی در لیگ برتر و البته جام باشگاه های آسیا آماده کند .
افراد زیادی او را قابل مقایسه با هم پستی هایش در پرسپولیس از جمله هادی نوروزی ، غلامرضا رضایی و حمیدرضا علی عسگری و … نمی دانستند و او را از همان اول نیمکت نشین پرسپولیس پذیرفته بودند . تا اینکه فصل جدید این بار با پیراهن پرسپولیس برای امید عالیشاه آغاز شد . در 4 هفته ابتدایی همانطور که انتظار می رفت روی نیمکت نشست و بازی به او نرسید اما با اشتباهاتی که نوروزی و رضایی در جریان بازی ها مرتکب می شدند خشم هواداران را برانگیختند و کم کم زمزمه های حضور بازیکن های جدید مثل عالیشاه و نیمکت نشینی نوروزی و رضایی شنیده می شد که با قرارداد بستن خلعتبری با پرسپولیس احتمال حضور وی در ترکیب کمرنگ تر شد .

اما امید عالیشاه بر خلاف انتظارات با تلاش فراوان خود و درخشش در تمرینات نظر علی دایی را به خود جلب کرد تا در هفته پنجم مقابل ملوان به عنوان بازیکن ثابت به ترکیب برود . او در این بازی عملکرد خیره کننده ای را از خود نشان داد و در حالی که پرسپولیس با اخراج مهرداد کفشگری 10 نفره به کار خود ادامه می داد توانست یک گل سه امتیازی برای تیمش به ثمر برساند . در ادامه او فرصت های زیادی خلق کرد که با بی دقتی بازیکنانی مثل سید صالحی و رضایی به ثمر نرسید . یک بار هم تیر دروازه مانع رسیدن امید عالیشاه و پرسپولیس به گل دوم شد ، او با زدن تک گل سه امتیازی تیمش مقابل ملوان محبوبیت خاصی نزد هواداران پیدا کرد .
عالیشاه با دریافت کارت قرمز در بازی با فولاد داربی را از دست داد تا جای خالی او در سمت چپ پرسپولیس حس شود . او در جام حذفی نیز عملکرد خوبی داشت و توانست مقابل الوند همدان گل زنی کند . در پایان نیم فصل تیم قدرتمند علی دایی قهرمان نیم فصل شد . بازیکنانی مثل رضایی و نوروزی که دیگر جایی در پرسپولیس برای خود نمی دیدند دیگر تیم های لیگ برتری را برای بازی انتخاب کردند و با اجازه ی کادر فنی این تیم تهرانی را ترک کردند . حال باید دید امید عالیشاه می تواند با جلب نظر کارلوس کیروش و درخشش در جام جهانی 2014 برزیل آینده خود را با حضور در یک تیم مطرح اروپایی دگرگون سازد ؟
گفتگو با امید عالیشاه
امید عالیشاه از جمله بازیکنان جوان این نسل است که خیلی اهل مصاحبه نیست و ترجیح می دهد در سکوت کارش را پیش ببرد. عالیشاه معتقد است نباید بی دلیل هر روز مصاحبه کرد. با امید عالیشاه در منزلش هم صحبت شدیم و او از پدرش برایمان گفت؛ پدری که همه کاره پسرش است، به طوری که اگر بگوید فوتبال بازی نکن او حاضر است فوتبال را کنار بگذارد. اینکه او چطور وارد فوتبال حرفه ای شد و به اینجا رسید و نقش پدرش در زندگی سوژه مصاحبه با عالیشاه بود.
از بچگی عشق فوتبال بودی یا مثل خیلی ها به ورزش های دیگر علاقه داشتی؟

– من هم مثل بقیه فوتبال را از مدرسه مان شروع کردم. پا به توپ شدن من از زنگ ورزش شروع شد. یادم است معلم ورزش مان آقای اسماعیلی بود و یک جورایی او مرا استعدادیابی کرد. آن زمان در مسابقات مدارس شرکت می کردیم. از دو ومیدانی، آمادگی جسمانی، هندبال، فوتسال و فوتبال همه را بازی می کردم.

چه شد به سمت فوتبال آمدی؟

– قدیم هیات های فوتبال استان بازیکنان نونهال و نوجوان را به تیم ملی پایه معرفی می کرد. 10 سالم بود که از دفتر مدرسه صدایم زدند و یادم می آید خیلی ترسیدم و فکر می کردم چه شده که مرا صدا زدند. وقتی رفتم گفتند فلان روز باید تهران باشی و خودت را به مربی تیم ملی نونهالان زیر 11 سال معرفی کنی. آن زمان آقای بیداریان مربی این تیم. بود.

پس فوتبال حرفه ای ات از آن روزی که دفتر مدرسه صدایت زد شروع شد؟

– بعد از آن زمان در تیم های زیر 11، 13، 15 سال و بعد هم نوجوانان که سرمربی اش علی دوستی بود دعوت شدم و در جام جهانی هم بازی می کردم. شروع فوتبال حرفه ای من از تیم ملی نوجوانان آغاز شد و از آن دوره بود که فهمیدم فوتبال شغل آینده من است.

باشگاهی هم بازی می کردی یا فقط تیم ملی نوجوانان بودی؟

– زمانی که در تیم ملی نوجوانان بودم اولین باشگاه حرفه ای ام نساجی مازندران بود. بعد به مدت دو سال به نفت تهران آمدم که سال اول حضورم، رباط پاره کردم و بعد از آن هم به مدت دو فصل در راه آهن با علی دایی کار کردم و حالا هم که در پرسپولیس هستم.

پس از دوره تیم ملی نوجوانان با علی دوستی فهمیدی که قرار است فوتبالیست شوی؟

– از آن دوران متوجه شدم شغل آینده من فوتبال است و تمرکزم را روی فوتبال گذاشتم.

حالا این شغل لذت هم برای تو دارد؟

– یکی از محبت های خدا به من این بود که شغلی را پیدا کردم که هم خوب پول درمی آورم و هم از آن لذت می برم. خیلی ها کار پردرآمد دارند اما علاقه شان چیزی دیگری است ولی من خیلی خوشبخت هستم که هم درآمد خوبی دارم و هم عاشق شغل ام هستم.

اولین پولی که از راه فوتبال درآوردی چه لذتی داشت؟

– جالب است ماجرای اولین پولی که از فوتبال درآوردم را برایتان بگویم. من قبل از اینکه به نساجی بروم برای یک تیم لیگ دو به نام بهنام بازی کردم که اتفاقا در جام حذفی مقابل پرسپولیس بازی کردیم. آن سال من با آنها 4 میلیون قرارداد بستم که پول خوبی در سن و سالم بود. آن زمان 1.5 میلیون تومان را بابت رضایتنامه به مدرسه – باشگاه پدیده ساری دادند که آنجا بازی می کردم. بعد هم بقیه اش را ندادند تا اینکه به نساجی رفتم.

پس طعم اولین پول فوتبال را نچشیدی؟

– من تا حالا از اول فوتبالم پول کامل نگرفته ام.

یعنی باشگاه ها پولت را نداده اند؟

– من از باشگاه هایی که در آنها بازی کردم طلب زیاد دارم. مسائل زیادی رخ داد تا پول من را ندهند. متاسفانه مثل اینکه حرف است که پول بازیکنان را کامل ندهند.

در شهر شما اکثر فوتبالیست ها به جای آنکه خاک فوتبال را بخورند از اول چمن دیده اند نه خاک.

– نه بابا اینطوری هم نیست که می گویید. خودم از آن بازیکنان شمالی هستم که خاک فوتبال را خوردم. اسمش هست که چمن است وگرنه زمین خاکی است که گوشه کنارش چندتا علف هم سبز شده.

دوره ای که 10 ساله بودی پدرت با ادامه فوتبالت موافق بود یا می گفت باید درس بخوانی؟

– بابام از اولی که وارد فوتبال شدم مشاور خوبی برای من بود. اتفاقا یادم است چهارم دبستان که به من گفتند باید بروم برای تیم ملی نونهالان با سرعت آمدم خانه تا به پدرم که فوتبالی بود خبر بدهم. وقتی رسیدم پدرم خواب بود. آنقدر سر و صدا کردم تا بیدار شد و با کلی ذوق و شوق گفتم که برای فوتبال باید بروم؛ فکر کردم کلی کیف می کند اما هیچ عکس العملی نشان نداد. فکر کنم هنوز خواب بود. (خنده)

شاید هم فکر نمی کرد فوتبالیست حرفه ای شوی…

– من الان هم که فوتبالیست حرفه ای شده ام باز هم با پدرم مشورت می کنم و همه چیز را با او در میان می گذارم. اتفاقا چون می دانست پیشرفت می کنم شاید خیلی خوشحال نشد چون او آینده نگری فوق العاده ای در خصوص فوتبال من دارد.

پس او یک جورایی پیشگوی اختصاصی امید عالیشاه است؛ مثلا چطور پیشگویی می کند؟

– (خنده) البته نه آنطوری که شما می گویید ولی سر بازی کردن یا نکردن من یا مذاکره برای قرارداد بستن می گوید مدیرعامل این حرف را می زند و تو باید اینگونه جواب بدهی یا جلسات با سرمربی دقیقا می گوید مربی چه مسائلی را مطرح می کند.

جالب است…

– او حتی در مورد مصاحبه کردن هم به من مشورت و راهنمایی می دهد. مثلا می گوید فلان سوال را می پرسند، تو چه بگو یا چطور مصاحبه کن.

تا حالا از پدرت کتک خورده ای؟

– در مورد فوتبال تا حالا از پدرم کتک نخوردم اما مگر می شود بچه ها از پدرشان کتک نخورده باشند ولی یادم نیست سر چه مسئله ای بوده است اما یک چیز همیشه مرا ناراحت می کند و آن زمانی است که پدرم از بازی من ناراحت باشد؛ واقعا به اندازه یک کتک خوردن برایم سخت است.

پس پدرت نقش زیادی در فوتبال تو ایفا می کند؟

– واقعیت این است که پدرم همه کاره من است و برای قرارداد بستن هم با پدرم می روم. او حتی اگر بگوید فوتبال بازی نکن، همین امروز فوتبال را می بوسم و کنار می گذارم.

مادرت چطور، او هم فوتبالی است یا می گفت درس بخوان پسر!

– مادرم بنده خدا خیلی فوتبالی نیست اما همیشه می گوید فوتبال بازی نکنی، من خوشحال ترم!

چرا؟

– مادرها را که می شناسید؛ همیشه نگران فرزندان شان هستند. هر وقت تعویض می شوم یا در حین بازی مصدوم می شوم می گوید دیگه فوتبال بازی نکن. نگران است که من مصدوم شوم، به خصوص پس از مصدومیتی که در نفت تهران برایم به وجود آمد.

خیلی ها مثل تو پدرشان همه کارشان بود اما موفق نشدند. تا حالا شده این موضوع را به تو گوشزد کنند که بی خیال پدرت شو…

– اتفاقا خیلی جاها گفتند که دلیل به توافق نرسیدن با تو، پدرت است و پدرت باعث می شود به جایی نرسی… در حالی که اینطوری نیست و من با پدرم مشورت می کنم و پس از آنکه به جمع بندی رسیدیم آن وقت او با طرف مقابل وارد مذاکره می شود و در اصل حرف مرا می زند.

تا حالا شده مشاوره اشتباهی بدهد یا برخلاف نظر تو صحبت کند؟

– تا این لحظه که با شما صحبت می کنم مشاوره هایش درست بوده و به فوتبال من کمک کرده است.

خودش فوتبالیست بوده یا اینکه فقط به فوتبال علاقه دارد؟

– پدرم فوتبالی است و به جرأت قسم می خورم اگر امکانات و شرایط زندگی اجازه می داد که فوتبال را ادامه دهد یکی از بازیکنان بزرگ مملکت می شد. او یک فوتبالیست قوی بود که فوتبال را ادامه نداد.

اینکه پدرت همراه تو است باعث نمی شود نگاه بقیه تغییر کند و بگویند پدرش مدیر برنامه هایش شده است. متوجه می شوی چه می گویم. منظورم این است مثل دوران مدرسه که دوست نداشتیم پدر یا مادرمان ما را به مدرسه ببرند…

– اصلا اینطور فکر نمی کنم؛ با دلال بروم خوب است؟! اتفاقا خیلی جاها به من گفته اند خودت تنها بیا اما من از شما می پرسم با دلال بروم بهتر است یا پدرم که خیر و صلاح مرا می خواهد.

آخه اینطور همه فکر می کنند پدرت از تو مثل مدیر برنامه ها درصد می گیرد…

– اصلا چنین حرف هایی نیست. این مسئله را می گویم تا بهتر متوجه شوید که پدرم کل پول مرا می گیرد نه درصدی اش را؛ من هر قراردادی می بندم باورتان نمی شود یک ریالش هم در حساب خودم ندارم. من هر موقع پول بخواهم به پدرم زنگ می زنم و می خواهم مقداری پول به من بدهد. هنوز پول توجیبی ام را از بابام می گیرم.

بیوگرافی امید عالیشاه

بیوگرافی امید عالیشاه

پدرت در مورد برخورد با مربیان هم به تو مشورت می دهد؟

– بله؛ خیلی جاها که من عصبانی بودم گفته اشکال ندارد، بزرگتر است و تو باید احترام بگذاری؛ بعضی وقت ها سر بازی کردن یا نکردن ناراحتم که پدرم می گوید هرگز تو روی سرمربی ات درنیا.

و حتما تو هم خیلی گوش کرده ای؟

– (خنده) نه دیگه؛ بعضی وقت ها باعث ناراحتی اش می شوم… البته یادم نمی آید کی سر این ناراحت شد اما زیاد نبوده چون اصولا اهل حاشیه و اعتراض به این شکل نیستم.
خیلی ها تو را مهدوی کیای دوم فوتبال ایران می دانند؟

– اصلا اینطور نیست. آقا مهدی را نباید با هیچکس مقایسه کرد. آقا مهدی اسطوره و بازیکن تکرار نشدنی فوتبال ایران است. از نظر فنی که هیچی اما از لحاظ اخلاقی اگر بتوانم ذره ای از خصوصیات او را به دست بیاورم برای کامل شدنم کافی است. من واقعا ارادت قلبی به آقا مهدی دارم و اصلا خودم را از نظر فنی قابل مقایسه با ایشان نمی دانم.

تیم ملی برای امید عالیشاه کمی دست نیافتنی شده، در صورتی که خیلی ها فکر می کردند فیکس تیم ملی می شوی.

– واقعیتش فکر می کردم در جام جهانی حضور داشته باشم و هدف خودم هم این بود اما مصدومیت راه آهن نگذاشت بتوانم در اردوهای تیم ملی خوب کار کنم. امیدوارم بتوانم برای جام ملت های آسیا شانس حضور در تیم ملی را داشته باشم. من خیلی دوست دارم در تیم ملی بازی کنم و هدف من در حال حاضر هم حضور در تیم ملی و قهرمانی با پرسپولیس است.

منبع:بیوگرافی امید عالیشاه

بیوگرافی امید عالیشاه

ادامه مطلب و دانلود

بیوگرافی ایرینا شایک

بیوگرافی و عکسهای ایرینا شایک

بیوگرافی ایرینا شایک

عکس های دوست دختر سابق کریستیانو رونالدو
ایرینا شایک (به انگلیسی: Irina Shayk)‏ (زاده ۶ ژانویه ۱۹۸۶ در یمانژلینسک،شوروی) یک مانکن اهل روسیه است. او از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ در Sports Illustrated Swimsuit Issue حضور داشت. او در سال ۲۰۱۱ بر روی جلد این جمله ظاهر شد بود. او دوست‌دختر کریستیانو رونالدو است.

سال‌های اولیه
ایرینا شایک در یمانژلینسک روسیه بدنیا آمد. او می‌گوید او غیر معمول به نظر می‌رسد او را از پدرش به ارث برده و او گفته‌است که مردم اغلب اشتباه فکر می‌کنند که او اهل آمریکای جنوبی هست. ایرینا می‌گوید: “پدرم چهره‌ای تیره دارد نسیت به مردم روسیه چون او یک باشقیر بود, گاهی اوقات تاتارها هم می‌توانند شبیه برزیلی‌ها باشند.” شایک می‌گوید: من چشم روشن را از مادرم به ارث بردم. ”مادرم یک پیانیست بود که موسیقی درس می‌داد او در باشقیر معلم بچه‌ها بود و پدرم در معدن زغال سنگ کارمیکرد. او یک خواهر و برادر بزرگتر دارد که اسم خواهرش تاتیانا است. او در سن ۶ سالگی شروع به پیانو زدن کرد. در سن ۹ سالگی وارد مدرسهٔ موسیقی شد وبه مدت ۷ سال د آنجا تحصیل کرد. ایرینا دارای تجربیات زیادی شده بود در نواختن پیانو و آواز در گروه کر ولی همچنان از مادرش می‌خواست که موسیقی یاد او بدهد. هنگامی که او ۱۴ سال داشت پدرش از عوارض ناشی ازسینه پهلو فوت کرد، و خانواده خود را با پول کم ترک کرد مادرش مجبور شد در روز ۲ جا کار کند تا برای خانواده پول کافی فراهم کند.

بعد از این که ایرینا از درس در دبیرستان را تمام کرد شروع کرد به بازاریابیولی آن موضعی بود وزود از آن کار خسته شد. اوبه همراه خواهر بزرگش به مدرسه زیبایی رفتند. در زمانی که وارد آنجا شد یک فرد از یک سازمان مدل محلی او را پسند کرد.”دوشیزه چلیابینسک ۲۰۰۴” شرکت خواسته بود او را در مسابقه زیبایی دعوت کنند.

بیوگرافی ایرینا شایک

فرصت‌های شغلی
کارهای اولیه
شایک از فرصت‌های شغلی واقعی برای تبدیل شدن به یک مدل استفاده کرد او وقتی در سن ۱۹ سالگی بود کار مانکنی خود را درپاریس آغاز کرد. در سال ۲۰۰۷ او به جای مدل معروف برزیلی Ana Beatriz Barros جایگزین شد. که او یکی از چهره‌هایIntimissimi بود. و در همان سال در سالانه در Sports Illustrated Swimsuit Issue عرضه شد. از آن زمان، او در هر چاپ سالانه منتشر شده، در شاخه‌های عکس در مکان‌هایی همچون سن پترزبورگ, ناپل, گرنادا و شیلی حضور پیدا کرد. بعد از اینکه تصویر Intimissimi به مدت سه سال، شایک در سال ۲۰۱۰ سفیر رسمی برای نام تجاری شده بود. قراردادهای مدل‌های دیگر او عبارتند از ساحل بانی (۲۰۰۹) , و Guess بهار/تابستان ۲۰۰۹.کار‌های دیگر عبارتند از فروشگاه راز ویکتوریا Victoria’s Secret کاتالوگ, Lacoste و Cesare Paciotti.] مجلهٔ کاور اوآنابل, Bolero, زن, حسود, و پاریس سرمایه.

منبع:بیوگرافی ایرینا شایک

بیوگرافی ایرینا شایک

ادامه مطلب و دانلود

بیوگرافی ابروگوندش

بیوگرافی ابرو گوندش و همسرش رضا ضراب + زندگی شخصی

بیوگرافی ابروگوندش

ابرو گوندش متولد 12 اکتبر 1974 در استانبول، خواننده است

بدلیل مشکلات مالی در دوران کودکی در ابتدایی ترک تحصیل کرده است، او از مشهورترین خوانندگان تورک در جهان است تابحال سه بار ازدواج کرده و یکبار خونریزی مغزی کرده است
خانواده

بدلیل وضعیت مالی بد خانواده در همان دوران ابتدایی از تحصیل بازماند، تنها یک خواهر بنام آسلیهان دارد، ابرو از همان کودکی صدای زیبا و رسایی داشت

ورود به موسیقی

یکی از بستگانش در دوران نوجوانی او و مادرش را به یک شرکت موسیقی معرفی کرد، او با معرفی این شرکت دوره های آواز و خوانندگی را زیر نظر خواننده مشهور ترکیه بنام امل سایین کذراند

طوفان با اولین آلبوم

در سال 1993 با کمک دو تهیه کننده معروف ترکیه او اولین آلبوم خود بنام Tanrı Misafiri (مهمان خدا) را منتشر کرد با که فروش 000 250 1 نسخه مواجه شد

ابرو با این آلبوم چندین جایزه گرفت از مهمترین آن در سال ۱۹۹۴ جایزهٔبهترین خواننده زن که توسط کانال Kral ترکیه اهدا می‌ شد را به خود اختصاص داد

دومین آلبوم

بلافاصله بعد از اولین آلبوم در سال 1994 دومین آلبوم خود را منتشر داد و بعنوان یک خواننده جوان با آهنگ های رمانتیک جایگاهی محکمی در میان انبوه خوانندگان ترکیه بدست آورد

در آلبوم سوم در سال 1995 با سردار اورتاچ همخوانی کرد که سرانجام دوستی با این خواننده و آهنگساز مشهور بود که گمان می رفت با هم ازدواج کنند
بازیگری

شهرت فرووان او در عرصه موسیقی باعث شد پیشنهادهای زیادی را برای بازیگری دریافت کند که در نهایت در چند سریال که بنام آلبوم هایش بود بعنوان نقش اول بازی کرد

خونریزی مغزی

او در استودیو هنگام خواندن آلبوم خود روبروی دوربین دچار خونریزی مغزی می‌شود و به زمین می‌ افتد. پس از بستری در بیمارستان، به مدت طولانی مجبور به استراحت و دوری از طرفداران‌ اش شد

هواداران ابرو برای نشان دادن علاقه و حمایت خود از وی، با خریدن آلبوم Don Ne Olur، آن سال بالاترین رکورد خرید آلبوم در ترکیه را رقم زدند
ازدواج اول

اولین بار ازدواج ابرو در سن 16 سالگی با فردی به نام حمدی وارد در سال 1990 صورت گرفته که 6 ماه بعد به طلاق منجر شد

دوستی با سردار

ابرو در سال 1995 با سردار اورتاچ خواننده سرشناس ترک آشنا شد و تا سال 2000 این دو نامزد (دوست) بودند اما این رابطه هیچگاه به ازدواج ختم نشد

ازدواج دوم

او پس از جدایی از سردار اورتاج با یک وکیل دادگستری به نام عمر دوراک در سال 2002 ازدواج می کند اما این ازدواج همزمان می شود با سکته مغزی ابرو گوندش و دوری از فعالیت هنری که این خواننده پس از بهبودی از این وکیل جدا می شود

ازدواج سوم

سومین ازدواج ابرو نیز با عثمان تارکر از هنرمندان کشور ترکیه در سال 2005 بود که پس از هشت ماه از بکدیگر جدا شدند

ازدواج چهارم

در فوریه سال ۲۰۱۰ میلادی، ابرو با یک تاجر سرشناس» ایرانی‌الاصل دارای تابعیت جمهوری آذربایجان و ترکیه به نام رضا ضراب ازدواج کرد، ضراب متعلق به یک خانواده ثروتمند ایرانی اهل تبریز است، حاصل ازدواج این دو یک دختر بنام آلارا است

بازداشت ضراب و شایعه طلاق

در سال 2013 رضا ضراب شریک بابک زنجانی در جریان انتقال یک محموله طلا به ایران مهتم به انتقال غیرقانونی پول از طریق یک بانک با پرداخته رشوه شد که به دستگیری وی انجامید

بیوگرافی ابروگوندش

بیوگرافی ابروگوندش

بعد از آزاد مدتی بعد در خاک آمریکا بدلیل پول شویی بازداشت شد و در حال حاضر هم در بازداشت می باشد، ابرو در سپتامبر سال 2016 درخواست طلاق از رضا ضراب کرد اما مدتی بعد پشیمان شد و درخواست طلاق را پس گرفت

ابرو در حال حاضر

ابرو در حال حاضر بعنوان مدرس موسیقی و تهیه کننده فعالیت می کند و در مسابقه شوی استعداد یابی بنام او سس ترکیه بعنوان داور حضور دارد

منبع:بیوگرافی ابروگوندش

بیوگرافی ابروگوندش

ادامه مطلب و دانلود

بیوگرافی مهستی

افتخار دده بالا با نام هنری مهستی (۲۵ آبان ۱۳۲۵ – ۴ تیر ۱۳۸۶) خواننده ایرانی موسیقی سنتی و پاپ ایرانی بود. از او با نام هایی چون بانوی آواز گل ها و دل ها یاد می شود.وی کمی پیش از انقلاب از ایران خارج شد، ابتدا به بریتانیا و سپس برای همیشه به آمریکا رفت و تا زمان مرگ در آن کشور زندگی می کرد. بیشتر آثاری که او پس از انقلاب اجرا کرد در قالب ترانه های پاپ هستند. مهستی خواهر هایده، خوانندهٔ ایرانی بود.

بیوگرافی مهستی

بیوگرافی مهستی

نام اصلی : افتخار دده بالا (خدیجه)

نام مستعار : مهستی

زادروز : ۲۵ آبان ۱۳۲۵

تهران، ایران
اهل کشور : ایرانی

درگذشت : ۴ تیر ۱۳۸۶

سانتا روزا، آمریکا

سبک ها : سنتی ایرانی، پاپ ایرانی

کار(ها) : خواننده

مدت کار : از ۱۳۴۲ تا ۱۳۸۶

زندگینامه مهستی

مهستی در ۲۵ آبان ۱۳۲۵ در تهران زاده شد. پرویز یاحقی استعداد خوانندگی او را در نوجوانی کشف کرد. خواهر او هایده نیز یکی از بزرگ ترین خوانندگان موسیقی پاپ ایران است. مهستی به همراه هایده قبل از خوانندگی و موسیقی، هردو مداح مجالس مذهبی زنانه بودند که در یکی از این مجالس به طور اتفاقی پرویز یاحقی صدای این دو را می شنود و بسیار به صدایشان علاقه مند می شود و آن دو را به خوانندگی و موسیقی تشویق می کند. هایده از مهستی بزرگ تر بود اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام هنری خود را از مهستی گنجه ای شاعر ایرانی برگرفت.
شروع کار مهستی در سن ۱۷ سالگی در برنامه گلها برنامه شماره ۴۲۰ و با خواندن ترانه ای به نام آن که دلم را برده خدایا ساختهٔ بیژن ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بود اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ به خصوص در دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران آهنگ هایی نیز در این سبک اجرا نمود.

در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی می کردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی شد.

همسر اول مهستی قبل از انقلاب پس از مدتی زندگی با او عاشق فیروزه خواننده معروف آن زمان شد و از مهستی جدا و با فیروزه ازدواج کرد. مهستی علاقه زیادی به همسرش داشت و با این اتفاق بسیار غمگین شد اما پس از مدتی با همسر دومش ازدواج کرد. مهستی دو بار ازدواج کرد و سرانجام هر دو ازدواج طلاق بود. از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر است. ازدواج دوم او با بهرام سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بود. مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نام های ناتاشا و ناتالی دارد.

در سال ۲۰۰۵ میلادی، آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه از وی برای بیش از ۴۰ سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.

از او بیش از ۳۵ آلبوم برجای مانده است.

بیوگرافی مهستی

بیوگرافی مهستی

دوران بیماری
مهستی تا حدود چهار سال بیماری خود را از اطلاع عموم مردم پنهان نگاه داشته بود اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود. پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دوز بالاتر که مورد نیاز شرایط او می باشد، امکان ایجاد مشکل در صدایش وجود خواهد داشت. با این وجود در نوروز ۱۳۸۶ که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد به علت ظهور مجدد علایم بیماری، در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فوراً به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی در مصاحبه با نادره سالار پور، به همراه دختر برادر خود و پزشک خانوادگی شرکت کرد و اعلام کرد که به بیماری سرطان مبتلا است و باید پرتو درمانی شود. به همین دلیل پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت.

مرگ
مهستی پس از انتشار آلبوم موفق «از خدا خواسته» در حالی که مشغول تهیه آلبومی دیگر با همکاری شادمهر عقیلی بود، پس از چهار سال بیماری سرطان روده بزرگ در سنتا روزای کالیفرنیای شمالی در ساعت ۷:۵۲ صبح ۴ تیر ۱۳۸۶ خورشیدی درگذشت.

پیکر وی پس از انتقال از شمال کالیفرنیا، در ساعت ۱۲:۳۰ روز جمعه ۸ تیر ۱۳۸۶ خورشیدی در گورستان وست وود مورچری در لس آنجلس با رعایت آداب اسلامی، در کنار مزار خواهرش هایده و مادرشان به خاک سپرده شد. هزاران نفر از جمله هنرمندان برجسته ایرانی مقیم خارج از کشور و جمشید دلشاد نخستین شهردار ایرانی در ایالت کالیفرنیا در مراسم خاکسپاری وی شرکت کردند.

آلبوم شناسی مهستی

با تعداد بسیاری از آهنگسازان ایرانی در سبک های گوناگون، از پرویز یاحقی و علی تجویدی و اسدالله ملک گرفته تا انوشیروان روحانی، صادق نوجوکی، محمد حیدری، منوچهر چشم آذر و مهرداد آسمانی و با ترانه سرایانی چون بیژن ترقی، تورج نگهبان، لیلا کسری (هدیه)، هما میرافشار، همایون هشیارنژاد، ژاکلین و اردلان سرفراز همکاری داشت. بیشتر کارهای او (در حدود ۶۰ اثر) از جهانبخش پازوکی است.

در اواخر عمر و در آلبوم آخر (از خدا خواسته)، با شادمهر عقیلی (آهنگساز و تنظیم کننده) و مریم حیدرزاده (ترانه سرا) همکاری کرد.

آشفته
اسیر
آوازک
از خدا خواسته
بزم (آواز دلدادگان)
بزم بهار
بیگانه
دلداده
قسم
گل گندم
گل امید
گل های رنگارنگ
حقیقت
همیشه عاشق
همیشه سبز
هوای یار
هوای عاشقی
لبخند
مستی
مهمان
موج
مسافر (۱۳۷۰)
نامه (۱۳۷۳)
اوج صدا
سراب عشق (۱۳۵۷)
سپیده دم (۱۳۶۰)
تقدیر (۱۳۷۶)
ترانه سال
تو بزن تا من برقصم (۱۳۵۶)
ضیافت (۱۳۷۰)

منبع:بیوگرافی مهستی

بیوگرافی مهستی

ادامه مطلب و دانلود
برترین مطالب آهنگ فاخر
روز هفته ماه سال

    Sorry, no posts matched your criteria.

    Sorry, no posts matched your criteria.

    Sorry, no posts matched your criteria.

    Sorry, no posts matched your criteria.

دسته بندی خوانندگان
همکاران